دکترین
نوروز: تعامل اسلام با دیگر فرهنگها
تعیین موضع اسلام و نحوه برخورد دین با عادتها، آداب، رسوم و فرهنگ ملتهای مختلف جهان از موضوعات مهم اجتماعی و فرهنگی است که در روزگار ما تحقیقی جدّی و همه جانبه میطلبد. آیا اسلام اهل تعامل با ملّتها و تبادل فرهنگها و طرفدار سیاست درهای باز و همگرایی و داد و ستدهای علمی، فکری، فرهنگی، هنری و صنعتی با ملّتها و تمدّن هاست؟ یا آنکه طرفدار سیاست مرزها و درهای بسته است و با آنچه رنگ و نشان غیرخودی دارد و به ملّتهای غیر اسلامی متعلّق است، مخالفت میکند؟
از آنجایی که دین اسلام به منزله آیینی آسمانی و مکتبی الهی با فطرت و خواستههای واقعی و جدّی انسان در همه ابعاد منطبق است و تمام برنامه و رسالتش فراهمسازی زمینه رشد و تعالی و سعادت و بالندگی همه سویه انسان و جوامع انسانی است، قهراً باز و بسته بودن مرزهای آن بر روی واردات و صادرات در زمینههای علمی، فکری، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و صنعتی بدون لحاظ خصوصیات جغرافیایی، نژادی، قومی و مذهبی و بدون حساسیت به سنّت و یا مدرنیته و بر اساس مصالح و مفاسد و آثار و پی آمدها تنظیم و استوار میشود.
هر دانش، فرهنگ و برنامه و ابزار و سازکاری که در راستای رسالت الهی و انسانی جامعه باشد و استفاده از آن در تضاد با مقاصد شریعت نباشد و زیان و خطری را برای هویت دینی، استقلال فرهنگی در پی نداشته باشد و دلیل خاص شرعی بر منع آن وجود نداشته باشد، مورد قبول و تأیید اسلام است و یا دستکم اسلام با آن مخالفتی ندارد. عناصر سازنده و سازگار با نیازهای بشر مانند طب ، هندسه ، هیئت ، نجوم ، فلسفه ، صنعت، تکنولوژی، آداب و رسوم جالب و آموزنده که متعلّق به نوع بشر است و نژاد، زبان، آب و خاک و حتی دین و مذهب در آن لحاظ نشده، با فرض آنکه دلیل معتبر شرعی بر مخالفت آن نباشد و نیز عناوین ثانویه مانند تشبّه و خودباختگی و حقارت در برابر اجانب و دشمنان، مورد تأیید اسلام است؛ خواه میراث و یادگار روم ، یونان و ایران باستان باشد و یا از فرآوردهها و تولیدات تمدّن جدید غرب و اروپا به شمار آید.
اسلام نه سنّت شکن و تجدّدزده است و نه متحجّر و مخالف تجدّد و تمدّن؛ دین عقل، منطق، علم، ترقّی، تقدّم و تمدّن است و هرچه را در راستای تعالی و ترقّی، سعادت و سلامت انسان و جامعه انسانی باشد، با سماحت و سهولت به رسمیت میشناسد و با آنچه جمود، جهل ، تحجّر ، شرک، بتپرستی ، خرافه، انحراف، فساد و منکرات است، با کمال صراحت و به دور از هرگونه ملاحظه و مخفی کاری مخالف است. آنگاه با ایجاد روح خودباوری و استقلال و حرّیت و استواری بر مواضع اصولی و شایسته ضمن احترام به آداب و عادتها و فرهنگهای پسندیده اقوام و ملّتها به منزله اموری انسانی و منطقی به دور از هرگونه التقاط، انحراف و خودکمبینی و خودباختگی فرهنگی، قوّتهای علمی، فکری فرهنگی و اجتماعی دیگر ملّتها را مورد توجه قرار داده و در خدمت این انسانیت به کار گرفته است. ۱۰.
