Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

البته طبق تبصره های ۱ و ۲ ماده ۶ قانون تقسیم و فروش املاک مورد اجاره به زارعین مستأجر، راجع به املاکی که تقاضای ثبت آنها مورد اعتراض قرار گرفته باشند و نیز راجع به املاکی که از طرف مراجع قانونی توقیف و تأمین شده باشند، متقاضی ثبت ی. ن. ق. و ی. ق. م. او در اجرای مقررات قانون مزبور طرف معامله محسوب می شود. اما قبوض و وجوه مربوط به این گونه املاک به صندوق ثبت محل سپرده میشود تا پس از تعیین تکلیف از سوی مراجع قانونی به صاحب آنها پرداخت گردد و اداره ثبت نیز تمام و یا قسمتی از قبوض و وجوه مزبور را در مورد املاک مجهول المالک و تقاضای ثبت نشده و نیز در مورد املاک توقیف یا تأمین شده با گرفتن تأمین کافی به ذینفع تسلیم میکند و همین اقدام را در مورد املاکی که مورد اعتراض قرار گرفته اند با معرفی ضامن شخصی به نسبت مورد اعتراض انجام خواهد داد. بند ۳۴۲ مجموعه بخشنامه های ثبتی راجع به ماده ۶ قانون مزبور و تبصره های آن به این شرح است نظریه مورخ ۱۳۴۶/۲/۱۸ کمیسیون متشکله در سازمان اصلاحات ارضی در مورد نحوه تودیع وجوه مربوط به اصلاحات ارضی برای اجراء ذیلاً درج می شود چک های مربوط به قسط اول املاک خریداری و دستور پرداخت های آن در مورد املاکی که به ثبت آنها اعتراض شده، همچنین املاک به ثبت نرسیده و مجهول المالک باید به وسیله ادارات اصلاحات ارضی از طریق محاضر تنظیم کننده اسناد خرید، به ثبت محل تسلیم شود و ادارات ثبت باید پس از وصول وجه چک های صادره از شعب بانک کشاورزی قبض سپرده صادر و یک نسخه از قبوض صادره را به دفتر خانه مربوطه ارسال و دفترخانه تنظیم کننده سند انتقال ملک رسید قبض سپرده را طبق نمونه های موجود به ادارات اصلاحات ارضی اعلام خواهد نمود. در مورد معاملاتی که در گذشته انجام شده و ثمن معامله در صندوق ثبت تودیع شده است چنانچه تاکنون قبض سپرده صادر نشده باشد، ادارات ثبت باید قبض سپرده، صادر و از طریق دفتر خانه تنظیم کننده سند به شرح فوق اقدام شود. قانون مواد الحاقی به آیین نامه اصلاحات ارضی مصوب ۱۲ اردیبهشت ماه ۱۳۴۶، ماده ۵ سازمان اصلاحات ارضی مجاز است در مورد املاک و موقوفات مشمول قانون اصلاحی قانون اصلاحات ارضی که به علت وجود اشکالات ثبتی و حقوقی یا به هر علت دیگری اجرای قانون اصلاحات ارضی اعم از مرحله اول یا مرحله دوم در آنها معوق مانده است و برای این قبیل املاک در قوانین و مقررات اصلاحات ارضی حکم خاصی پیش بینی نشده باشد به قائم مقامی مالک یا متصرف و طبق مقررات فصل اجاره آیین نامه اصلاحات ارضی مصوب ۱۳۴۳/۵/۳ کمیسیون خاص مشترک مجلسین ملک را به زارعین صاحب نسق اجاره داده مال الاجاره را تا تعیین تکلیف قطعی از طرف مراجع قانونی در صندوق ثبت تودیع نماید. اما مقررات مرحله سوم اصلاحات ارضی مرتبط با حقوق ثبت املاک، عمدتاً در تبصره ۳ ماده ۶ قانون تقسیم و فروش املاک مورد اجاره به زارعین مستأجر و نیز در ماده ۱۶ قانون مزبور و تبصره های آن آمده است. به موجب تبصره ۳ ماده ۶ قانون برای تعیین مالکین املاکی که نسبت به آنها تقاضای ثبت نشده است اداره ثبت محل اسامی مدعیان مالکیت را که ظرف مدت ۳ ماه از تاریخ تصویب این قانون شخصاً و یا به وسیله قائم مقام قانونی خود، دلایل مالکیت خ. ر. ب. اداره ثبت محل ارسال نموده باشند در ۳ نوبت ظرف مدت ۳ ماه در یکی از روزنامه های کثیر الانتشار مرکز و یکی از روزنامه های محلی و همچنین به نحو مقتضی در محل وقوع ملک آگهی می نماید. معترضین به ادعای مالکیت املاک مزبور می توانند ظرف ۲ ماه از تاریخ نشر آخرین آگهی اعتراضات خ. ر. ب. اداره ثبت محل تسلیم نمایند. ادعای مدعیان مالکیت املاک مزبور و همچنین اعتراضات اشخاص دیگر در هیاتی مرکب از رئیس دادگاه شهرستان و رئیس اصلاحات ارضی