دکترین
مواردی از اعتراض ثالث اجرایی در مراجع مختلف — بنابراین حتی اگر رأی صادره در دادگاه
اعتراض به عملیات اجرایی ثبت مفصلاً توضیح داده شد. ۶-۲- اعتراض ثالث نسبت به عملیات اجرایی اخذ مالیات به صورت قهری مطابق <a class="artref" href="/ماده/ماده-216-law00262__a_law00262_0750322065">ماده ۲۱۶ قانون مالیات های مستقیم</a> و تبصره یک ماده ۸ و مواد ۵۶ و ۵۸ آیین نامه ماده ۲۱۸ قانون مالیات اعتراض ثالث در صلاحیت هیئت حل اختلاف مالیاتی است. اما اگر خواسته های اثبات وقوع بیع یا اثبات مالکیت تقدیم شود، در خصوص این قسمت از خواسته ها دادگاه صالح است. به عبارتی پس از صدور حکم قطعی از سوی دادگاه و احراز حقانیت خواهان هیئت حل اختلاف مکلف به رفع توقیف از مال است.
تفاوت اعتراض ثالث اجرایی با اعتراض ثالث حکمی اصلی در چیست؟ به بیانی ساده همان طور که گفته شد در اعتراض ثالث اجرایی این گونه است که از سوی دادگاه حکم یا قرار تأمین خواسته مربوط به یک تعهد کلی فی الذمه صادر می شود مثلاً ۱۰۰ میلیون تومان و به همین جهت بابت عدم تأدیة بدهی توسط م. ع. مال شخص ثالث به جای مال م. ع. توقیف می گردد. در اعتراض ثالث اجرایی خواهان به اصل حکم هیچ اعتراضی ندارد بلکه اعتراض او نسبت به عملیات اجرایی است که توسط اجرای احکام مدنی در حال انجام است.
اما در اعتراض ثالث به رأی یا اعتراض ثالث اصلی حکمی سابقاً نسبت به یک مال معین مثلاً خودرو یا ملک اختلاف بوده و برای مثال دادگاه حکم به مالکیت این مال معین به سود یکی از اصحاب دعوا صادر و این حکم قطعی شده، اما رأی صادره به حقوق شخص ثالثی که جزو طرفین دعوا نبوده خلل و خدشه وارد آورده است، مثلاً این فرد مدعی است درباره خودرو یا ملکی که سابقاً دادگاه حکم به سود یکی از اصحاب آن دعوا صادر کرده محکوم له مالکیتی نداشته و مال مورد تنازع متعلق به اوست. بنابراین در اعتراض ثالث اصلی خواهان به اصل حکم اعتراض دارد ماده ۴۱۷ قانون آیین دادرسی مدنی سؤال آیا در پرونده های کیفری نیز اعتراض ثالث اصلی قابل تصور است؟
سابقاً در این خصوص اختلاف نظر وجود داشت و محاکم رویه واحدی نداشتند، اما اکنون بر طبق رأی وحدت رویه شمارهٔ ۸۱۸ مورخ ۱۴۰۰/۱۰/۷ این امر مورد قبول واقع شده و رسیدگی به آن در صلاحیت دادگاه تجدیدنظر استان است. مثلاً خودروی حامل مواد مخدر توقیف گردد، اما شخص ثالثی مدعی مالکیت خ. ن. ب. خودرو شود.
بنابراین حتی اگر رأی صادره در دادگاه بدوی قطعی شده یا در دیوان عالی کشور ابرام گردیده باشد، باز هم دادگاه تجدید نظر به استناد رأی وحدت رویه مذکور و تبصره ۲ ماده ۱۴۸ قانون آیین دادرسی کیفری صلاحیت رسیدگی به اعتراض ثالث کیفری را دارد. نظریه مشورتی شماره ۷/۱۴۰۰/۱۶۵۸ مورخ ۱۴۰۱/۲/۱۷ مؤید این نظر است که بیان می دارد: ب. ت. ب. تصریح و اطلاق قسمت اخیر مصوب ۱۳۹۲، رأی صادره از سوی دادگاه کیفری دو در هر حال نسبت به اعتراض شخص ثالث قابل رسیدگی در دادگاه تجدیدنظر استان است و قطعیت رأی در دادگاه کیفری دو مجوز رسیدگی در دادگاه یاد شده به اعتراض شخص ثالث نمی باشد .....
