دکترین
مفهوم مالکیت — نخستین نکته ای که باید راجع به
در انگلستان مالکیت به عنوان اختیارات کامل انتفاع و انتقال که به وسیله قانون مجاز شناخته شده توصیف گردیده است. مالک میتواند از زمین خود بهره مند شود و از آن استفاده نماید و یا آن را بفروشد یا هبه کند. مالکیت زمین از تعمیم تصرف آن به وجود آمده است. حقوق مالکین اولیه مبتنی بر تصرف بوده و در قرون وسطی مالکیت مالک بر ملک مبتنی بر مفهوم مالکیت فئودالی اراضی بوده است. این مفهوم از حق مبتنی بر تصرف ناشی می شده است. گفتنی است که در انگلستان تا پیش از نیمه قرن شانزدهم میلادی، واژه مالکیت استعمال نمی گردیده و قبل از قرن نوزدهم، حتی واژه مال هم متداول نبوده و به جای واژگان مذکور به ترتیب از واژه های تصرفات و دارایی استفاده می شده است. اما به مرور زمان و ب. ت. ب. پیشرفت های صنعتی و با رشد اقتصاد سرمایه داری تفکر مالکیت هم رشد یافته است و سرانجام «حق تصرف» به «حق مالکیتی که ما امروز می شناسیم تبدیل شده است.
راجع به مالکیت در تاریخ انگلستان و عرف پذیرش آن باید اشاره کرد که درک مؤثر این مفهوم، به مقوله کنترل مالکانه زمین باز می گردد. تصور مالکیت در انگلیس، امری نشأت گرفته از انقلاب صنعتی این کشور در قرن نوزدهم و مرتبط با دوران جدید است. با این حال ابزار اصلی مالکیت ب. ت. ب. مالکیت اراضی در حقوق قدیم انگلستان قابل تعریف است. همچنین باید توجه داشت که در روزگار اخیر تفسیر مهمی از مالکیت با مفهوم فلسفی وارد حقوق شده که مشاهده تاریخی آن در تعریف تجربی اموال میسر است. نظریه جدید اموال ب. ت. ب. حق انحصار و حق انتفاع از مال در یک سیستم حقوقی و اداری استوار م. ب.. به این ترتیب ماهیت و اساس مالکیت در حقوق انگلیس مفهومی جامع و در عین حال تصویری ساده است. رکن اصلی این مفهوم در ارتباط با ملک متکی بر تسلط و اقتدار بر زمین است. به عبارت دیگر بهترین تعریف از مالکیت همان نتیجه ای است که در توصیف اقتدار مالکانه بر ملک و حفظ موقعیت آن به وسیله شخص به وجود می آید. مفهوم مالکیت در چنین حالتی مفهومی استوار است که ضمانت اجرای رسمی نهادهای دولتی را نیز در خود مستتر داوید رنه - نظام های بزرگ حقوقی معاصر ترجمه دکتر … و دکتر … و دکتر … انتشارات مرکز نشر دانشگاهی چاپ چهارم ۱۳۷۸، صفحات ۳۴۷ و ۳۴۸.
پدفیلد کالین فرانک - حقوق به زبان ساده ترجمه دکتر … منبع صفحات ۴۳۷ و ۴۳۸ و .۴۴۳ دارد. حتی مالکیت در عرف نیز نوعی استقلال نهادینه شده محسوب می شود که واجد حالت انحصاری است هر چند وصف انحصاری بودن آن مشکلاتی نیز به دنبال داشته باشد.
پدفیلد کالین فرانک - حقوق به زبان ساده ترجمه دکتر اسماعیل صغیری همان منبع صفحات ۴۳۷ و ۴۳۸ و .۴۴۳ دارد. حتی مالکیت در عرف نیز نوعی استقلال نهادینه شده محسوب می شود که واجد حالت انحصاری است هر چند وصف انحصاری بودن آن مشکلاتی نیز به دنبال داشته باشد.
از آنچه گفته شد، نتیجه گرفته میشود که مالکیت در انگلستان پدیده ای بیش از اشتغال به یک حرفه است. با وجود این معنی و مفهوم مالکیت در عرف نمی تواند معنی و مفهومی بالاتر از تصرف عینی ملک داشته باشد. این مفهوم پدیده ای جاری و مستظهر به نظامات و مقررات دولتی است تا یک نفر بتواند کنترل ملکی را در اختیار داشته باشد و بتواند تصمیم بگیرد که چگونه آن را مورد استفاده قرار دهد. از این جهت می توان مالکیت را پدیده ای مادی و فیزیکی دانست. اما استادان کامن لا متذکر شده اند که مالکیت در واقع نتیجه قانون است و حضور یا عدم حضور قانون در تثبیت آن می تواند به نتایج مهمی منتج شود که بر مقوله مالکیت تأثیر گذار است.
نخستین نکته ای که باید راجع به حقوق مالکیت املاک در انگلیس مورد توجه قرار گیرد این است که هیچ شهروندی نمی تواند مالک زمین باشد. از لحاظ نظری تمام اراضی متعلق به پادشاه است و تنها مقام سلطنت واجد صلاحیت داشتن زمین محسوب می شود. مبنای این عقیده به تسخیر انگلستان توسط قوم نورمان در قرن یازدهم میلادی باز می گردد و حتی امروز نیز رواج دارد. پس شهروندان نمی توانند مالکیت زمینی را داشته باشند که در آن سکونت یا اشتغال دارند. ولی می توانند با اجازه دولت پادشاهی از زمین استفاده کنند. به عبارت دیگر آنچه که فرد می تواند دارا باشد مجموعه ای از حقوق و تکالیف است که به قطعه ای زمین ارتباط دارد. حقوقدانان به گونه ای قابل فهم به منافع متعلق به زمینی که افراد دارند، عنوان دارایی ملکی داده اند. بر اساس این نظریه زمین متعلق به دولت است و صرفاً افرادی می توانند از این عنوان برخوردار باشند که حقوق مشخصی در ارتباط با زمین به آنها داده شده باشد.
⚠ احتیاط: 1 واژهٔ ناخوانا با «...» جایگزین شد.
نخستین نکته ای که باید راجع به حقوق مالکیت املاک در انگلیس مورد توجه قرار گیرد این است که هیچ شهروندی نمی تواند مالک زمین باشد. از لحاظ نظری تمام اراضی متعلق به پادشاه است و تنها مقام سلطنت واجد صلاحیت داشتن زمین محسوب می شود. مبنای این عقیده به تسخیر انگلستان توسط قوم نورمان در قرن یازدهم میلادی باز می گردد و حتی امروز نیز رواج دارد. پس شهروندان نمی توانند مالکیت زمینی را داشته باشند که در آن سکونت یا اشتغال دارند. ولی می توانند با اجازه دولت پادشاهی از زمین استفاده کنند. به عبارت دیگر آنچه که فرد می تواند دارا باشد مجموعه ای از حقوق و تکالیف است که به قطعه ای زمین ارتباط دارد. حقوقدانان به گونه ای قابل فهم به منافع متعلق به زمینی که افراد دارند، عنوان دارایی ملکی داده اند. بر اساس این نظریه زمین متعلق به دولت است و صرفاً افرادی می توانند از این عنوان برخوردار باشند که حقوق مشخصی در ارتباط با زمین به آنها داده شده باشد.
در حقوق اسلام بر مبنای قاعده تسلیط و با الهام از حدیث نبوی الناس مسلطون علی اموالهم مالک در هر نوع تصرف مادی و حقوقی در ملک خود دارای حق و اختیار است. بنابراین همان گونه که از گذشته های دور شهرت داشته مالکیت حقی مطلق و انحصاری و دائمی است و به موجب آن مالک می تواند در حدود قوانین و مقررات در موضوع مالکیت خود، تصرفات مادی و معنوی کند. او می تواند شخصاً از عین ملکو خود استفاده کند و یا با واگذاری منافع آن از ثمره و حاصل ملک خود متنفع گردد و یا ملک خود را ... کند و یا آن را موضوع وصیت یا وقف قرار دهد و یا آن را رها سازد و یا حتی آن را نابود نماید. این حقوق قبلاً در اصول متعدد متمم قانون اساسی مشروطه ایران و اینک نیز در قانون اساسی جمهوری اسلامی به انحاء مختلف مورد تأکید قرار گرفته است.
⚠ احتیاط: 1 واژهٔ ناخوانا با «...» جایگزین شد.
در حقوق اسلام بر مبنای قاعده تسلیط و با الهام از حدیث نبوی الناس مسلطون علی اموالهم مالک در هر نوع تصرف مادی و حقوقی در ملک خود دارای حق و اختیار است. بنابراین همان گونه که از گذشته های دور شهرت داشته مالکیت حقی مطلق و انحصاری و دائمی است و به موجب آن مالک می تواند در حدود قوانین و مقررات در موضوع مالکیت خود، تصرفات مادی و معنوی کند. او می تواند شخصاً از عین ملکو خود استفاده کند و یا با واگذاری منافع آن از ثمره و حاصل ملک خود متنفع گردد و یا ملک خود را ... کند و یا آن را موضوع وصیت یا وقف قرار دهد و یا آن را رها سازد و یا حتی آن را نابود نماید. این حقوق قبلاً در اصول متعدد متمم قانون اساسی مشروطه ایران و اینک نیز در قانون اساسی جمهوری اسلامی به انحاء مختلف مورد تأکید قرار گرفته است.
در حقوق ثبت املاک هم به عنوان بخشی از حقوق خصوصی منظور از حق استعمال امکان برخورداری و بهره مندی مالک از عین ملک خود نظیر سکونت در آن است و مراد از احق استثمار هم، امکان انتفاع مالک از منافع ملک خود بدون استفاده شخصی است. مثلاً مالک ملک خود را اجاره می دهد و مال الاجاره آن را وصول می کند. غرض از حق اخراج نیز کلیه تصرفات حقوقی و مادی مالک در ملک خود است. بنا به تعبیر برخی از استادان حق تصرف به مفهوم عام آن اعم از دو حق دیگر می شود و شامل هر گونه تصرف است. مانند بیع که موجب انتقال مالکیت است و مانند اتلاف که قاطع آن است و آنچه که از این قبیل باشد در محدوده حق تصرف قرار دارد.
در این میان، قانونگذار مدنی ایران با این که تعریفی از مالکیت به دست نداده، اما فصل اول باب دوم از کتاب اول قانون مدنی را به مالکیت اختصاص داده است و پیش از پرداختن به موضوع مالکیت در ماده ۲۹ قانون مزبور مقرر میدارد ممکن است اشخاص نسبت به اموال علاقه های ذیل را دارا باشند (1) مالکیت اعم از عین یا منفعت .
(۲) حق انتفاع. (۳) حق ارتفاق به ملک غیر. پس نخست لازم است ب. ت. ب. متون قانونی اشاره ای به اوصاف مالکیت در حقوق کنونی شود. گفته شد که مالکیت حقی مطلق»، «انحصاری و دائمی است و به موجب آن مالک می تواند در حدود قوانین و مقررات در مال موضوع مالکیت خود، تصرفات مادی و معنوی کند.
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
