دکترین
شَرْع (مفرداتقرآن): کاربردها
به مواردی از شَرْع که در قرآن به کار رفته است، اشاره میشود: شَرِیعَةٍ (آیه ۱۸ سوره جاثیه)" name="_ شَرِیعَةٍ (آیه ۱۸ سوره جاثیه)" title=" شَرِیعَةٍ (آیه ۱۸ سوره جاثیه)" >۲.
۱ - شَرِیعَةٍ (آیه ۱۸ سوره جاثیه) ( ثُمَّ جَعَلْناکَ عَلی شَرِیعَةٍ مِنَ الْاَمْرِ فَاتَّبِعْها وَ لا تَتَّبِعْ اَهْواءَ الَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ ) «سپس تو را در راه آشکاری از امر دین قرار دادیم، از آن پیروی کن و از هواهای نادانان پیروی نکن.» شَرَعَ (آیه ۱۳سوره شوری)" name="_ شَرَعَ (آیه ۱۳سوره شوری)" title=" شَرَعَ (آیه ۱۳سوره شوری)" >۲.
۲ - شَرَعَ (آیه ۱۳سوره شوری) ( شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّینِ ما وَصَّی بِهِ نُوحاً وَ الَّذِی اَوْحَیْنا اِلَیْکَ وَ ما وَصَّیْنا بِهِ اِبْراهِیمَ وَ مُوسی وَ عِیسی اَنْ اَقِیمُوا الدِّینَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فِیهِ ) «برای شما از دین آنچه به نوح توصیه کرده آشکار و روشن کرده است و آنچه را که به تو وحی کردهایم و آنچه را که به ابراهیم و موسی و عیسی وصیت کردهایم. دین را با حفظ و عمل بپا دارید و در آن فرقه فرقه نشوید.» ظاهر سیاق آن است که ( لَکُمْ ) خطاب به حضرت رسول (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و امّتش است و چون ( اَوْحَیْنا اِلَیْکَ ) با شرع نوح مقابل آمده، ظاهر مراد از آن مختصات اسلام است. روشن میشود که اولوالعزم این پنج نفر هستند و شریعت اسلام جامع تمام شریعتهاست و تمام شریعتها، شریعت این پنج نفر است. لازمه این سخن آن است که پیش از حضرت نوح شریعتی که شامل قوانین اجتماعی و رافع اختلافات اجتماع بوده باشد، وجود نداشته است. شُرَّعاً (آیه ۱۶۳ سوره اعراف)" name="_ شُرَّعاً (آیه ۱۶۳ سوره اعراف)" title=" شُرَّعاً (آیه ۱۶۳ سوره اعراف)" >۲.
۳ - شُرَّعاً (آیه ۱۶۳ سوره اعراف) ( اِذْ تَاْتِیهِمْ حِیتانُهُمْ یَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً وَ یَوْمَ لا یَسْبِتُونَ لا تَاْتِیهِمْ ) «در روز سبت ماهیان آنها آشکار میآمدند و روی آب ظاهر میشدند و در غیر سبت آشکار نمیشدند.» شرع به صورت لازم و متعدی هر دو آمده است. شارع به معنی شریعتگذار، قانونگذار و همچنین به معنی آشکار است. شرّع در آیه، جمع شارع و به معنی آشکار م. ب.. شِرْعَةً (آیه ۴۸ سوره مائده )" name="_ شِرْعَةً (آیه ۴۸ سوره مائده )" title=" شِرْعَةً (آیه ۴۸ سوره مائده )" >۲.
۴ - شِرْعَةً (آیه ۴۸ سوره مائده ) ( وَ اَنْزَلْنا اِلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتابِ وَ مُهَیْمِناً عَلَیْهِ فَاحْکُمْ بَیْنَهُمْ بِما اَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ اَهْواءَهُمْ عَمَّا جاءَکَ مِنَ الْحَقِّ لِکُلٍّ جَعَلْنا مِنْکُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَکُمْ اُمَّةً واحِدَةً وَ لکِنْ لِیَبْلُوَکُمْ فِی ما آتاکُمْ ) (و این کتاب قرآن را به حق بر تو نازل کردیم، در حالى که کتب پیشین را تصدیق مىکند و با آنها هماهنگ است، و نگاهبان و حاکم بر آنها است؛ پس بر طبق آنچه خدا نازل کرده، در میان آنها حکم کن و از هوا و هوسهاى آنان پیروى نکن؛ و از احکام الهى، روى مگردان. ما براى هر کدام از شما امتها، آیین و طریقه روشنى قرار دادیم؛ و اگر خدا مىخواست، همه شما را امّت واحدى قرار مىداد؛ خدا مىخواهد شما را در آنچه به شما ارزانى داشته بیازماید.)
منبع: تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۸، ص۲۵۳ · تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۱۸، ص۳۷ · تفسیر المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی، ج۸، ص۳۸۳ · ترجمه قرآن، ص ۱۱۶
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
