دکترین
مالیات (فقه): مخالفین با مالیات
اینان برای استوار ساختن دیدگاه خود به دو دلیل تمسک جستهاند:
۱. محترم بودن مالکیت شخصی.
۲. نبود دلیل برای گرفتن مالیات. پیامبر- صلی الله علیه و آله- فرمود:الناس مسلّطون علی اموالهم. مردمان بر اموالشان سلطه دارند. یا میفرماید:حرمة ماله (المؤمن) کحرمة دمه. مال مؤمن همچون خون وی محترم است. دست اندازی در مال غیر بدون اجازه وی برای هیچ کس جایز نیست. اتلاف اسراف تبذیر احتکار ربا قمار استثمار و هرگونه استفاده نامشروع از مال ممنوع است. حتی استفاده مشروع از اموال نیز بستگی دارد به این که به دیگران زیانی وارد نیاید.
از دیدگاه این مکتب برپایی عدالت اجتماعی وظیفه ای است همگانی. بر این اساس هر فرد مسلمان با جامعه و همگنهایش پیوندی ناگسستنی دارد. خود و بستگان خود را در پیوند با جمع میبیند. در بهرهگیری از داراییهای خود حقوق مشترک اجتماعی را در نظر میگیرد. با احساس خلاءهای اقتصادی در جامعه و نیازهای ضروری دیگران از آنچه به دست آورده به اندازه کفاف بهره میگیرد و افزون بر آن را ایثارگرانه در اختیار دیگران میگذارد و این را بر خود واجب میداند.
به عنوان مثال: هر شخص میتواند با پدید آوردن شبکه آبرسانی و کانال کشی در زمین ملکی خود و یا در زمین مباح از آبهای عمومی استفاده بَرد و آب را در دایره ملک خود در آورد. پیامبر اکرم- صلی الله علیه و آله- بین بادیه نشینان حکم فرمود که نباید فزونی آب را از دیگران جلوگیرند و نباید فزونی علوفه را بفروشند. هر کس زمینی دارد باید خود آن را کشت کند یا اجازه دهد برادرش آن را به زیر کشت درآورد. و نباید آن را به یا اشتراک در محصول یا به مقدار مشخص از طعام اجاره دهد.
در همین مقال به شرح از دلیلهای شرعی که گرفتن مالیات را نه تنها جایز که درپارهای شرایط واجب میشمارند سخن خواهیم گفت. اساساً برابر قواعد فقهی برگرفته از احادیث امامان- علیه السلام- استفاده از همه چیز رواست مگر آن که بدانیم شریعت ما را از آن بازداشته است. بر همین اساس بیشتر فقها اصل در اشیاء و امور را بر جواز و برائت اصلیه میدانند. به دست میآید که در این حکومتها مالیاتهایی به طور منظم و مشخص وجود داشته است. این نشان میدهد که از زمانهای دور از آن روزی که بشر توانسته به زندگی اجتماعی خویش نظامی بدهد و حکومتی پدید آورد گرفتن مالیات را به فطرت و عقل خویش دریافته است.
پس در اصلِ بایستگی نهادن مالیات همه حکومتها الهی یا بشری اشتراک دارند ولی چگونگی و چندی آن ب. ت. ب. تغییر و تحوّل در سطح زندگی و فرهنگ حاکم بر حکومتها و آگاهی مردمان هر عصر تفاوت مییابد.
منبع: روزنامه اطلاعات، چهارشنبه ۲۸ آذر، ماه ۶۳ · روزنامه اطلاعات، پنج شنبه ۲۹ آذر، ماه ۶۳ · بحارالانوار، علامه مجلسی ج۸، ص ۶۱۰، مؤسسة الوفاء بیروت · ج۸، ص۶۱۰، دار احیاء التراث العربی بیروت · الاحتجاج، طبرسی، ص۳۶۷ · نساء/سوره۴، آیه۱۳۵ · مائده/سوره۵، آیه۲ · ذاریات/سوره۵۱، آیه۱۹ · نهج البلاغه، فیض الاسلام نامه ۲۱ · توبه/سوره۹، آیه۳۴ · وسایل الشیعه، ج۱۷، ص۳۳۳ · سنن ابی داود، ج۳، ص۲۵۹، شماره ۳۳۹۵ دار احیاء التراث العربی بیروت · وسائل الشیعه، ج۴، ص۱۹۷ · تاریخ هردوت، ترجمه وحید مازندرانی کتاب سوم، ص ۲۲۲ ۲۲۵
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
