دکترین
فسخ
فسخ ، به معنای زائل گردانیدن، تباه گردانیدن رأی، شکستن، ویران ساختن، باطل کردن، نقض کردن، برهم زدن آمده است. چنین بیان شده است که فسخ، حقی است که شخص به موجب آن، میتواند از حق قانونی یا قراردادی خود، استفاده نموده و عقدی را برهم زند. اختلاف در خصوص مساحت مورد معامله در قرارداد صلح سرقفلی: اگر ملکی به شرط داشتن مساحت معین فروخته شده باشد و بعد معلوم شود که کمتر از آن مقدار است، مشتری حق فسخ معامله را خواهد داشت و اگر معلوم شود که بیشتر است، بایع میتواند آن را فسخ کند مگر این که در هر دو صورت، طرفین به محاسبه زیاده یا نقیصه تراضی نمایند.
باید توجه داشت حق فسخ ناشی از تفاوت در مساحت معین مورد معامله ، انحصار به عقد بیع نداشته و ندارد و این مبنا در سایر عقود از جمله صلح سرقفلی هم جایگاه طرح را داشته و خواهد داشت. اختلاف وصف مبیع با شرط قراردادی: درصورتی که مبیع فاقد وصف مقرر در قرارداد باشد مانند آن که طرفین در قرارداد درج کرده اند که اسب مورد معامله دوازده ساله و قادر به شرکت در مسابقه باشد اما اسب تحویلی سنش چهارده سال است و قادر به شرکت در مسابقه نیست، در چنین حالتی اختلاف مبیع با شرایط قرارداد ، عیب مبیع محسوب نمی شود و حق دریافت ارش برای خریدار وجود ندارد. در این مورد خریدار تنها حق فسخ معامله به علت تخلف از وصف را دارد.
منبع: بررسی ماهیت قراردادهای پیمان و پیمانکاری EPG، جنگل، 1397 · حقوق مدنی (جلد ششم) عقود معین، انتشار، 1390
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
