دکترین
علم رجال: پیشینه
در دوران تابعین اسناد احادیث بیشتر مورد توجه و بررسی قرار گرفت. به عقیده شاخت منسوب کردن این سخن به ابنسیرین صحیح نیست. در باب دیدگاه دیگر خاورشناسان در باب آغاز شکلگیری اسناد. برای اثبات این نظر، به گزارشهایی، از جمله قول خود ابنسیرین استناد شده است؛ از جمله نقلی از وی که گفته است فتنه زمانی واقع شد که صحابه پیامبر ده هزار تن بودند. در هر حال، محدّثان با گذشت زمان و در پی گسترش دامنه تصرفات مسلمانان و پیدایش مذاهب عقیدتی و احزاب سیاسی، به ویژه آنجا که حدیث درباره مسائل فقهی و حلال و حرام بود، در اخذ و نقل حدیث دقت و مراقبت بسیاری ورزیدند و شروط زیادی برای راوی حدیث وضع کردند.
مستند آنان در این کار، جز مشاهدات حسی و حکم عقل به جایزالخطا بودن انسانها، منقولات فراوان از پیامبر اکرم بود که مسلمانان را در این زمینه به احتیاط فرا خوانده بود. مثلا براساس نقل ابنعباس از پیامبر اکرم، آن حضرت روایت از راوی غیرعادل یا غیرثَبت را از عوامل نابودی امت دانسته است. در آغاز که علوم نقلی چندان از هم تفکیک نشده بود، احکام و ضوابط رجالی مانند دیگر علوم حدیثی، به صورت اظهارنظرهای پراکنده و نامنسجم و عمدتاً در حوزه علل الحدیث در حاشیه احادیث ابراز و گاه ثبت میشد، اما به تدریج این اظهارات از کتابهای حدیثی منفک شد و مثلا به صورت اقوال یا سؤالات فلانی در باب رجال درآمد. ۸.۱.
۱ - قرن دوم قواعد و ضوابط رجالی در میان تابعین و محدّثان نیمه اول قرن دوم، ملموس و دور از قوانین فنی و پیچیده دورههای بعد بود. مثلا، نخستین اصلی که از تتبع در اقوال آنان به عنوان اصلی عقلایی و معیار به دست میآید این است که پذیرش حدیث راوی منوط است به میزان اطمینان و اعتماد به او، و این از رفتار اخلاقی و میزان پایبندی او به دین برداشت میشود. دروغگویی از مهمترین اسبابی بود که اطمینان به راوی و حدیث او را مخدوش میساخت و بسیاری از راویان بدین سبب جرح میشدند.
بر این اساس است که شافعی میگفت ابنسیرین و ابراهیم نخعی و بسیاری دیگر از تابعین، حدیث را جز از افراد معروف نقل نمیکردند و هیچیک از عالمان حدیث را ندیدم که با این روش مخالفت کند. ابراهیم نخعی هم میگفت وقتی قصد داشتیم حدیث از شیخی نقل کنیم، از او درباره خوراک و پوشاک و خرج و دخل زندگیاش میپرسیدیم، اگر روشن و براساس راستی و درستی بود حدیثش را اخذ میکردیم و در غیر این صورت، نزد او نمیرفتیم. راوی این روایت میافزاید که شعبه خود در آن زمان از فقیرترین مردم بود.
پایبند بودن یا پایبند نبودن به پارهای از اصول اعتقادی مورد اختلاف هم از جمله قواعد ابتدایی و ملموسی بود که برای جرح یا تعدیل یک راوی به کار میرفت. یکی دیگر از اسباب نقل کردن حدیث از یک راوی، سبّ صحابه بود؛ در گفتههای آنها، ضوابطی چون راستگویی، داشتن حافظه خوب، خطای اندک در دریافت و نقل، شهرت، ترک بدعت و دوری از گناهان کبیره، از شرایط راوی دانسته شده است. مثلا گفته میشد از راویانی با این اوصاف حدیث نوشته نشود: دروغگو؛ کسی که زیاد خطا میکند اما آن را اصلاح نمیکند؛ بدعتگذاری که دیگران را به بدعتش دعوت میکند؛ راویی که احادیث خود را از حفظ نیست و با اینحال از حافظه نقل میکند؛ و شیخی که حدیثشناس نیست، گرچه اهل فضل و عبادت باشد. ۸.۱.
