دکترین
مفهوم اماره و دلیل — نظر کارشناس اماره است یا دلیل؟ اکنون
دلیل به معنای خاص خود عبارت از امری است که ذهن را به طور مستقیم به واقع هدایت میکند و شخص را به یقین یا ظنی نزدیک به آن متأخم به علم) می رساند به عنوان مثال امضای سند نشان فهم آن و صدور مفاد نوشته از ناحیه امضاء کننده است. همچنین است گفته شاهد یا شاهدانی که واقعه ای را دیده یا شنیده اند و آن را نقل می کنند.
ولی، اماره عبارت از اوضاع و احوالی است که همراه و قرین با واقع است و ذهن باید از این تقارن به یاری تجربه به واقع پی ببرد. تجربه مرسوم در این زمینه نیز حکم غلبه است: بدین معنی که اگر اوضاع و احوالی به تکرار و در غالب موارد همراه و قرین با واقعیتی شود، ذهن با دیدن آن اوضاع و احوال چنین نتیجه می گیرد که به احتمال زیاد به آن واقع رسیده است.
به بیان دیگر در استناد به دلیل میان آنچه حس می شود و آنچه به فهم در می آید ملازمه عقلی یا عادی یا قانونی هست، ولی در اماره این ملازمه وجود ندارد و احتمال خلاف آن هر چند ناچیزتر از حکم غلبه وجود دارد. به همین جهت دلالت دلیل بر واقع قطعی است، در حالی که دلالت اماره ظنی و ناشی از غلبه است.
البات و دلیل اتبات (جلد دوم) نتیجه مهمی که از این تحلیل گرفته شده است چنین خلاصه می شود که دلیل قدرت مقابله با دلیل دیگر را دارد و ذهن یا قانون باید به ترجیح یکی بر دیگری بپردازد، در حالی که اماره همیشه در برابر دلیل رنگ می بازد و قدرت مقاومت ندارد. ماده ۱۳۲۳ ق.م. در تأیید این نتیجه اعلام می کند: «امارات قانونی در کلیه دعاوی.... معتبر است، مگر آنکه دلیل برخلاف آن موجود باشد، و بدیهی است که این نتیجه در اماره های قضایی نیز رعایت می شود. زیرا از نظر طبیعت خضوع در برابر دلیل مستقیم با اماره قانونی مشترک است.
۳۳۳ نظر کارشناس اماره است یا دلیل؟ اکنون، با این مقدمه به استقبال پرسش مطرح شده می رویم همانگونه که گفته شد، در قانون مدنی کارشناسی در زمره دلایل نیامده است و این به ظاهر مخالفت با دلیل بودن آن و لزوم الحاق به یکی از دلایل می کند. از سوی دیگر، قانون آیین دادرسی مدنی مواد ۲۵۷ به بعد کارشناسی را در زمره دلایل آورده است. ولی هیچ یک از این دو متن کمکی به بحث ما نمی کند:
در پاسخ استنباط از قانون مدنی میتوان چنین تعبیر کرد که مقصود پیروی از نظر مشهور در فقه و الحاق کارشناسی به شهادت بوده است. در مورد قانون آیین دادرسی مدنی نیز می شود ایراد کرد که قانون نظر به مفهوم عام دلیل دارد که هم شامل دلیل به معنی خاص مانند اقرار و سند و شهادت است و هم به امارات. پس شبهه باقی می ماند که کارشناسی در زمره دلایل است یا امارات و تنها راه رجوع به اصول حقوقی است؟
از نظر سنتی به رویدادی که قانون نتیجه آن را قطعی و یقینی اعلام نکرده یا به گونه ای است که ذهن را به یقین نمی رساند و احتمال مخالف در آن وجود دارد، دلیل به معنی خاص گفته نمی شود. استقراء و تجربه و اتکاء بر فرضیه و تحقیق در دانش تجربی نیز از این قبیل است و نتایج آن را حداکثر میتوان اماره نامید و تنها منطق ریاضی است که به دلالت یقینی می انجامد. بر این پایه نظر کارشناس و استنباطی که او از قرائن علمی و قوانین آن می کند جز در مورد نقل مشاهدات خود اماره است نه دلیل ولی، حق این است که این موضع محدود را که یادگار عهد قدیم و دوران پیش از عصر جدید است باید ترک گفت امروز علم بر پایه فرضیه ها و استقراء و ظنها و احتمال ها استوار است و هیچ نتیجه ای قطعی و یقینی و تمام شده نیست. همه چیز در حال تحول و حرکت و تکامل است و علم را در خلال همین حرکت و جوشش می بینند و سکون و قطع را نمی پسندند. در چنین دنیایی حقوق نیز نمی تواند خود را از معرکه دور بدارد و در قفس طلایی خود بماند. حقوقدان نیز ناچار است جهان اعتبار را با واقعیت همگام سازد و به تجدید نظر در اصول سنتی بپردازد. نتیجه استقراء و تجربه و ظن معتبر را باید به عنوان دلیل پذیرفت دلیلی که تغییر پذیر است و درجه ای از احتمال را هم دارد. وانگهی مگر آنچه را که با عنوان دلیل می پذیریم ما را به یقین می رساند؟ چه کسی می تواند تضمین کند که اقرار کننده به دلیل حمایت از دیگران یا دستیابی به منافع بیشتر یا ده ها انگیزه دیگر، حقیقت را پوشیده نمی دارد و عدالت را فریب نمی دهد؟ آیا جز به یاری این احتمال قوی که هیچ کس به زبان خود سخن نمی گوید اقرار عنوان ملکه دلایل را بر سرخود یافته است؟ آیا به هیچ شاهد عادلی می توان اعتماد کرد که واقع را به درستی درک و به راستی بیان کرده است؟ و آیا جز به یاری چند اماره که همگی ظنی و احتمال پذیر است، می توان شهادت را بینه نامید و از اعتبار آن سخن گفت؟
تا کنون به هزاران سند مجعول و بی مأخذ برخورده اید یا در آراء قضایی دیده اید، پس، چگونه به آن نام دلیل می دهید؟ از سوگند دروغ نمی گویم که دلیل قاطع دعوا شناخته شده و بیش از همه لرزان و احتمال پذیر است. پس چرا باید این همه درباره ظنی بودن استقراء و تجربه پافشاری کنیم و خود را از مهمترین دلیل رک شیخ محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، ج ۴۰، ص ۲۱۲ (کتاب قضاء). ا اثبات و دلیل اثبات (جلد دوم) علمی در مرحله اثبات و استنباط و اجتهاد محروم سازیم؟
موارد مرتبط 38
آرای مرتبط 16
-
رأی
هماستناد
خوانده دعوی مطالبه بهای روز ملک تصرفی توسط شهرداری
ماده 257 قانون آیین دادرسی مدنی قرار ارجاع امر به سه نفر از کارشناسان رسمی
-
رأی
هماستناد
بار اثبات در دعوی مطالبه اجرت المثل دوران زوجیت
مواد 257 و 519 و 520 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
اعتبار اماره فراش
مواد 257 و 258 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر نفی ولد فرزند صغیر به نام الف
-
رأی
هماستناد
عدم جبران خسارت دادرسی در دعوی ابطال رأی کمیسیون ماده 12 قانون زمین شهری
ماده 257 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
ادعای عدم اطلاع از اخطاریه پرداخت هزینه کارشناس
مواد 257 و 259 قانون آیین دادرسی مدنی قرار ابطال دادخواست خوهان را در کیفیت موجو
-
رأی
هماستناد
مطالبه خسارت تاخیر تادیه نسبت به حق الوکاله
ماده 257 از قانون آیین دادرسی مدنی استناد می شود متعاقب دادخواست تقدیمی وکیل
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای عدم تودیع هزینه کارشناسی جهت تعیین حقوق مالی زوجه در طلاق
مواد 257 و 259 قانون آیین دادرسی مدنی قرار ابطال دادخواست خواهان را صادر و اعلام
-
رأی
هماستناد
افزایش تعهدات معترض توسط هیأت کارشناسی
ماده 257 از قانون آیین دادرسی مدنی صادر (تا کارشناس منتخب
-
رأی
هماستناد
اعتبار اماره فراش
مواد 257 و 258 قانون آیین دادرسی مدنی حکم بر نفی ولد فرزند صغیر به نام الف
-
رأی
هماستناد
تخریب مال مشاع
قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 257
-
رأی
هماستناد
خوانده دعوی مطالبه بهای روز ملک تصرفی توسط شهرداری
ماده 257 قانون آیین دادرسی مدنی قرار ارجاع امر به سه نفر از کارشناسان رسمی
-
رأی
هماستناد
ضمانت اجرای عدم تودیع هزینه کارشناسی جهت تعیین حقوق مالی زوجه در طلاق
مواد 257 و 259 قانون آیین دادرسی مدنی قرار ابطال دادخواست خواهان را صادر و اعلام
-
رأی
هماستناد
عدم جبران خسارت دادرسی در دعوی ابطال رأی کمیسیون ماده 12 قانون زمین شهری
ماده 257 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
پرداخت دستمزد کارشناس خارج از مهلت مقرر
ماده 257 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه میتواند راسا یا به درخواست هر یک از
-
رأی
هماستناد
تخریب مال مشاع
قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 257
