دکترین
شاهد این مطلب آن است که واژه شرط در مورد شروط ابتدایی
شاهد این مطلب آن است که واژه شرط در مورد شروط ابتدایی غیر مندرج در عقود و همچنین در باره خود عقد بیع که از مصادیق التزام است و نیز مطلق عهد در روایات به کار رفته است.۳ از آنچه گفته شد مشخص گردید که همه مفاهیم لغوی و عرفی شرط را می توان در دو معنا خلاصه کرد: جعل شیء در ضمن شیء دیگر (التزام در ضمن عقد)، و تعلیق شینی بر شیء دیگر. اما برگشت معنای شرط به یک مفهوم جامع، مورد تردید بعضی از فقیهان قرار گرفته؛ زیرا به نظر آنان در شرط به معنای «الزام و التزام در ضمن عقد»، تعلیق و اناطه ای وجود ندارد، بلکه عقد ظرف و شرط مظروف آن است و تعلیقی ایجاد نمی شود و در صورت تخلف از شرط خدشه ای بر صحت عقد وارد نمی آید، بلکه مشروط له فقط خیار فسخ پیدا می کند.
از دیدگاه بعضی از فقیهان، شرط ضمن عقد را می توان با هر دو مفهوم ارائه شده برای شرط توجیه کرد؛ زیرا اگر ضمانت اجرای امتناع از ایفای شرط را الزام مشروط علیه» می دانیم، شرط ضمن عقد به معنای الزام و التزام است و اگر ضمانت اجرا را تسلط مشروط له بر فسخ عقد می دانیم، شرط ضمن عقد، شرط به معنای «عدم عند العدم» است. در واقع شرط ضمن عقد، شرط استمرار و تداوم عقد است و اگر شرط منتفی شود و مشروط علیه آن را ایفا نکند، استمرار و تداوم عقد منتفی است و مشروط له حق بر هم زدن آن را دارد. اما این نظریه در بعضی از منابع فقهی پس از تجزیه و تحلیل، رد شده است.
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