۲ - قرن سوم از نیمه قرن سوم، مباحث و قواعد رجالی به مباحث و ضوابط محدّثان و رجالیان نزدیکتر شد. همچنین است نقل نکردن از کسانی که غالبآ حدیث منکر یا غلط نقل میکنند. از این زمان این بحث نیز مطرح شد که به سبب طولانی شدن اسناد حدیث، برای اطمینان یافتن از صحت حدیث، چیزهایی مانند صحت کتابها و نوشتهها معیار قرار گیرد. ازاینرو گفته شد که راوی حدیث به سه چیز نیاز دارد: حفظ، صداقت و صحت کتابهایش؛ هرچند اگر در یکی خطا کرد و دو شرط دیگر را داشت، زیانی نخواهد داشت.
به عقیده او خداوند از صحابه که شاهد وحی و تنزیل قرآن بودهاند و با تفسیر و تاویل آن آشنا، شک و دروغ و خطا را دور کرده است پس در پذیرش روایات آنان جای بحث نیست. این ضابطه رجالی در واقع مسئلهای اعتقادی بود که به نظر میرسد در اواخر قرن دوم و اوایل قرن سوم هجری پدید آمده باشد. مباحث طریق نقل نیز در همین زمان نظاممند شده است. ضعف راویِ بعد از راوی موردنظر؛ نقل روایت به شکل مُرسل؛ منقطع بودن روایت؛ و سرانجام، وجود راوی مُدلِّس در طریق نقل، زیرا ممکن است او از فرد ضعیفی حدیث شنیده باشد و تا وقتی که چگونگی سماع او روشن نشده باشد، نمیتوان حدیثش را حجت دانست.
در این دوره همچنین این مسئله مهم در مورد عدالت راوی مطرح شده است که آیا تایید عدالت (تعدیل) راوی از باب تایید عدالت شاهد است یا با آن فرق دارد. در دورههای بعد این بحث کاملتر شد و کسانی که تعدیل راوی را از باب تعدیل شاهد میدانستند، به حدیثی منسوب به پیامبر اکرم استناد میکردند که بر اساس آن حدیث را باید از کسانی گرفت که شهادتشان روا شمرده میشود؛ هرچند این حدیث ضعیف شمرده شده است. در میان گزارشهای قرن دوم و سوم از اقوال محدّثان و رجالیان این دوران، اصطلاحاتی همچون مُنکَرُالحدیث، متروکالحدیث و مانند آن به چشم میخورد. بیشتر مصطلحات ناظر به جرح و تعدیل در این دوره از آن یحیی بن معین است.
منبع: الجامع الصحیح، ج۱، ص۱۴۱۵، بیروت، دارالفکر · الجامع الصحیح، ج۱، ص۱۵، بیروت، دارالفکر · ج۲، ص۱۳۵، ed S M Stern، translated from the German by C R Barber and S M Stern، London ۱۹۶۷-۱۹۷۱ · ج۱، ص۳۶ـ۳۷، Oxford ۱۹۶۷ · تاریخ طبری، ج۱، ص۱۸۲۵ · المستشرقون و الحدیث النبوی، ج۱، ص۱۰۹ـ۱۱۱، عَمّان ۱۴۲۰/۱۹۹۹ · السنة و مکانتها فی التشریع الاسلامی، ج۱، ص۹۰، بیروت ۱۴۰۵/۱۹۸۵ · العلل ومعرفة الرجال، ج۳، ص۱۸۲، چاپ وصی اللّه عباس، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸ · المستشرقون والحدیث النبوی، ج۱، ص۱۱۳ـ۱۱۴، عَمّان ۱۴۲۰/۱۹۹۹ · الکامل فی ضعفاء الرجال، ج۱، ص۱۴۲، چاپ یحیی مختار غزّاوی، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۸ · التمهید لما فی المُوَطَّا من المعانی و الاسانید، ج۱، ص۵۸، چاپ مصطفیبن احمد علوی و محمد عبدالکبیر بکری، ۱۴۰۸/۱۹۸۸ · المصنَّف فی الاحادیث و الآثار، ج۱، ص۲۵۶، چاپ سعید محمد لحّام، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۹ · الجامع الصحیح، ج۱، ص۱۲، بیروت، دارالفکر · کتاب التمییز، ج۱، ص۱۷۸، در محمد مصطفی اعظمی، منهج النقد عند المحدثین:نشاته و تاریخه، ریاض ۱۴۱۰/۱۹۹۰ · یحیی بن معین وکتابه التاریخ، ج۱، ص۱۰، مکه ۱۳۹۹/۱۹۷۹ · الجامع الصحیح، ج۱، ص۱۷، بیروت، دارالفکر · المحدث الفاصل بین الراوی والواعی، ج۱، ص۴۰۵، چاپ محمد عجاج خطیب، بیروت ۱۴۲۰/۲۰۰۰ · الکامل فی ضعفاء الرجال، ج۱، ص۱۵۶، چاپ یحیی مختار غزّاوی، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۸ · المحدث الفاصل بین الراوی والواعی، ج۱، ص۴۰۹، چاپ محمد عجاج خطیب، بیروت ۱۴۲۰/۲۰۰۰ · ج۱، ص۲۶۰، چاپ یحیی مختار غزّاوی، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۸ · الطبقات الکبری، ج۶، ص۲۲۸ · الکامل فی ضعفاء الرجال، ج۱، ص۱۵۴، چاپ یحیی مختار غزّاوی، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۸ · کتاب الضعفاء الکبیر، ج۱، ص۸، چاپ عبدالمعطی امین قلعجی، بیروت ۱۴۱۸/۱۹۹۸ · ج۱، ص۸، چاپ عبدالمعطی امین قلعجی، بیروت ۱۴۱۸/۱۹۹۸ · کتاب التمییز، ج۱، ص۱۷۸۱۷۹، در محمد مصطفی اعظمی، منهج النقد عند المحدثین:نشاته و تاریخه، ریاض ۱۴۱۰/۱۹۹۰ · کتاب الضعفاء الکبیر، ج۱، ص۱۳۱۴، چاپ عبدالمعطی امین قلعجی، بیروت ۱۴۱۸/۱۹۹۸ · العلل ومعرفة الرجال، ج۲، ص۴۴۸، چاپ وصی اللّه عباس، بیروت ۱۴۰۸/۱۹۸۸ · الجامع الصحیح، ج۱، ص۲۳، بیروت، دارالفکر · الجامع الصحیح، ج۱، ص۲۹، بیروت، دارالفکر · الکامل فی ضعفاء الرجال، ج۱، ص۱۵۹، چاپ یحیی مختار غزّاوی، بیروت ۱۴۰۹/۱۹۸۸ · الجرح والتعدیل، ج۱، ص۷۱۱، حیدرآباد، دکن ۱۳۷۱ ۱۳۷۳/ ۱۹۵۲۱۹۵۳، چاپ افست بیروت، بیتا · ج۱، ص۱۹۰ـ۲۰۶، provenance and authorship of early h¤ ad¦ith، Cambridge ۱۹۸۳ · اضواء علی السنة المحمدیة، ج۱، ص۳۳۹ـ۳۶۳، او، دفاع عن الحدیث، قاهره · ج۱، ص۷۱۱، حیدرآباد، دکن ۱۳۷۱ ۱۳۷۳/ ۱۹۵۲۱۹۵۳، چاپ افست بیروت، بیتا · المجروحین من المحدثین والضعفاء والمتروکین، ج۱ ص۶۲-۸۹، چاپ محمود ابراهیم زاید، حلب ۱۳۹۵ ۱۳۹۶/۱۹۷۵۱۹۷۶ · الثقات، ج۱، ص۱۱ ۱۲، حیدرآباد، دکن ۱۳۹۳۱۴۰۳/ ۱۹۷۳۱۹۸۳، چاپ افست بیروت · المجروحین من المحدثین والضعفاء والمتروکین، ج۱ ص۹۰-۹۵، چاپ محمود ابراهیم زاید، حلب ۱۳۹۵ـ ۱۳۹۶/۱۹۷۵ـ۱۹۷۶ · الجامع الصحیح، ج۱، ص۷، بیروت، دارالفکر · المجروحین من المحدثین والضعفاء والمتروکین، ج۱ ص۲۵، چاپ محمود ابراهیم زاید، حلب ۱۳۹۵ ۱۳۹۶/۱۹۷۵۱۹۷۶ · الطبقات الکبری، ج۶، ص۲۲۳ · معجم مصطلحات الحدیث و لطائف الاسانید، ج۱، ص۴۷۰ـ۴۷۴، ریاض ۱۴۲۰/۱۹۹۹ · الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۴۲ · الجرح و التعدیل، ج۱، ص۱۲۲، تونس ۱۴۳۱/۲۰۱۰
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
