دکترین
نفع در دعوا از ناحیه اشخاص ثالث — همچنین محکوم له قادر است تا در
تعلق نفع به خود – همان طور که پیش از این نیز بیان شد نفع در دعوا قطع نظر از ضرورت وجود و احراز آن باید به خواهان و طراح دعوا تعلق داشته باشد. خواهان باید بتواند نفع در دعوا و تعلق آن به خ. ر. ب. اثبات برساند تا بتوان او را به عنوان ذی نفع شناخت. پس هرگاه در همان لحظه های آغازین اقامه دعوا بر دادگاه روشن گردد که نفع یاد شده به خواهان تعلق ندارد و متعلق حق شخص ثالثی است باید با صدور قرار رد دعوا، پرونده را ببندد. برای مثال خواهان نمیتواند خواسته و موضوع دعوای خود را اینگونه تنظیم و تدوین کند که حکایت از الزام خوانده به انجام فعل یا ترک فعلی د. ح. شخص ثالث دارد؛ در چنین مواردی چون نفع مزبور به ثالث تعلق دارد و او صاحب نفع محسوب میشود، چنین خواهانی را نمی توان ذی نفع دعوا شناخت مگر آن که نفع چنین خواهانی در ذی حقی و نفع شخص ثالث باشد ملاک ماده ۱۳۰ ق.آ.د.م. مانند <a class="artref" href="/ماده/ماده-235-a_raw080610252107">ماده ۲۳۵ قانون امور حسبی</a> که باب قائم مقامی در آن پذیرفته شده است. همچنین ماده ۳۶ قانون اعسار که به طلبکاران از معسر حق داده بود تا به قائم مقامی از او معسر علیه بدهکاران معسر طرح دعوا کنند.
همچنین محکوم له قادر است تا در اجرای ماده ۳۶ قانون اعسار مصوب سال ۱۳۱۳ به عنوان قائم مقام م. ع. معسر از کلیه اختیارات و حقوق مالی مدعی اعسار که ۱ <a class="artref" href="/ماده/ماده-235-a_raw080610252107">ماده ۲۳۵ قانون امور حسبی</a> بستانکار از متوفی نیز در صورتی که ترکه به مقدار کافی برای اداء دین در ید ورثه نباشد، می تواند بر کسی که او را مدیون متوفی میداند، یا مدعی است که مالی از ترکه متوفی در ید وست اقامه دعوی کند..
توضیح نگارنده : قانون اعسار مصوب ۱۳۱۳/۹/۲۰ به موجب ماده ۲۹ قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی مصوب ۱۳۹۴/۳/۲۳ نسخ صریح گردید. استفاده از آن موثر در تأدیه دیون او از جمله دین مورد حکم (محکوم به باشد، استفاده در کلیه مواردی که اشخاصی به نمایندگی و نیابت از سوی اصیل موکل) وارد قراردادها میشوند، چنانچه پس از حدوث اختلاف و عدم حل آن موضوع منجر به اقامه دعوا شود، قامه دعوا اصالتاً از سوی نماینده و یا اقامه دعوا به طرفیت شخص نماینده به عنوان خوانده، موجب میشود که موضوع به علت فقدان ذینفعی خواهان (طراح دعوا) و یا عدم توجه دعوا به خوانده (نماینده منتهی به صدور قرار رد دعوا گردد (بندهای ۴ و ۱۰ ماده ۱۴ ق.آ.د.
م).
معاملاتی شوند که اگر چه به مانند یک نماینده ایفای نقش می کنند، ولی در عین حال در تادیه دیون او باشد طلبکاران او قائم مقام قانونی مدعی اعسار بوده و حق دارند به جای او از اختیارات و ۲ فریدون نهرینی ایستایی اجرای حکم دادگاه گنج دانش چاپ اول، ۱۳۹۲، صص ۲۴ و ۲۵ به منزله پذیرش نسب توسط شوهر است و بنابراین وراث و ی. ق. م. شوهر، ذی نفع طرح چنین دعوایی محسوب نمی گردند. چه دعوای یاد شده پس از انقضای دو ماه از تاریخ اطلاع یافتن شوهر از تولد طفل مسموع نخواهد بود. بنابراین وقتی چنین دعوایی از ناحیه شوهر قابلیت اقامه نداشته باشد، حقی وجود ندارد تا به قائم مقام او منتقل شود. ضمن آن که اصولاً حقوق مالی قابل انتقال قهری به وراث است و چون حقوق غیر مالی، اصولاً شخصی است به وراثت و به طور قهری به دیگری منتقل نمی شود.
تعلق نفع به خود - همان طور که پیش از این نیز بیان شد نفع در دعوا قطع نظر از ضرورت وجود و احراز آن باید به خواهان و طراح دعوا تعلق داشته باشد. خواهان باید بتواند نفع در دعوا و تعلق آن به خ. ر. ب. اثبات برساند تا بتوان او را به عنوان ذی نفع شناخت. پس هرگاه در همان لحظه های آغازین اقامه دعوا بر دادگاه روشن گردد که نفع یاد شده، به خواهان تعلق ندارد و متعلق حق شخص ثالثی است باید با صدور قرار رد دعوا پرونده را ببندد. برای مثال خواهان نمی تواند خواسته و موضوع دعوای خود را اینگونه تنظیم و تدوین کند که حکایت از الزام خوانده به انجام فعل یا ترک فعلی د. ح. شخص ثالث دارد؛ در چنین مواردی چون نفع مزبور به ثالث تعلق دارد و او صاحب نفع محسوب میشود، چنین خواهانی را نمی توان ذی نفع دعوا شناخت مگر آن که نفع چنین خواهانی در ذی حقی و نفع شخص ثالث باشد ملاک ماده ۱۳۰ ق.آ.د.م مانند <a class="artref" href="/ماده/ماده-235-a_raw080610252107">ماده ۲۳۵ قانون امور حسبی</a> که باب قائم مقامی در آن پذیرفته شده است. همچنین ماده ۳۶ قانون اعسار که به طلبکاران از معسر حق داده بود تا به قائم مقامی از او معسر علیه بدهکاران معسر طرح دعوا کنند.
