دکترین
قرار توقیف دادرسی — توقیف دادرسی به علت فوت یکی از
شاخص ترین قرار توقیفی و تعلیقی قرار توقیف دادرسی است. این قرار هنگامی صادر میشود که یکی از اصحاب دعوا فوت نماید یا محجور شود و یا سمت یکی از اصحاب ۱. حکم شماره ۹/۴۶۵ مورخ ۱۳۲۰/۹/۳۱ شعبه ۴ دیوان عالی کشور قرار رد دعوی (از جهت این که دعوی مزبور در دادگاه دیگر اقامه شده) به استناد ماده ۱ قانون تسریع صحیح نیست. زیرا ماده مذکور و همچنین مواد بعد از آن دلالت ندارد که دادگاه در این مورد قرار رد دعوی صادر کند بلکه مفاد این مواد این است که اگر دادگاه ایراد را وارد دانست از رسیدگی امتناع کرده و در هر مورد قراری مناسب این مورد صادر نماید. پس در موردی که همان موضوع یا موضوع دیگری که با ادعای خواهان ارتباط کامل دارد در دادگاه دیگری تحت رسیدگی است دادگاه باید امتناع از رسیدگی کرده و قضیه را به دادگاهی که همان موضوع یا موضوع مربوط به آن تحت رسیدگی است بفرستد نه این که قرار رد دعوی بدهد.» به نقل از احمد متین، مجموعه رویه قضایی قسمت حقوقی، صص ۲۲۳ و ۲۲۴.
ر سب ان سمت داخل دادرسی شده از بین برود. ماده ۱۰۵ ق.آ.د.م به این موضوع اختصاص دارد. برای مثال چنانچه اصیل در دعوا خواه خواهان یا ،خوانده فوت کند یا سمت اشخاصی که به ترتیب مقرر در ماده ۵۲ ق.آ.د.م از سوی اصیل دارای سمت قانونی هستند و می توانند از جانب آنان در دادرسی شرکت کنند مانند قیم، متولی موقوفه وصی، مدیر شرکت و امثال آن زایل شود، دادرسی به حالت تعلیق و توقیف در می آید. توقیف دادرسی به نحو خودکار صورت نمی گیرد بلکه پس از احراز آن توسط دادگاه با صدور قراری با همین نام یعنی قرار توقیف دادرسی انجام می شود. چنانچه سمت وکیل زایل شود یا حتی فوت نماید، دادرسی توقیف و معلق نمی گردد. در چنین صورتی حتی دادرسی به تأخیر نمی افتد بلکه چنانچه نیازی به توضیح باشد، دادگاه مراتب را در صورتمجلس درج میکند و با بیان موارد توضیح به موکل (اصیل) اطلاع می دهد که شخصاً یا توسط وکیل دیگری در موعد مقرر برای ادای توضیح در دادگاه حاضر شود ماده ۴۰ ق.آ.د.
م).
اگر چه عنوان قرار توقیف دادرسی به صراحت در ماده ۱۰۵ ق.آ.د.م نیامده است اما فقدان درج این عنوان باعث نمیشود که دادگاه بدون اتخاذ و صدور چنین قراری دادرسی را به حالت تعلیق در آورد. زیرا توقیف و ایستایی کوتاه مدت دادرسی چنان که در ماده ۱۰۵ ق.آ.د.م نیز پیش بینی شده خود به خود و به طور قهری صورت نمی گیرد بلکه باید با تصمیم قضایی که دادگاه اتخاذ میکند به انجام برسد. این تصمیم نیز از نوع ۱۰۴ ق.آ.د.م نیز حکایت از آن دارد که جریان دادرسی نمی تواند رها و بدون موضوع و حجر یا زوال سمت یکی از اصحاب دعوا تأثیری در دادرسی نسبت به دیگران نداشته باشد که در این صورت چنانچه اخذ توضیحی لازم نباشد، دادرسی به تأخیر نمی افتد و در صورت نیاز به توضیح، دادگاه مراتب را در صورت مجلس قید می کند و با ذکر موارد توضیح به موکل اطلاع میدهد که شخصا یا توسط وکیل جدید در موعد مقرر برای ادای توضیح حاضر شود..
