دکترین
شمول مرور زمان — آنچه که به زعم فقهای شورای نگهبان
یکی از موارد صدور قرار عدم استماع دعوا و در واقع باید گفت مهم ترین موضوع چنین قراری گذشتن مدتی است که پس از آن برابر قانون دعوای مطروحه دیگر شنیده نمی شود. باید توجه داشت که قابل استماع نبودن دعوا در فرض شمول مرور زمان متوقف بر طرح ایراد آن از سوی خوانده دعوا است و مادام که چنین ایرادای مطرح نشود نمی توان از استماع دعوا خودداری نمود.
مقررات مربوط به مرور زمان و چگونگی شمول آن بر دعاوی در قانون آیین دادرسی مدنی سال ۱۳۱۸ به تفصیل پیش بینی شده بود و پس از اظهار نظر فقهای شورای نگهبان راجع به آن در محاکم کمتر مورد استفاده قرار گرفت. اما چون در برخی از قوانین ماهوی نظیر قانون تجارت برای برخی از دعاوی مانند دعاوی مربوط به حمل و نقل و دعاوی مربوط به اسناد تجاری مدت مرور زمان در نظر گرفته شده و از طرفی نظریه فقهای شورای نگهبان نیز راجع به مرور زمان تعرضی به مقررات قانون تجارت و مانند آن نداشت، دادگاه های دادگستری و حتی شعب دیوان عالی کشور نیز در صورت شمول مرور زمان بر دعوای مطروحه و ایراد خوانده به آن مقررات مرور زمان را اجرا و به ایراد مطروحه ترتیب اثر میدادند.
آنچه که به زعم فقهای شورای نگهبان در تطبیق و بررسی مقررات مرور زمان با ضوابط و مقررات شرعی مغایر شرع شناخته شد و در نهایت نیز در قانون آئین دادرسی مدنی مصوب ۷۹/۱/۲۱ پیش بینی نگردید، ظاهراً تلقی و برداشت آن شورا از اجرای مقررات مرور زمان به سقوط حق یا حقوق مکتسب ذی حق بوده است. مطابق اصول و ضوابط مقرر در شرع مقدس اسلام هرگاه حقی ایجاد شود، زوال آن مستلزم جهات شرعی و قانونی است والا صرف تعرض اشخاص ثالث به حق مزبور و مسلط شدن آنان به مدت طولانی بر حق یاد شده و انقضای مواعد مقید در قانون موجب سقوط حق ذی حق یا مالک نخواهد شد. چه حق مزبور به قوت خود باقی است و جز از طریق موجبات زوال حق (مانند اعراض) یا انتقال ارادی یا قهری آن ب. غ. از تملک یا سلطه قانونی ذی حق خارج نمی گردد. جهاتی مانند مصادره اموال یا ملی اعلام کردن اموال نیز در زمره این موارد استثنایی هستند. پنداری به تعبیر شورای نگهبان مقررات مرور زمان در امور مدنی از جمله مقررات مسقط حق تلقی و خلاف موازین شرعی شناخته شد. حال آنکه به حکایت مواد ۷۳۱ و ۷۳۲ و ۷۳۵ قانون آئین دادرسی مدنی سابق مصوب ۱۳۱۸ با انقضای مواعد مقرر در شمول مرور زمان و ایراد خوانده دعوا دعوا دیگر شنیده نشده و حق اقامه دعوا را ساقط میکند، اما حق طلبکار به قوت خود باقی است زیرا مطابق ماده ۷۳۵ همان قانون و <a class="artref" href="/ماده/ماده-266-a_0815110235912">ماده ۲۶۶ قانون مدنی</a> هر گاه مدیون به اختیار خود طلب دائن را داده باشد نمیتواند به استناد این که مورد دین مشمول مرور زمان شده بود، استرداد آن را بخواهد. بنابراین ب. ت. ب. اینکه در متن نظریه شورای نگهبان به روشنی آمده که مغایرت مقررات مرور زمان با شرع به لحاظ آن است که با گذشتن مدتی، دعوا در دادگاه شنیده نمی شود، بنابراین به نظر میرسد که آن شورا نیز بر ماهیت مرور زمان در زمان صدور نظریه واقف بوده و با علم به این موضوع آن را مخالف شرع تشخیص داده است. شاید بتوان از جهتی این نظریه را با لحاظ ضوابط و موازین شرعی صحیح شمرد. زیرا صیانت و ضمانت اجرای هر نوع حقی امکان اقامه دعوا در مراجع قضایی و حق دادخواهی افراد در این مراجع است اصول ۳۴ و ۱۵۹ قانون اساسی حال هرگاه امکان طرح دعوا و دادخواهی به منظور حفظ حقوق حقه و استیفای آن از تضییع کننده حق، بنا به جهات و موجباتی همانند گذشت مواعد قانونی و شمول مرور زمان از ذی حق سلب گردد، دیگر نمی توان آن را حق نامید حق تا زمانی معتبر و حق شناخته میشود که بتوان با مراجعه به دادگاه آن را تضمین نمود و از مضیع باز ستاند. در غیر این صورت مورد ادعا را نمیتوان مسمی به حق دانست.