و تعاون روستایی و رئیس اداره ثبت محل وقوع ملک مورد رسیدگی قرار خواهد گرفت. هیأت مزبور پس از رسیدگی های لازم برای تعیین تکلیف قطعی و اعلام مالک سابق ملک رأی مقتضی خواهد داد. رأی مزبور ظرف ۱۰ روز از تاریخ ابلاغ با اعتراض ذینفع قابل رسیدگی مجدد در هیأتی مرکب از رئیس یا نماینده قضایی دادگاه استان مدیر کل ثبت استان یا فرمانداری کل حوزه وقوع ملک م. ب.. رأی هیأت اخیر الذکر قطعی و لازم الاجراء است. نسبت به ادعای مالکیت کسانی که ظرف مهلت مقرر به دادگاه ثبت محل مراجعه ننموده باشند، طبق ضوابط کلی اقدام خواهد شد. ماده ۱۶ قانون تقسیم و فروش املاک مورد اجاره به زارعین مستأجر مصوب ۱۳۴۷، در مورد املاکی که اکثریت مالکین تقسیم به نسبت بهره مالکانه را انتخاب کرده باشند و بقیه ملک به زارعین واگذار شده باشد و یا این که ملک مشمول موارد مذکور در مواد الحاقی به قانون اصلاحات ارضی مصوب ۲۷ دی ماه ۱۳۴۱ و آیین نامه اصلاحات ارضی مصوب ۳ مرداد ماه ۱۳۹۳ از مستثنیات قانونی باشد مقرر می دارد ... در صورتی که کلیه مالکین به افراز ملک توافق نکنند یا به علل دیگری توافق در افراز میسر نباشد، ادارات اصلاحات ارضی و تعاون روستایی شهرستان مربوطه رأساً و در صورت لزوم با جلب نظر کارشناس اعم از رسمی یا غیر رسمی سهم اکثریت را از بقیه ملک تفکیک می نمایند و سهم تفکیک شده مزبور بین مالک یا مالکین و زارعین تقسیم می گردد و بر اساس تبصره ۱ ماده مذکور اشخاص ذینفع که نسبت به عمل افراز معترض باشند، موظف هستند ظرف ۱۵ روز از تاریخ اعلام نظر اداره اصلاحات ارضی و تعاون روستایی دلایل خود را کتباً به اداره مذکور تسلیم کنند. کمیسیون سه نفره موضوع ماده ۴۲ آیین نامه اصلاحات ارضی مصوب ۱۳۴۳/۵/۳ به این اعتراضات رسیدگی خواهد کرد و طبق تبصره ۲ همان ماده پرونده های افراز این قبیل املاک که در دادگاه ها مطرح م. ب. و تا تاریخ تصویب این قانون منجر به صدور حکم نهایی نشده است با تقاضای اداره اصلاحات ارضی و تعاون روستایی محل به این اداره ارسال میشود تا به ترتیبی که گفته شد مورد رسیدگی قرار گیرند و نسبت به آنها تعیین تکلیف شود. ضمناً تبصره ۳ نیز ادارات ثبت و همچنین دفاتر اسناد رسمی را مکلف می کند که بر اساس صور تمجالس تنظیمی اقدام و مراتب را در سوابق و پرونده های ثبتی منعکس و البته در صورت وصول اعتراض، طبق نظریه اقدام نمایند. مرحله چهارم اصلاحات ارضی از ابتدای سال ۱۳۵۰ آغاز می شود. بیگمان یکی از عمده ترین تحولات مربوط به اصلاحات ارضی را باید مقررات مادة واحدة قانون اجازه تبدیل به احسن و واگذاری دهات و مزارع موقوفه عام به زارعین صاحب نسق دانست. قانون مزبور که در ۲۱ فروردین ماه ۱۳۵۰ به تصویب مجلس سنا و در ۲۹ فروردین ماه همان سال به تصویب مجلس شورای ملی رسیده است، دولت را مکلف می سازد دهات و مزارع موقوفة عام مشمول مقررات مواد الحاقی به قانون اصلاحات ارضی مصوب ۲۷ دی ماه ۱۳۴۱ را طبق مقررات مرحله اول اصلاحات ارضی خریداری و بین زارعین صاحب نسق تقسیم و به آنها منتقل نماید و وجوه حاصل از فروش این گونه موقوفات را به خریدن اموال دیگری اختصاص دهد تا بر اساس <a class="artref" href="/ماده/ماده-90-a_0815110235734">ماده ۹۰ قانون مدنی</a> مورد استفاده قرار گیرند. مداخله قانونگذار نسبت به موقوفات در تبصره همان ماده واحده بیشتر نمایان می شود و به گونه ای بی سابقه وسعت می یابد. بر اساس تبصرة 4 مادة واحدة مزبور اراضی و املاک بایر یا دایر موقوفه اعم از خاص و عام که به موجب قوانین مربوطه برای اجرای طرح های عمرانی و تأسیس شرکت های بهره برداری از ارضی زیرسدها یا توسعه شبکه های آب و برق مورد نیاز وزارت آب و برق با شرکت های تابعه بوده و تصرف و تملک آن ضرورت داشته باشد طبق مقررات ماده ۵۰ قانون آب و نحوه ملی شده آن و قانون