۱ - تأثیرگذاری شگرف اسلام مخالفت نکردن اسلام با آن دسته از آداب، سنن و فرهنگهای پسندیده پذیرفته شده در میان ملّتها و حساسیّت نشان ندادن به آنچه بیزیان و ضرر است، مانند زبان، خط، گویش و نوع پوشش و یا تأیید و پذیرش آنها به هیچوجه به معنای تأثیرپذیری از فرهنگها و موضع انفعالی نیست، بلکه اینگونه موضع گیریهای واقع بینانه مبتنی بر خرد و منطق و استوار بر سماحت و سهولت و دوری از تعصّبهای بیجا و بیمورد دلیل قوّت و باعث سرعت و گسترش روزافزون اسلام بوده و اسلام را دینی جاودانه، جامع، جهانی، پرجاذبه و ماندنی ساخته و عالیترین نوع تأثیرگذاری و فرهنگسازی را در سطح جهانی داشته است.
تنگ نظری، تعصّبات خشک و بیمورد، منطقهای و قومی فکر کردن سیاست بسته و نفی تعامل و ارتباط با دیگر ملّتها به دور از ساحت قدس اسلام است. آیات قرآنی ، سیرت و سنّت پیامبر اسلام و زندگی پیشوایان دین گواه این حقیقت است. در بخش پایانی عهدنامه بر توجه به سنّتهای پسندیده و بهرهگیری بهینه از آن تأکید شده است: «والواجب علیک أن تتذکّر ما مضی لمن تقدّمک من حکومة عادلة أوسنة فاضلة أو أثر عن نبیّنا صلی اللّه علیه و آله و سلم أو فریضة فی کتاب اللّه تعالی.» بر تو لازم است همواره حکومتهای دادگستر پیشین، سنّتهای ارزشمند، آثار به جای مانده از پیامبر اسلام و واجباتی را که در کتاب خداست، به یاد داشته باشی. عبدالمطّلب در عصر جاهلیت پنج سنّت را پایهگذاری کرد که در اسلام مورد تأیید قرار گرفت:
۱. ازدواج فرزندان را با زنان پدرانشان حرام کرد.
۲. از گنجی که یافته بود، یک پنجم (خمس) آن را صدقه داد.
۳. پس از حفر چاه زمزم آن را ( سقایة الحاج ) نامگذاری کرد.
۴. دیه و غرامت کشتن یک انسان را صد شتر قرار داد.
۵. طواف به دور خانه خدا را هفت (شوط) قرار داد. و همه این سنتهای پسندیده که توسط عبدالمطّلب پایهگذاری شده، در اسلام به رسمیت شناخته شده و مورد تأیید و تأکید قرار گرفت. شاید با تأملّی دقیق بتوان از این روایت نیز در بحث مورد نظر سود جست. اسلام با سنّتهای جاهلیت مخالف است که موجب گمراهی، شرک، و رواج جهل و خرافات باشد، نه آنکه با هرچه در عصر قبل از اسلام بوده است. باید اینگونه برخوردهای واقعبینانه و استوار بر سماحت و سهولت را به منزله بحثی پایه و اصل کلّی از مختصات و جامعیت اسلام از افتخارات این آیین کامل الهی به حساب آورد.
یک سلسله آداب و رسوم میان مردم هست که اگر آنها را انسان از طریق مثبت انجام بدهد، نه جایی خراب میشود و نه جایی آباد و اگر ترک هم بکند همین طور. ییکی از محقّقان معاصر مینویسد: ضمن اینکه حوزه وسیع تحت حکومت و شریعت اسلامی اداره میشد، سنّتهای اداری هر محل تا آنجا که با شریعت سازگاری داشت، حفظ شد و ادامه یافت؛ در شام و مصر سنّت رومی و در عراق و فارس سنّت ساسانی. فرهنگ و آداب و رسوم خاص هر قومی تا آنجا که در تضاد با روح اسلام، توحید، یگانگی و وحدت نباشد، ملحوظ و محترم است. ۱۰.
۵ - عدم دخالت در جریان فرهنگ اسلام هرگز جریان فرهنگ انسانی را سد نکرده و حتی آن را به پیش رانده است. اسلام درباره امور عادی، عرفی، اجتماعی، فرهنگی و چگونگی پوشش، گویش و مانند آن به طور غالب مردم را آزاد گذاشته و در جزئیات دخالت نکرده است. البته ارشاد و راهنمایی برای بهبود و بهینهشدن کارها و کلّیات و قواعدی دارد که با منطق و خرد و فطرت پاک انسانی منطبق است و آیین و آداب و عادتها و رسوم در هر زمان و زمینی باید با همان مقیاسها سنجیده شود.
هرچه به انحراف بشر از مسیر صحیح زندگی بینجامد و با هدف آفرینش و کمال انسانی در تضاد باشد، مانند بتپرستی، جهل، خرافه، فساد، فحشا و منکرات از نظر اسلام ممنوع و نامشروع است. با روشن شدن موضع اسلام در برخورد با فرهنگ و سنّتهای رایج در میان اقوام مختلف جهان چه پیش از اسلام و چه پس از اسلام، سنّت دیرپای نوروزی را به منزله آیینی باستانی و ملّی در ایران باید بررسی کرد و نظر اسلام را درباره آن جویید؛ آیا آیین و جشنهای نوروز همراه با جنبش طبیعت، خانهتکانی، نوپوشی، اظهار نشاط و شادمانی، استفاده از بوی خوش، پخش نقل و شیرینی، دید و بازدیدها، دادن هدایا، فراموش کردن قهر و کینهها، برقراری صلح و آشتی با دوستان، عفو و بخشودگی زندانیان و… ترویج و تقویت بیدینی، شرکت و بتپرستی و در تضاد با ارزشهای انسانی و رونق جهل و خرافات است و یا آنکه دلیلی معتبر از کتاب و سنّت بر مخالفت با نوروز و نامشروعیت آن در دست است و یا تشریع و افتراء و دخالت و تصرّف در حوزه دین و احکام الهی است؟ ۱۰.
۶ - بیاشکال بودن نوروز مخالفت با نوروز صرفاً به دلیل قدمت تاریخی و متعلّق به ایران باستان و عهد زرتشتیان همانند مخالفت با زبان فارسی و مخالفت با طب و فلسفه به دلیل تعلق آن به ایران و زردشتیان روم و یونان و مخالفت با صنعت و تکنولوژی به دلیل تعلّق آن به غرب و اروپا و… مادامی که دلیل معتبری در دست نباشد، غیرمنطقی و نامعقول و بد جلوه دادن حقیقت دین در دید جهانیان و خلاف مصالح شریعت و امور اسلامی است. بنابراین، در صورتی که دلیل معتبری بر مخالفت شریعت با نوروز در دست نباشد و بر این آیین باستانی و ملّی آثاری چون بدعت، تشریع، تشبّه به دشمن، شرک، فساد و تضاد با ارزشها مترتب نگردد، مقتضای اصول و قواعد کلّی اسلامی و موازین فقهی و اصولی بیاشکال بودن برگزاری مراسم نوروزی است و به صرف اینکه سنّتی کهن و متعلّق به ایران باستان و عهد زرتشتیان است، نمیتوان با نام دین به مخالفت با آن برخاست و آن را نامشروع اعلام کرد.
منبع: ترجمه دشتی، ص۲۹۳ · شرح نهج البلاغه، ج۲۰، ص۳۱۸ · صبحی صالح، شرح نهج البلاغه، نامه ۵۳ · خصال، ص۳۱۲، چاپ جامعه مدرسین قم · بحارالانوار، ج۱۵، ص۱۲۷ · اسلام و مقتضیات زمان۱، ج۱، ص۲۹۲ · کارنامه اسلام، ص۱۴۳ · کارنامه اسلام، ص۱۶۶ · خدمات متقابل اسلام و ایران، ص۱۱۱
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