۱ نظر اکثریت فقهای شورای نگهبان مندرج در روزنامه رسمی شماره ۱۱۵۰۲ مورخ ۱۳۶۳۱۶/۳: مواد ۷۳۱ به بعد در مورد مرور زمان که مقرر می دارد پس از گذشتن مدتی (۱۰ سال - ۲۰ سال - سه سال یکسال و غیره دعوی در دادگاه شنیده نمی شود، مخالف با موازین شرع تشخیص داده شد.».
عدم پذیرش قواعد مربوط به مرور زمان در امور مدنی توسط شورای نگهبان و رد آن در امور مدنی بیشتر براین پایه و نظریه استوار است که این مقررات، حقوق مسلم و مکتسب افراد را تضییع می کند خواه آن که قواعد مزبور را مسقط حق بشناسیم یا این که باعث سقوط حق اقامه دعوای خواهان شود. به همین علت قانونگذار نخواسته تا در حقوق قانونی شخاص و افراد دخالت کند و بدون رضایت آنان و به صرف شمول مواعد مندرج در مرور زمان و ایراد خوانده دعوا حق مزبور را نادیده بگیرد. اما چنین فرضی در امر کیفری به ویژه در مجازاتهای بازدارنده و اقدامات تامینی و تربیتی متصور نیست؛ بلکه بر عکس مقنن در سقوط مجازاتها مداخله نموده و حق عمومی را در این خصوص به عنوان متولی امر تحت الشعاع قرار می دهد. اینکه به جهت شمول مرور زمان امکان تعقیب متهم منتفی شده و یا اجرای حکم صادره نیز متوقف گردد، اصولاً حقوق مکتسب افراد را از بین نمی برد بلکه اجرای حق عمومی جامعه در بخشی از مجازاتها و واکنش اجتماعی مانند مجازاتهای بازدارنده و اقدامات تأمینی و تربیتی به جهت اهمیت کم آن و یا کهنه شدن موضوع و جلوگیری از اشتغال بی وجه مسئولین امر قضا متوقف خواهد شد.
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1
موارد مرتبط 33
آرای مرتبط 6
-
رأی
هماستناد
شرایط تحقق و اعمال کیفر سرقت حدی
ماده 266 ق.م
-
رأی
هماستناد
شرایط تحقق و اعمال کیفر سرقت حدی
ماده 266 ق.م
-
رأی
هماستناد
درخواست صدور حکم قصاص از جانب معاون دادستان
قانون مدنی و عدم شمول ماده 266
-
رأی
هماستناد
درخواست صدور حکم قصاص از جانب معاون دادستان
قانون مدنی و عدم شمول ماده 266
-
رأی
هماستناد
اشتباه در هدف گیری در قتل عمد
ماده 266 ق.م
-
رأی
هماستناد
اشتباه در هدفگیری در قتل عمد
ماده 266 ق.م
نظریات مشورتی 2
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/2387 مورخ 1383/05/28 اداره کل حقوقی قوه قضائیه درخصوص قتل طفل متولد از زنا توسط پدر با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 266 ق.م
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/99/1003 مورخ 1399/10/15
ماده 266 قانون مدنی خروج موضوعی دارد
نشستهای قضایی 1
-
نشست قضایی
هماستناد
اخذ مخارج اداره اموال غایب از مالک و استرداد آن به استناد ماذون نبودن
ماده 266 قانون مدنی
مواد مرتبط 1
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 266 — قانون مدنی
ماده 266 قانون مدنی هر گاه مدیون به اختیار خود طلب داین را داده باشد نمیتو
دکترین 23
-
مقاله
هماستناد
تعهدات طبیعی — از جمله موانع موضوعی که باب ورود
ماده 266 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تعهدات طبیعی — به موجب ماده ۲۶۶ ق
ماده 266 ق.م
-
مقاله
هماستناد