-
رأی
هماستناد
رای شماره 198 مورخ 1390/05/10 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
مواد 257 و 258 قانون آیین دادرسی مدنی برای اثبات موضوع کارشناس تعیین شود و نظریه
نظریات مشورتی 3
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1400/1213 — 1401/02/26
مواد 257 و 258 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1403/476 مورخ 1403/08/14 اداره کل حقوقی قوه قضائیه با اصلاحات و الحاقات بعدی
ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/1400/1213 مورخ 1401/02/26 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص نحوه استفاده از اشخاص بصیر در امور بازرگانی در رسیدگی به دعاوی تجاری موضوع مواد 28، 29 و 30 قانون اصلاح پار
مواد 257 و 258 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 137
نشستهای قضایی 4
-
نشست قضایی
هماستناد
امکان اعتراض خوانده به مبلغ بدهی شارژ در صورت طرح دعوای مطالبه حق شارژ در دادگاه
ماده 257 قانون آیین دادرسی مدنی به صورت عام به دادگاه این اختیار را داده ت
-
نشست قضایی
هماستناد
رسیدگی به دلایل و تشخیص و انطباق آن با اوضاع و احوال محقّق موضوع
ماده 257 قانون آیین دادرسی مدنی
-
نشست قضایی
هماستناد
ارجاع امر به کارشناس
ماده 257 قانون آیین دادرسی مدنی
-
نشست قضایی
هماستناد
بررسی امکان ارجاع به هیئت کارشناسی در قرار تامین دلیل
ماده 257 قانون آیین دادرسی مدنی نیست
مواد مرتبط 1
-
استناد
از این صفحه
ماده 257 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
قانون آیین دادرسی مدنی مواد 257
دکترین 14
-
مقاله
هماستناد
قانونی بودن ادله اثباتی — اولین و مهمترین ویژگی ادله اثبات دعوا
ماده 257 قانون آیین دادرسی مدنی علم قاضی را نیز باید به موارد فوق افزود و
-
مقاله
هماستناد
قانونی بودن ادله اثباتی — کرده و آن را تحت عنوان «ادله
ماده 257 قانون آیین دادرسی مدنی علم قاضی را نیز باید به موارد فوق افزود و
-
مقاله
هماستناد
موضوع قرار — ارجاع امر به کارشناس در پرونده های
ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی
-
مقاله
هماستناد
موضوع قرار — ماده ۲۵۷ قانون آیین دادرسی دادگاه های
ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی
-
مقاله
هماستناد
موضوع قرار — ماده ۲۵۷ قانون آیین دادرسی دادگاه های
ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی
-
مقاله
هماستناد
مفهوم اماره و دلیل — البات و دلیل اتبات (جلد دوم) نتیجه
قانون آیین دادرسی مدنی مواد 257
-
مقاله
هماستناد
مفهوم اماره و دلیل — نظر کارشناس اماره است یا دلیل؟ اکنون
قانون آیین دادرسی مدنی مواد 257
-
مقاله
هماستناد
نمونه قرار کارشناسی
مواد 257 و 199 قانون آیین دادرسی مدنی قرار ارجاع امر به کارشناسی صادر می شود
-
مقاله
هماستناد
نمونه قرار کارشناسی — ب
مواد 257 و 199 قانون آیین دادرسی مدنی قرار ارجاع امر به کارشناسی صادر می شود
-
مقاله
هماستناد
خلع ید، قلع و قمع، اجرت المثل — چنانچه در پرونده ای وفق مقررات قرار
ماده 257 قانونی آیین دادرسی مدنی که مقرر داشته دادگاه می تواند راسا یا به
-
مقاله
هماستناد
خلع ید، قلع و قمع، اجرت المثل — ب
ماده 257 قانونی آیین دادرسی مدنی که مقرر داشته دادگاه می تواند راسا یا به
-
مقاله
هماستناد
خلع ید، قلع و قمع، اجرت المثل — ب
ماده 257 قانونی آیین دادرسی مدنی که مقرر داشته دادگاه می تواند راسا یا به
-
مقاله
هماستناد
عنوان استناد به نظریه کارشناسی در پرونده دیگر
ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی
-
مقاله
هماستناد
رای دادگاه بدوی — در خصوص دعوی آقایان و خانم ها
قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مواد 257
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