موعد مقرر برای ادای توضیح حاضر شود.. دستور باشد؛ چنانچه دادگاه بخواهد دادرسی جریان داشته باشد یا جلسه رسیدگی دیگری برای استماع تشکیل بدهد، میبایست علت آن را زیر صورتجلسه درج نماید. با این حال، توقیف دادرسی تنها با درج آن زیر صورتجلسه دادگاه انجام نمی پذیرد بلکه باید در این خصوص با یک تصمیم قضایی که قرار نام دارد، اجرا شود. دادرسی پس از ایستایی و توقیف آن هنگامی دوباره به حرکت در می آید که هم جانشین شخص فوت شده یا شخصی که سمت وی از بین رفته تعیین و معرفی گردد و هم ذی نفع ادامه جریان دادرسی را درخواست نماید. در صورتی که فوت یا حجر یا زوال سمت یکی از اصحاب دعوا تأثیری در دادرسی نسبت به دیگران نداشته باشد، دادرسی مربوط به دیگران متوقف نمی گردد و ادامه خواهد یافت. افزون بر آن ایستایی و توقف رسیدگی در دیوان عالی کشور نیز به موجب تبصره ماده ۴۳۴ ق..دم مورد پیش بینی قرار گرفته است؛ ایستایی رسیدگی دیوان عالی کشور هنگامی رخ می دهد که از حکم فرجام خواسته درخواست اعاده دادرسی نیز بشود که در این صورت اگر دادگاه صادر کننده حکم مورد اعاده دادرسی پس از ارجاع قرار قبولی درخواست. اعاده دادرسی را صادر نماید رسیدگی فرجامی در دیوان عالی کشور تا صدور حکم در دادگاه مزبور متوقف خواهد شد.
توقیف دادرسی به علت فوت یکی از اطراف رسیدگی و اجرایی در سایر قوانین نیز پیش بینی شده است؛ از جمله میتوان از ماده ۳۱ ق.آ.د.م راجع توقف عملیات اجرایی حکم به علت فوت م. ع. یا حجر او و ماده ۲۲۱ قاج یاد کرد.
موارد مرتبط 19
آرای مرتبط 3
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
رای وحدت رویه شماره 714 مورخ 1388/12/11 هیات عمومی دیوان عالی کشور | حق دادخواهی و انتخاب وکیل در نظام حقوقی ایران: تحلیل اصول قانون اساسی و قوانین دادرسی
ماده 31 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی
-
رأی
هماستناد
رای شماره 132 مورخ 1401/03/21 هیات تخصصی مالیاتی، بانکی دیوان عدالت اداری
ماده 31 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب و کثیری دیگر از قوانی
-
رأی
هماستناد
صدور قرار رد دعوا در صورت عدم اقامه دعوا از ناحیه وکیل
ماده 31 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب به انتخاب وکیل اشاره
نظریات مشورتی 3
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/1615 مورخ 1396/07/17
ماده 31 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی برای هر
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/3736 مورخ 1386/06/04
ماده 31 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب سال
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/663 مورخ 1398/08/18
ماده 31 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی 1379
نشستهای قضایی 1
-
نشست قضایی
هماستناد
اعلام وکالت همزمان سه وکیل از خوانده در پروندهی حقوقی
ماده 31 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی به هر یک
مواد مرتبط 1
-
استناد
از این صفحه
ماده 31 — قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی
ماده 31 ق.آ.د.م
دکترین 11
-
مقاله
هماستناد
قرار توقیف دادرسی — موعد مقرر برای ادای توضیح حاضر شود
ماده 31 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
و کلا و نمایندگان حقوقی اصحاب دعوا
ماده 31 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
و کلا و نمایندگان حقوقی اصحاب دعوا — دو سوی اجرا می توانند با معرفی
ماده 31 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
ضرورت ابلاغ — در مواردی ابلاغ حکم قطعی لازم الاجرا
ماده 31 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
ضرورت ابلاغ — ابلاغ حکم به نماینده حقوقی قانونی و
ماده 31 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
ضرورت ابلاغ — ابلاغ حکم به نماینده حقوقی قانونی و
ماده 31 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
ابلاغ حکم با فرض تعدد وکلا
ماده 31 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
ابلاغ حکم با فرض تعدد وکلا — چنانچه خواهان و خوانده با بهره از
ماده 31 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
ذی نفع اصلی در اعتراض به اقدام دادورز — در جریان مستثنیات دین ذی نفع اصلی
مواد 31 و 33 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
ذی نفع اصلی در اعتراض به اقدام دادورز — هر یک از دو سوی اجرا می
مواد 31 و 33 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
ذی نفع اصلی در اعتراض به اقدام دادورز — هر یک از دو سوی اجرا می
مواد 31 و 33 ق.آ.د.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
