دکترین
عقوبت: نتیجهگیری
تا حال باید مشخص شده باشد که توجیه مجازات، موضوعی نیست که بتوان در چارچوب یک نظریه، از آن به بحث و گفتگو پرداخت. در واقع بخشی از جذابیت فلسفه مجازات این است که میتوان از نظرگاههای کاملا متفاوتی، با آن مواجه شد. میتوان در برابر آن، رویکرد گذشتهنگر یا آیندهنگر اتخاذ کرد. میتوان توجه اصلی را به مصلحت اجتماعی یا عدالت فردی معطوف داشت، یا این که، مجرم یا مجنی علیه کانون توجه قرار گیرند. پارهای از فیلسوفان، تردید کرده اند که آیا توجیهات پیشنهاد شده برای مجازاتها، بر مبنایی استوارند یا خیر.
و برخی حتی اظهار داشتهاند مجازات بخشی از سیستم کنترل اجباری است که در یک جامعه حقیقتا عادلانه جایگاهی نخواهد داشت. چنین اندیشهای، متعلق به مدینه فاضله است؛ در هر الگویی که برای نحوه سازماندهی جامعه، در مقام عمل، ارائه شود و بخواهد از حداقل مقبولیت برخوردار باشد، مجازات به هر شکلش، عنصری اجتناب ناپذیر باقی خواهد ماند. حتی اگر میزان جرم به گونهای پیوسته و چشمگیر کاهش مییافت، یقینا جامعه همچنان، کیفرهایی را در قبال تجاوز جدی به حقوق افراد مثل قتل و سرقت مقرر میداشت.
و هرگاه چنین جرایمی واقع میشد، جامعه، مهیای تحمیل مجازاتهای مربوط به هریک میگردید. زیرا سیستم ضمانت اجرای کیفری، روشی است که به موجب آن، جامعه مرزهای امور مجاز را معین میسازد؛ جامعه قواعد اساسی و مبناییای را که تجاوز از آنها قابل تحمل نیست، مشخص میکند. این نقش بیان کننده و تقبیح کننده مجازات، نمیتواند به خودی خود توجیهی برای سیستم کیفری باشد، برایاین توجیه، ما باید به یک یا چند نظریه از نظریاتی که در بالا مورد بحث قرار دادیم، استناد کنیم.
ولی بد نیست که در پایان این بحث، بر اهمیت نقش نمادین مجازات تاکید نماییم. در جوامع استبدادی، مجازات، نماد ظلم و جور دولت است. اما در یک جامعه آزاد، مجازات، نماد حاکمیت قانون است. چهره عدالت، از روزگاران گذشته به گونهای تصویر میشد که چشمان او را بسته اند؛ یعنی مجازات بدون جانبداری از کسی، بر ثروتمند یا فقیر، افراد معروف یا عادی اعمال میشود یا باید بشود. وجود یک سیستم کیفری که بر اساس انصاف و عدالت سازماندهی شده باشد، و در آن قانونگذار در قبال هر جرمی، کیفری قرار داده باشد، نشانه این است که جامعه نمیتواند تجاوز به حقوق شهروندان را از ناحیه هیچ کس تحمل کند؛ حال، متجاوز هرکه باشد.
از آنجا که لازمه سیستم کیفری، به کار بردن زور و اجبار است، وجودش علامت این است که جامعه کامل نیست. ولی سیستم کیفری، نشانه این هم هست که جامعه، به رغم تمامی عیبها و نقصانهایی که دارد، به شدت متعهد شده است که از حقوق اعضای خود حمایت کند.
منبع: W.D. Ross, The rights and the good۱۹۳۰
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
