دکترین
ضمان از دین آینده
یا به وجود نیامده باشد، مقررات مزبور، دلالت بر پذیرش تبعی بودن تعهد ضامن دارد، بدین ترتیب که در دین آینده، تعهد ضامن، تابع ایجاد دین بر ذمه مدیون اصلی است. انتقال دین معلق به ذمه ضامن را میتوان پذیرفت؛ زیرا فرض بر این است که دین، با همه اوصاف و ویژگیهای خود منتقل میگردد؛ و دیگر چه تفاوتی مینماید که منجز یا معلق باشد؟ چرا که در فاصله بین انشای عقد و تحقق شرط ، بدون تردید، یک رابطه حقوقی میان داین و مدیون به وجود آمده؛ که باید مفاد آن را رعایت نموده؛ و نسبت به آن پایبند باشند، ولی نباید رابطه مزبور را با دین مشتبه نمود، در واقع پیدایش دین، مؤخر بر تحقق شرط بوده؛ و تا آن زمان، نمیتوان آن را بر ذمه مشروطٌ علیه مستقر دانست.
منبع: حقوق مدنی قراردادهای ویژه (اشاعه، شرکت مدنی، تقسیم مال مشترک، ودیعه، وکالت، ضمان)، میزان، 1388 · حقوق مدنی (عقود معین، قسمت چهارم) (عقود اذنی، وثیقههای دین، ودیعه، عاریه، وکالت، ضمان)، سهامی انتشار، 1389
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