قلمرو تعهد طبیعی — ما توسعه قلمرو تعهدات طبیعی فراتر از
ماده 266 ق.م
-
مقاله
هماستناد
قلمرو تعهد طبیعی — منحصر کرد
ماده 266 ق.م
-
مقاله
هماستناد
قلمرو تعهد طبیعی — منحصر کرد
ماده 266 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تعهد طبیعی در حقوق تطبیقی — تکلیف اخلاقی میداند و جنبش جدید آن
ماده 266 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تعهد طبیعی در حقوق تطبیقی — حقوق فرانسه اجرای اجباری اعمال حق حبس
ماده 266 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تعهد طبیعی در حقوق تطبیقی — حقوق فرانسه اجرای اجباری اعمال حق حبس
ماده 266 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تعهد طبیعی در حقوق تطبیقی — ندارد
ماده 266 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تعهد طبیعی در حقوق تطبیقی — منع صدور دستور موقت به درخواست
ماده 266 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تعهد طبیعی در حقوق تطبیقی — منع صدور دستور موقت به درخواست
ماده 266 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تعهد طبیعی در حقوق تطبیقی — مسئله آنجاست که درخواست پیش از اقامه
ماده 266 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تعهد طبیعی در حقوق تطبیقی — متعهد نیز ممکن است با تحریف واقع
ماده 266 ق.م
-
مقاله
هماستناد
مبنای تعهد طبیعی و روش های ورود آن به دنیای تعهدات حقوقی کامل (مقاله علمی وزارت علوم)
ماده 266 قانون مدنی
-
مقاله
هماستناد
مبانی نظری تعهدات طبیعی
ماده 266 ق.م
-
مقاله
هماستناد
تصمیم و رأی دادگاه ۳۶۹ — فریدون نهرینی
ماده 266 قانون مدنی در تمام مواردی که دادگاه قرار عدم استماع دعوا را صادر
-
مقاله
هماستناد
تصمیم و رأی دادگاه ۳۶۹ — اگر چه در مستنداتی نظیر ماده ۱۶۳
ماده 266 قانون مدنی در تمام مواردی که دادگاه قرار عدم استماع دعوا را صادر
-
مقاله
هماستناد
تصمیم و رأی دادگاه ۳۶۹ — اگر چه در مستنداتی نظیر ماده ۱۶۳
ماده 266 قانون مدنی در تمام مواردی که دادگاه قرار عدم استماع دعوا را صادر
-
مقاله
هماستناد
قواعد فقه بخش قضایی قواعد فقه بخش قضایی — مطالبه باشد
ماده 266 قانون مدنی در مبحث وفای به عهد در خصوص تعهدات طبیعی اشعار می دارد
-
مقاله
هماستناد
قواعد فقه بخش قضایی قواعد فقه بخش قضایی — به استناد آن مقوله نمی تواند انجام
ماده 266 قانون مدنی در مبحث وفای به عهد در خصوص تعهدات طبیعی اشعار می دارد
-
مقاله
هماستناد
قواعد فقه بخش قضایی قواعد فقه بخش قضایی — به استناد آن مقوله نمی تواند انجام
ماده 266 قانون مدنی در مبحث وفای به عهد در خصوص تعهدات طبیعی اشعار می دارد
-
مقاله
هماستناد
مفاد قاعده اقرار (قواعد فقه): عناصر تعریف اقرار
ماده 266 قانون مدنی در مبحث وفای به عهد در خصوص تعهدات طبیعی اشعار می دارد
-
مقاله
هماستناد
قاعده اقرار (قواعد فقه): پیشینه تحقیق درباره قاعده
ماده 266 قانون مدنی در مبحث وفای به عهد در خصوص تعهدات طبیعی اشعار می دارد
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
