دکترین
طبقه بندی مجازاتها در قانون مجازات اسلامی
طبقه بندی مجازاتها در قانون مجازات اسلامی
معیارهای مختلفی برای تقسیم مجازات در حقوق جزائی ایران وجود دارد:
▪مجازاتها در قانون مجازات اسلامی به موجب ماده ١۴ آن به چهار دسته تقسیم شده اند:
۱-حد
۲-قصاص
۳-دیه
۴-تعزیر
١-حد
حد از نظر اصطلاح به آن عقوبتی میگویند که برای آن در کتاب و سنت معین شده است.در اصطلاح فقهی، مراد از حدود در این بحث، با توجه به معنای واژه،
برخی مجازاتهای بدنی با اندازههای مشخص است که از جانب شرع برای جرائمی خاص تعیین شده است.
به موجب ماده ١۵ قانون مجازات اسلامی حد مجازاتی است که موجب، نوع، میزان و کیفیت اجرای آن در شرع مقدس، تعیین شده است که مشتمل است بر قتل، تازیانه، قطع عضو و نفی بلد .
حدود بسته به نوع جرائم، اشکال و انواعی دارد: سنگسار ( رَجم ) برای زنای مُحصَن یا محصنه (مرد یا زن متأهل)، صد ضربه تازیانه برای زنای غیرمحصن یا غیرمحصنه، هشتاد ضربه تازیانه برای قذف و شرابخواری (جَلْد)، به دار آویختن (صَلب) برای محاربه، بریدن انگشتان دست به جرم سرقت، و تبعید در پارهای موارد مانند محاربه، قوّادی و زنای محصن. گاهی تکرارِ جرمِ مستوجبِ حد، موجب تغییر نوع حد میشود، مانند بریدن پای سارق در بار دوم، حبس ابد در بار سوم و قتل او در بار چهارم. در بیشتر موارد، تکرار جرمِ حدی در بار سوم یا چهارم، مشمول مجازات مرگ میگردد.
۲-قصاص
قصاص در لغت، به معنی هر نوع دنباله روی و پی جویی نمودن- کین کشی به مثل کشنده را کشتن- مجازات- عقاب- سزا- جبران- تلافی آمده است. [۱]
محمد جعفر لنگرودی- مبسوط در ترمینولوژی ص ۲۹۱۹ .
[۲]
حسن میر حسینی – سقوط مجازات ص ۱۵/ ابوالقاسم گرجی.
قصاص از نظر اصطلاحی، به معنای تلافی و استیفای عینی جنایتی که در قتل عمدی، قطع عضو و جرح عمدی بر مجنی علیه وارد شده است میباشد به شکلی که اثر به جای مانده از جنایت عیناً روی جانی اجرا شده و به دست آید.
قصاص در جنایت قتل عمدی را قصاص النفس میگویند و قصاص در جنایات قطع عضو و جرح را قصاص عضو گویند.
طبق ماده ١۶ قانون مجازات اسلامی، قصاص مجازات اصلی جنایات عمدی بر نفس، اعضا و منافع است که به شرح مندرج در کتاب سوم این قانون اعمال می شود.
۳-دیه
دیه مفرد دیات است و از ریشۀ «ودی» به معنای راندن و رد کردن است.
در لغت به معنی پرداخت خونبها و عقل آمده چرا که با پرداخت آن نزاع و اختلاف بین طرفین کنار گذاشته میشود. دیه مالی است که در صورت وقوع جنایت بر نفس و یا اعضای بدن و یا ایراد جرح باید ادا شود.
به عبارت دیگر دیه مالی است که پرداخت آن به سبب قتل و یا جنایت بر نفس و یا عضو بر عهدۀ جانی و یا قائم مقام او می باشد و باید آن را به مجنیعلیه و یا ولی او ادا کند و در اصطلاح حقوقی، دیه مالی است که از طرف شارع برای جنایات تعیین شده است.
ماده ١٧ قانون مجازات اسلامی در تعریف دیه می گوید: دیه اعم از مقدر و غیر مقدر، مالی است که در شرع مقدس برای ایراد جنایت غیر عمدی بر نفس، اعضا و منافع و یا جنایت عمدی در مواردی که به هر جهتی قصاص ندارد به موجب قانون مقرر می شود. ماده ۴۴٨ همین قانون در تکمیل این تعریف گفته است : «دیه مقدر، مالی است که در شرع مقدس به سبب جنایت غیر عمدی بر نفس، عضو یا منفعت، یا جنایت عمدی در مواردی که به هر جهت قصاص ندارد، مقرر شده است.» و در ادامه طبق ماده ۴۴۹ قانون مجازات اسلامی، دیه غیر مقدر اینگونه تعریف شده است: «ارش، دیه غیرمقدر است که میزان آن در شرع تعیین نشده است و دادگاه با لحاظ نوع و کیفیت جنایت و تاثیر آن بر سلامت مجنی علیه و میزان خسارت وارده با در نظر گرفتن دیه مقدر و با جلب نظر کارشناس میزان آن را تعیین می کند. مقررات دیه مقدر در مورد ارش نیز جریان دارد مگر اینکه در این قانون ترتیب دیگری مقرر شود.» اصولاَ در جنایات غیر عمدی وارد بر جسم و جان انسان، دیه تعلق میگیرد. در مورد جنایات عمدی گرچه اصل اولیه بر قصاص است ولی در مواردیکه امکان قصاص وجود ندارد یا شخص آسیب دیده بر پرداخت دیه توافق نماید با شرایطی دیه پرداخت میشود. [۲]
ق، م، ا، ماده ۱۵.
۴-تعزیر
تعزیر یعنی كیفری که در شرع از حیث مقدار مشخص نیست و در مقابل حد است و در فقه بر كیفرى اطلاق مىشود كه برخلاف حد، شارع مقدّس اندازهاى براى آن تعیین نكرده است. [۱]
جواهر الکلام ج۴۱، ص۲۵۴.
بر اساس ماده ۱۸ قانون مجازات اسلامی، تعزیر مجازاتی است که مشمول عنوان حد، قصاص یا دیه نیست و به موجب قانون در موارد ارتکاب محرمات شرعی یا نقض مقررات حکومتی تعیین و اعمال میگردد. ...
ادامه مطلب را در بخش Add a comment ببینید.
1 comment
بختیار سید نظامی
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