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1
موارد مرتبط 22
نشستهای قضایی 3
-
نشست قضایی
هماستناد
گزارش اصلاحی در انتقال اموال متوفی
ماده 235 قانون امور حسبی طلبکار می تواند کسی که مالی از متوفی در ید او است
-
نشست قضایی
هماستناد
دعوی طلبکار علیه ورثه و مدیون متوفی
ماده 235 قانون امور حسبی
-
نشست قضایی
هماستناد
توقیف مستمری ورثه برای پرداخت بدهی متوفی
ماده 235 قانون امور حسبی دیون و حقوقی که به عهده متوفی است باید از ترکه دا
مواد مرتبط 1
-
استناد
از این صفحه
ماده 235 — قانون امور حسبی
ماده 235 قانون امور حسبی بستانکار از متوفی نیز در صورتی که ترکه به مقدار ک
دکترین 18
-
مقاله
هماستناد
چهارم - دعاوی مستقیم و غیر مستقیم — دعوا از جهتی به دعوای مستقیم و
مواد 235 و 236 قانون امور حسبی
-
مقاله
هماستناد
چهارم - دعاوی مستقیم و غیر مستقیم — تمام موارد برای تعطیل اجرای حکم مصداق
مواد 235 و 236 قانون امور حسبی
-
مقاله
هماستناد
چهارم - دعاوی مستقیم و غیر مستقیم — تمام موارد برای تعطیل اجرای حکم مصداق
مواد 235 و 236 قانون امور حسبی
-
مقاله
هماستناد
چهارم - دعاوی مستقیم و غیر مستقیم — اختیار و تصرف اوست اقامه دعوا کند
مواد 235 و 236 قانون امور حسبی
-
مقاله
هماستناد
چهارم - دعاوی مستقیم و غیر مستقیم — اختیار و تصرف اوست اقامه دعوا کند
مواد 235 و 236 قانون امور حسبی
-
مقاله
هماستناد
چهارم - دعاوی مستقیم و غیر مستقیم — نظریه مشورتی شماره ۷/۳۴۸۰ مورخ ۱۳۷۲/۵/۲۳ اداره
مواد 235 و 236 قانون امور حسبی مصوب سال 1319 نیز پیش بینی شده است
-
مقاله
هماستناد
چهارم - دعاوی مستقیم و غیر مستقیم — مجموعه تنقیح شده قوانین و مقررات حقوقی
مواد 235 و 236 قانون امور حسبی مصوب سال 1319 نیز پیش بینی شده است
-
مقاله
هماستناد
نفع در دعوا از ناحیه اشخاص ثالث
ماده 235 قانون امور حسبی که باب قایم مقامی در آن پذیرفته شده است
-
مقاله
هماستناد
نفع در دعوا از ناحیه اشخاص ثالث — تعلق نفع به خود – همان طور
ماده 235 قانون امور حسبی که باب قایم مقامی در آن پذیرفته شده است
-
مقاله
هماستناد
نفع در دعوا از ناحیه اشخاص ثالث — همچنین محکوم له قادر است تا در
ماده 235 قانون امور حسبی بستانکار از متوفی نیز در صورتی که ترکه به مقدار ک
-
مقاله
هماستناد
نفع در دعوا از ناحیه اشخاص ثالث — معاملاتی شوند که اگر چه به مانند
ماده 235 قانون امور حسبی که باب قایم مقامی در آن پذیرفته شده است
-
مقاله
هماستناد
نفع در دعوا از ناحیه اشخاص ثالث — تعلق نفع به خود - همان طور
ماده 235 قانون امور حسبی که باب قایم مقامی در آن پذیرفته شده است
-
مقاله
هماستناد
نفع در دعوا از ناحیه اشخاص ثالث — تعلق نفع به خود - همان طور
ماده 235 قانون امور حسبی که باب قایم مقامی در آن پذیرفته شده است
-
مقاله
هماستناد
و ماده ۲۳۵ قانون امور حسبی مصوب ۱۳۱۹ بیان می دارد
ماده 235 قانون امور حسبی مصوب 1319 بیان می دارد: پستانکار از متوفی نیز در
-
مقاله
هماستناد
نظریه کارشناس منتخب به ترتیب فوق با اوضاع و احوال معلوم قضیه
ماده 235 قانون امور حسبی نیز از مصادیق این دعوا است هر چند نظری که دعوای م
-
مقاله
هماستناد
در مانحن فیله ترک بنا بر یک نظر ماده ۲۳۵ قانون امور
ماده 235 قانون امور حسبی نیز از مصادیق این دعوا است هر چند نظری که دعوای م
-
مقاله
هماستناد
دعوای غیر مستقیم نیاز به تحقق شرایطی نسبت به بدهکار طلبکار
ماده 235 قانون امور حسبی ماده 276 لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت
-
مقاله
هماستناد
ب
ماده 235 قانون امور حسبی ماده 276 لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