متن رأی وحدت رویه شمارهٔ ۸۱۸ مورخ ۱۴۰۰/۱۰/۷: ب. ت. ب.
تبصره ۱ ماده ۲۱۵ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ و تبصره ۲ ماده ۱۴۸ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ با اصلاحات و الحاقات بعدی اعتراض شخص ثالث متضرر از رأی دادگاه کیفری راجع به اشیاء و اموال مذکور در این مواد قابل رسیدگی در دادگاه تجدیدنظر استان است، بنابراین در مواردی که شخص ثالث بعد از مرحله تجدیدنظر نسبت به آن قسمت از رای کیفری دادگاه تجدید نظر استان که راجع به رد مال است اعتراض کرده است، با عنایت به ملاک مواد یاد شده و مقررات مربوط در قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی از جمله مواد ۴۱۷، ۴۱۸ ۴۲۰ و ۴۲۵ آن، دادگاه تجدیدنظر صادر کننده رأی با رعایت تشریفات آیین دادرسی مدنی باید به این اعتراض رسیدگی کند.»
معترض ثالث باید چه کسانی را طرف دعوا قرار دهد؟ مطابق ماده ۱۴۷ قانون اجرای احکام مدنی مفاد شکایت شخص ثالث به طرفین ابلاغ میگردد و دادگاه به دلایل شخص ثالث و طرفین دعوا رسیدگی میکند. منظور از طرفین در این ماده طرفین اجرائیه محکوم له و م. ع. است. بنابراین در فرض سؤال برای رسیدگی به شکایت معترض ثالث خوانده قرار دادن شخص دیگری ضرورت ندارد، اما این امر مانع از استماع اظهارات اشخاصی نخواهد بود که دادگاه برای احراز حق مورد ادعا ضروری تشخیص میدهد نظریه مشورتی شماره ۷/۹۸/۱۹۴۵ مورخ ۱۳۹۸/۶/۲۶).
بنابراین، با عنایت به مراتب معنونه فوق لزومی به طرف دعوا قرار دادن ید یا ایادی ما قبل نیست. چه خواسته یا خواسته هایی باید در این دعوا مطرح شود؟ در این دعوا خواسته فقط باید اعتراض ثالث به عملیات اجرایی باشد و خواسته هایی نظیر اثبات وقوع بیع اثبات مالکیت، الزام به تنظیم سند رسمی یا الزام به فک پلاک یا مطالبه هزینه دادرسی نباید به همراه این دادخواست مطرح شود. این خواسته ها باید بعداً برابر ماده ۱۴۷ قانون اجرای احکام مدنی به صورت فوق العاده و در مرجع قضایی اجرا کننده توأمان این دو دعوا دادگاه مکلف است آن دو را تفکیک کند و در صورتی که برای رسیدگی به دعوای الزام به تنظیم سند رسمی نیز صلاحیت داشته باشد جداگانه رسیدگی می کند؛ در هر حال صرف طرح هر یک از این دو دعوا موجب عدم استماع یا توقیف دعوای دیگر نیست.
دادگاه چگونه می تواند به صحت و سقم ادعای معترض ثالث پی ببرد؟ محاکم در این دعوا توجه لازم بابت احتمال کذب بودن ادعای خواهان و تبانی او با م. ع. را دارند. به همین جهت چند دلیل و مدرک را بیشتر حائز اهمیت قرار می دهند. از جمله اینکه اگر مال توفیقی خودرو باشد، سابقه بیمه نامه شخص ثالث از سامانه سنهاب و خلافی یا جریمه های وی در سطح شهر به علاوه مبایعه نامه و مدارک و فیش های واریز ثمن و شهادت شهود میتواند دلیل قابل توجهی باشد.