سازمان برق ایران و قانون شرکتهای بهره برداری از اراضی زیر سدها به وزارت آب و برق یا شرکت های تابعه منتقل می شود و بهای حاصل از فروش پس از وضع سهام ذی حقوق اعم از زارع و دیگران طبق جمله اخیر ماده واحده اقدام می شود. البته تبصرة ۲ مادة واحدة قانون مزبور اراضی بایر واقع در محدوده موقوفات مذکور و همچنین اراضی و دهات موقوفه فاقد زارع را از شمول قانون مستثنی نموده و بقای اختیارات متولی با متصدی موقوفه را نسبت به آن تأیید کرده است تا طبق مقررات و با در نظر گرفتن صلاح و صرفه موقوفه نسبت به آبادانی آن اقدام نماید. اما چنان که قبلاً نیز گفته شده است، تصویب این قانون با برداشت های منفی بخش سنتی جامعه روبرو گردید و سرانجام ماده واحدة مذکور به موجب قانون ابطال اسناد فروش رقبات آب و اراضی موقوفه مصوب ۲۸ فروردین ماه ۱۳۹۳ لغو شد. مادة واحدة قانون اخیر مقرر می دارد کلیه موقوفات عام که بدون مجوز شرعی به فروش رسیده و یا به هر صورت به مالکیت اشخاص در آمده است، باید به وقفیت خود باز گردد و استاد مالکیت صادره نسبت به آنها نیز باطل و از درجه اعتبار ساقط اعلام می شود. حتی چنان که تبصره ۲ مادة واحدة مذکور تصریح نموده است وجوهی که قبلاً از طرف دولت بابت املاک مزبور مطابق مادة واحدة قانون مصوب ۱۳۵۰ پرداخت شده است. اهدایی دولت به موقوفه محسوب می شود و از تاریخ تحویل زمین وقف به متصرف اجرت المثل آن باید توسط کارشناس رسمی یا خبره محلی تعیین و با محاسبه وجوه پرداخت شده قبلی از طرف متصرف تهاتر و کسر یا اضافه آن محاسبه شود و در هر حال متصرف و زارع صاحب نسق صرفاً اجازه دارد تا در مواردی که موقوفه قابل اجاره باشد و مصلحت وقف نیز رعایت شود تقاضای اجاره موقوفه تحت تصرف خود را ارائه کند. البته نظیر مقررات مذکور بعدها در مادة واحدة قانون ابطال اسناد فروش رقیات آب و اراضی موقوفه مصوب ۱۳۷۱ نیز تکرار شده است. لازم به ذکر است ماده واحده قانون تقسیم عرصه و اعیان باغات مشمول قوانین و مقررات اصلاحات ارضی بین مالکان و زارعان مصوب ۱۵ آبان ماه ۱۳۵۱ مجلس سنا و ۱۹ آذرماه همان سال مجلس شورای ملی به مالکین و زارعین باغ های مشمول مقررات اصلاحات ارضی که در اعیان باغ مشارکت دارند و یا این که اعیان متعلق به زارعین است و ضمناً مقررات اصلاحات ارضی تا تاریخ تصویب قانون اخیر در آنها به اجراء در نیامده باشد، اجازه و مهلت می دهد که تا پایان شهریور ماه ۱۳۵۲ در مورد تقسیم و افراز عرصه و اعیان باغ های مزبور به نسبت سهم حقوق خود و یا خرید و فروش حقوق یکدیگر با توافق و تراضی اقدام نمایند. همان ماده واحده در ادامه می گوید که در غیر این صورت وزارت تعاون و امور روستاها طبق ضوابط و مقررات مربوطه حقوق مالکین را تعیین و به زارعین منتقل می کند. نکته مهم در این سالها تصویب ماده ۱۴۲ قانون ثبت در تاریخ ۱۸ دی ماه ۱۳۵۱ است. به موجب این ماده نسبت به املاک مجهول المالک و املاکی که در باره آنها تقاضای ثبت نشده و به ثبت نرسیده باشد و در اجرای قانون اصلاحات ارضی به زارعین واگذار شده یا بشود احتیاج به تقاضای ثبت از طرف منتقل الیه ندارد. ثبت محل مکلف است بر طبق انتقالاتی که واقع شده یا میشود پرونده ای به نام هر یک از خریداران تشکیل داده و اعم از این که ملکه به صورت مشاع یا مفروز به زارع منتقل شده باشد، بدون انتشار آگهی های نوبتی، حصه متصرفی زارع را تحدید و به صدور سند مالکیت آن اقدام نماید ... در خصوص ماده مذکور، چند نکته حائز اهمیت است:

موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1

موارد مرتبط 24

آرای مرتبط 1

نظریات مشورتی 1

مواد مرتبط 1

مقرراتِ مرتبط 7

دکترین 14

فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمی‌شود.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین