دکترین
قاعدة التلف فی زمن الخیار ممن الاخبار له — مبیع قبض شده باشد
به نظر می رسد که این استدلال قابل خدشه است؛ زیرا با قبض ثمن معین موضوع استصحاب تغییر می یابد و جایی برای استصحاب باقی نمی ماند. ب. ت. ب. مباحث ارائه شده، پاسخ آخرین مسئله، یعنی نقش قبض در مورد اجرای قاعده به طور دقیق روشن شد؛ زیرا مادام که قبض انجام نگرفته، ضمان معاوضی به عهده بایع است و در فرض تلف ضمان بایع از مصادیق قاعده تلف مبیع قبل از قبض خواهد بود.
عناصر قاعده در قانون مدنی ایران مختص به مشتری باشد و در مدت خیار، مبیع تلف شود، این تلف از اموال بایع قانون مدنی ایران قرار گرفته است به شرح زیر است: معامله باید بیع باشد و این حکم شامل دیگر عقود نیست؛
حکم این ماده اختصاص به مبیچ دارد و در مورد تلف ثمنی که عین معین است، حکمی ندارد؛ اگرچه همان طور که گفتیم بعضی فقها آن را در ثمن نیز جاری دانسته اند؛ ولی نظریه اقوا عدم جریان این حکم نسبت به ثمن است؛
مبیع باید عین شخصی باشد و اگر مبیع کلی بوده و مصداق آن انتخاب و به طرف داده شده باشد، چنین حکمی وجود ندارد؛ . مبیع باید تلف شده باشد؛ پس اگر مبیع اتلاف شود، قاعده جاری نیست؛
مبیع قبض شده باشد؛ در غیر این صورت موضوع تابع قاعده تلف مبیع قبل از قبض است و از شمول این قاعده خارج خواهد بود؛ مبیع باید در زمان وجود خیار تلف شده باشد؟
خیار باید خیار حیوان یا شرط یا مجلس باشد؛ خیارات مذکور باید مختص مشتری باشد؛ یعنی در خیار مجلس و در خیار شرط نیز وقتی این قاعده حکمفر ماست که فقط برای مشتری خیار وجود داشته باشد. پس اگر خیار مشترک باشد یا علاوه بر مشتری شخص ثالثی نیز خیار داشته باشد و یا آنکه خیار مختص به بایع باشد، در صورت تلف مبیع، قاعده جاری نیست؛ چراکه در این گونه موارد مسئولیت مشتری منطبق با اصول بوده نیازی به اجرای قاعده نیست؛
. تلف شدن مبیع نباید مستند به تفریط مشتری باشد. روایات و همچنین <a class="artref" href="/ماده/ماده-453-a_0815110236100">ماده ۴۵۳ قانون مدنی</a> ایران دلالت دارد که با تحقق شرایط بالا تلف از مال بایع محسوب می شود؛ ولی آیا بایع موظف به پرداخت مثل یا قیمت همانجا.
. همان جا و البیع، ج ۵، ص ۳۱۸ و موسوی بجنوردی، محمد حسن، القواعد الفقهیة، ج ۲) ص ۱۲۹. شرایع الاسلام، ج ۲، ص ۲۴. است یا اینکه منظور از عبارت تلف از مال بایع محسوب می شود این است که عقد منفسخ می شود و مبیع به ملکیت او در می آید و در ملکیتش تلف خواهد شد؟
پاسخ آن است که چنانچه مبیع در زمان خیار مختص تلف شود، بیع منفسخ شده بایع باید ثمن را مسترد دارد؛ زیرا در حقیقت مفاد این قاعده آن است که ضمان معاوضی که قبل از تسلیم مبیع به عهده بایع بوده پس از تسلیم آن به مشتری در مدت خیار مختص به مشتری نیز باقی خواهد ماند و پس از انقضای مدت مزبور این ضمان به مشتری منتقل می شود. اثر بقای ضمان معاوضی بر عهده بایع، انفساخ عقد در فرض تلف است؛ بدین نحو که لحظه ای قبل از تلف، مبیع به ملکیت بایع در می آید و در ملک او تلف شده و عقد منفسخ می شود؛ در نتیجه بایع باید ثمن را به مشتری برگرداند و هرگاه مشتری آن را نپرداخته باشد از پرداخت آن بری خواهد علاوه بر این، وحدت تعبیری که در روایات مربوط به تلف مبیع قبل از قبض با روایات راجع به تلف مبیع در زمان خیار مختص وجود دارد نشان می دهد که هر دو شکل تلف، موجب انفساخ عقد میشود و فقها به طور صریح بدین مطلب استناد کرده و حقوق دانان نیز از همین نظریه پیروی کرده اند. بنا بر آنچه گفتیم با گردآمدن عناصر بالا هرگاه مبیع در زمان خیار مختص به مشتری تلف شود، معامله به حکم قانون منفسخ می شود.
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