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1
موارد مرتبط 36
آرای مرتبط 2
-
رأی
هماستناد
دفاع مشروع در قتل عمد
مواد 147و148 از قانون ایین دادرسی کیفری
-
رأی وحدت رویه
هماستناد
دامنه شمول قاعده عدم پذیرش انکار بعد از اقرار
مواد 19 و 147 و 148 از قانون ایین دادرسی کیفری
نظریات مشورتی 21
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1401/1032 مورخ 1401/10/13
ماده 148 قانون آیین دادرسی کیفری شامل طرفین و اشخاص ثالث می شود
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/99/132 مورخ 1399/02/24
ماده 148 قانون آیین دادرسی کیفری
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1403/5 مورخ 1403/05/26
ماده 148 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/99/1784 مورخ 1399/11/11
ماده 148 قانون آیین دادرسی کیفری نیست و دادگاه نمی تواند حکم به ضبط وسیله
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/546 مورخ 1396/02/07
ماده 148 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 باشد و بازپرس موظف به تعیین تکل
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1402/686 مورخ 1402/10/09
ماده 148 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1401/1265 مورخ 1402/03/27
ماده 148 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 ارائه شده است
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/1783 مورخ 1398/12/26
ماده 148 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 قرار می گیرد و شخص ثالث متضرر ا
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1401/975 مورخ 1401/10/05
ماده 148 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/731 مورخ 1398/06/03
ماده 148 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/3098 مورخ 1398/02/21
ماده 148 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/1619 مورخ 1398/10/22
قانون آیین دادرسی کیفری جدید در راستای ماده 148
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1403/625 مورخ 1403/11/01
ماده 148 قانون آیین دادرسی کیفری
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/1586 مورخ 1396/07/12
ماده 148 قانون آیین دادرسی کیفری که در صورت وجود دلایل کافی مبنی بر این که
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/1282 مورخ 1398/11/29
ماده 148 قانون آیین دادرسی کیفری وسیله ارتکاب جرم قرار گرفته نه موضوع رد م
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1401/690 مورخ 1401/07/10
ماده 148 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 بیان می دارد که دادگاه کیفری با
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1401/232 مورخ 1401/08/04
مواد 148 قانون آیین دادرسی کیفری و 275 قانون مجازات اسلامی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/404 مورخ 1398/09/30
ماده 148 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/2041 مورخ 1399/02/01
ماده 148 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 دایر به تعیین تکلیف نسبت به امو
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/1228 مورخ 1397/05/01
ماده 148 قانون آیین دادرسی کیفری 1392
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/99/1246 مورخ 1399/09/29
ماده 148 قانون آیین دادرسی کیفری
مواد مرتبط 1
-
مبتنی بر
از این صفحه
ماده 148 — قانون آیین دادرسی کیفری
ماده 148 قانون آیین دادرسی کیفری صلاحیت رسیدگی به اعتراض ثالث کیفری را دار
دکترین 12
-
مقاله
هماستناد
س - اناطه در رسیدگی به امور مدنی — تبصره ۱ - در مواردی که قرار
مواد 147 و 148 ق.آ.د.ک.ج سال 1392
-
مقاله
هماستناد
س - اناطه در رسیدگی به امور مدنی — تبصره ۲- اموال منقول از شمول این
مواد 147 و 148 ق.آ.د.ک.ج سال 1392
-
مقاله
هماستناد
تفاوت دیگر بین این دو در آن است که در مورد مال
ماده 148 ق.آ.د.ک
-
مقاله
هماستناد
از سویی برابر ماده ۱۴۸ ق
ماده 148 ق.آ.د.ک
-
مقاله
هماستناد
از سویی برابر ماده ۱۴۸ ق
ماده 148 ق.آ.د.ک
-
مقاله
هماستناد
صلاحیت دادگاه کیفری نخستین
تبصره 2 ماده 148 ق.آ.د.ک
-
مقاله
هماستناد
صلاحیت دادگاه کیفری نخستین — چنانچه بازداشت مال در قلمرو اجرای حکم
تبصره 2 ماده 148 ق.آ.د.ک
-
مقاله
هماستناد
صلاحیت دادگاه کیفری نخستین — تبصره ۱ ماده ۲۱۵ ق
تبصره 2 ماده 148 ق.آ.د.ک
-
مقاله
هماستناد
صلاحیت دادگاه کیفری نخستین — مناقشه پیرامون نحوه رسیدگی به اعتراض شخص
تبصره 2 ماده 148 ق.آ.د.ک
-
مقاله
هماستناد
صلاحیت دادگاه کیفری نخستین — مناقشه پیرامون نحوه رسیدگی به اعتراض شخص
تبصره 2 ماده 148 ق.آ.د.ک
-
مقاله
هماستناد
مبانی »داد
ماده 148 ق.آ.د.ک
-
مقاله
هماستناد
مبانی »داد — استعمال و یا برای استعمال اختصاص داده
ماده 148 ق.آ.د.ک
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
