دکترین
طلاق در اسلام: دنیای مدرن و طلاق
با آنکه در گذشته زندگی بشر، تلاشهای فکری و قانونی برای جلوگیری از طلاق، هرگز به اندازه امروز نبود و مانند امروز درباره علل پیدایش و افزایش و راههای جلوگیری از طلاق به فکر نبودند، اما طلاق در گذشته بسیار کمتر از امروز بود. طبیعی است علت افزایش طلاق در دنیای امروز وضعیت زندگی اجتماعی و روابط و اخلاق انسان مدرن است که علل طلاق و گسست خانواده را فزونی بخشیده است. مجله نیوزویک چاپ آمریکا مینویسد: «سراب طلاق نه تنها تازه پیوندها، بلکه مادران آنها و زن و شوهران دیرینه پیوند را هم به خود میکشد، به طوری که از جنگ دوم به این طرف، سطح طلاق در آمریکا به طور متوسط از سالی ۰۰۰/۴۰۰ طلاق پایینتر نرفته است.
سن متوسط دو میلیون زن مطلقه آمریکایی ۴۵ سال است. با وجودی که پس از طلاق، زن آمریکایی خویشتن را آزادتر از آزاد حس میکند، ولی مطلقههای آمریکایی - چه جوان و چه میانسال - شادکام نیستند و این ناشادی را میتوان از میزان روز افزون مراجعات زنان به روانکاو و روانشناس، یا از پناه بردن به الکل و یا افزایش سطح خودکشی دریافت. خلاصه اینکه زن آمریکایی همین که از دادگاه طلاق با پیروزی بیرون میآید، میفهمد که زندگی بعد از طلاق آنچنان که میپنداشته بهشت نیست.» «اکنون نرخ طلاق (شمار زوجهای جدا شده در هر ۱۰۰۰ نفر) در ایالات متحده به طور قابل ملاحظهای بالاترین نرخ در جهان است.
این نرخ بین سالهای ۱۹۶۵ تا ۱۹۸۰ به بیش از دو برابر رسید. پیشبینی میشود که نیمی از ازدواجهایی که در سال ۱۹۸۶ صورت گرفته، به طلاق بیانجامد، و نزدیک به دو سوم تمام ازدواجهای منعقد شده در سال ۱۹۸۸ نیز منجر به جدایی گردد. بین سالهای ۱۹۷۰ و ۱۹۸۱، تعداد خانوادههایی که سرپرستی آنان را زنان طلاق گرفته بر عهده داشتند، از ۹۵۶۰۰۰ به ۷/۲ میلیون رسید. از سال ۱۹۷۲، هر ساله بیش از یک میلیون کودک درگیر مسئله طلاق شدهاند؛ در سال ۱۹۸۴، از هر پنج کودک آمریکایی یک کودک در خانواده تک سرپرست زندگی میکرد، و در سال ۱۹۸۶، ۲۴ درصد تمام کودکان زیر هیجده سال در خانوادههای تک سرپرست زندگی میکردند، در حالی که این رقم در سال ۱۹۶۰، ۹ درصد بود. » «در زمانهایی نه چندان دور، طلاق رویدادی غمبار و یا یک رسوایی تلقّی میشد.
افراد اندکی جرأت میکردند از لزوم طلاق آسان سخن بگویند، زیرا با واکنش اکثر مردم مواجه میگردیدند، اما در فاصله سالهای ۱۹۶۰ و ۱۹۸۵، میزان طلاق دو برابر شد، به طوری که تقریبا نیمی از ازدواجها به دادگاه طلاق ختم میشد. در حدود سال ۱۹۸۵، دیگر کسی طلاق را رسوایی به حساب نمیآورد. حمایت از طلاق از دهه ۱۹۷۰ آغاز شد. امروزه سرزنش زن و مرد به خاطر طلاق، نه تنها از فرهنگ عامه مردم حذف شده، بلکه در کتابهای حقوقی نیز دیگر نشانی از آن وجود ندارد.
اگر ی. ا. ط. ازدواج مرتکب زنا شده باشد، هیچ مجازاتی در انتظارش نیست. زن و مرد به طور مساوی از حق طلاق، حق مشارکت در استفاده از داراییها، حق سرپرستی کودکان و حق دریافت نفقه برخوردار هستند. » «بین سالهای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ میزان طلاق در بریتانیا به طور ثابت هر سال ۹ درصد افزایش یافت و در طی آن دهه دو برابر شد. تا سال ۱۹۷۲، تا اندازهای در نتیجه قانون سال ۱۹۶۹، که برای بسیاری طلاق را آسانتر کرد که در بند ازدواجهای از مدتها پیش مرده مانده بودند، میزان طلاق مجدداً دو برابر شده بود. »
منبع: مرتضی مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، ص ۲۳۰ - ۲۳۱ · وندی شلیت و دیگران، فمینیسم در آمریکا تا سال ۲۰۰۳. ج۱، ص ۲۹۱ · همان، ج۲، ص ۱۴۵ · آنتونی گیدنز، جامعه شناسی، ص ۴۳۸
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
