دکترین
و - قرار عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا — آیین دادرسی مدنی — جلد ۳ (نهرینی)
بند د ماده ۳۳۲ و شق ۲ از بند ب ماده ۳۶۷ ق..د.م، از جمله قرارهای قابل تجدیدنظر و قابل فرجام را قرار عدم اهلیت ی. ا. ط. دعوا نام برده است. این مستند قانونی ظاهراً حکایت از این نکته دارد که هرگاه ی. ا. ط. دعوا املات نداشته باشد، دادگاه باید قرار عدم اهلیت را صادر نماید. قرار عدم اهلیت در ماده ۸۴ به بعد ق.آ.د.م پیش بینی نشد و اساساً چون رد دعوا یا عدم استماع یا رد دادخواست نیست و ارتباطی فقط با دعوا ندارد، شاید قرار نهایی و قاطع محسوب نگردد. به عبارت دیگر چنین قراری عدم اهلیت خواهان یا خوانده ظاهراً تاثیری نسبت به خود دعوا ندارد بنابراین روشن نیست که آیا چنین قراری دعوا را از دادگاه خارج میکند و قاطع دعوا است یا خیر؟ علاوه بر این آیا این قرار همان قرار رد دعوا مندرج در بند ۳ ماده ۸۴ و ۸۹ ق.آ.د.م در باب اهلیت خواهان است یا خیر؟ اگر اینطور است در موردی که خوانده دارای اهلیت نیست چگونه عمل میشود؟ ماده ۸۶ ق.آ.د.م نمی گوید که اگر خوانده اهلیت نداشت دعوا به طرفیت او رد میشود بکه فقط اعلام داشته که او می تواند از پاسخ به دعوا امتناع ورزد. پس ماده ۸۶ ق.آ.د.م می تواند دو وضعیت را به ذهن متبادر سازد:
جایی که خواهان اطلاع از اهلیت و عدم اهلیت خوانده ندارد و دعوا را به طرفیت او و در همان اقامتگاه وی مطرح می سازد. در اینجا ماده ۸۶ قانون مزبور حاکمیت دارد.
⚠ احتیاط: 1 واژهٔ ناخوانا با «...» جایگزین شد.
جایی که خواهان اطلاع از اهلیت و عدم اهلیت خوانده ندارد و دعوا را به طرفیت او و در همان اقامتگاه وی مطرح می سازد. در اینجا ماده ۸۶ قانون مزبور حاکمیت دارد.
جایی که خواهان می داند که خوانده اهلیت ندارد ولی دعوا را به طرفیت او اقامه و در اقامتگاه همان خوانده نیز اقامه مینماید. در این صورت صلاحیت دادگاه و ابلاغ قانونی محل تردید قرار می گیرد. چون اقامتگاه شخص محجور برابر <a class="artref" href="/ماده/ماده-1006-a_0815110236661">ماده ۱۰۰۶ قانون مدنی</a>، اقامتگاه سرپرست قانونی او است. در چنین مواردی پس از روشن شدن قضیه، دادگاه باید به دفتر خویش دستور دهد تا برای تعیین اقامتگاه قانونی محجور، به خواهان ... رفع نقص از دادخواست بدهد و خواهان باید اقامتگاه ولی و سرپرست محجور را یافته و به دادگاه اعلام دارد. سپس در این مورد دادگاه بر اساس ماده ۱۱ به بعد از طرفین دعوا مرتبط با عدم اهلیت خواهان و خوانده در اصل اقامه و طرفیت در دعوا به اهلیت استیفای خواهان ارتباط دارد. در حالی که به باور ندارنده بند د ماده ۳۳۲ ق.آ.د.م ناظر به نداشتن اهلیت تمتع برای هر یک از طرفین دعوا است. یعنی عدم اهلیت تمتع یا تملک هر یک از طرفین دعوا موجب می شود که دادگاه نتواند از اساس، حقی را با فرض انتقال و تملک ظاهری، برای آنان شناسایی کند. برای مثال حق تمتع برای بیگانگان و اتباع خارجی به موجب <a class="artref" href="/ماده/ماده-961-a_0815110236610">ماده ۹۶۱ قانون مدنی</a> در موارد خاصی منتفی است مانند تملک املاک غیر منقول مزروعی به موجب قانون تملک اموال غیر منقول بیگانگان در سال ۱۳۱۰). یا محرومیت برخی از اشخاص به علت محکومیت های کیفری که آنها را از حقوق اجتماعی محروم می گرداند تبصره (۱) ماده ۱۹ مواد ۲۵ و ۲۶ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲/۲/۱). افزون بر موارد فوق اهلیت تمتع اشخاص حقوقی دولتی و عمومی و خصوصی به واسطه موضوع اساسنامه آنها یا به موجب قانون تشکیل دهنده آنها تعیین میشود. بنابراین خارج از موضوعات مقرر آنها اهلیت تمتع و تملک ندارند.
⚠ احتیاط: 1 واژهٔ ناخوانا با «...» جایگزین شد.
جایی که خواهان می داند که خوانده اهلیت ندارد ولی دعوا را به طرفیت او اقامه و در اقامتگاه همان خوانده نیز اقامه مینماید. در این صورت صلاحیت دادگاه و ابلاغ قانونی محل تردید قرار می گیرد. چون اقامتگاه شخص محجور برابر <a class="artref" href="/ماده/ماده-1006-a_0815110236661">ماده ۱۰۰۶ قانون مدنی</a>، اقامتگاه سرپرست قانونی او است. در چنین مواردی پس از روشن شدن قضیه، دادگاه باید به دفتر خویش دستور دهد تا برای تعیین اقامتگاه قانونی محجور، به خواهان ... رفع نقص از دادخواست بدهد و خواهان باید اقامتگاه ولی و سرپرست محجور را یافته و به دادگاه اعلام دارد. سپس در این مورد دادگاه بر اساس ماده ۱۱ به بعد از طرفین دعوا مرتبط با عدم اهلیت خواهان و خوانده در اصل اقامه و طرفیت در دعوا به اهلیت استیفای خواهان ارتباط دارد. در حالی که به باور ندارنده بند د ماده ۳۳۲ ق.آ.د.م ناظر به نداشتن اهلیت تمتع برای هر یک از طرفین دعوا است. یعنی عدم اهلیت تمتع یا تملک هر یک از طرفین دعوا موجب می شود که دادگاه نتواند از اساس، حقی را با فرض انتقال و تملک ظاهری، برای آنان شناسایی کند. برای مثال حق تمتع برای بیگانگان و اتباع خارجی به موجب <a class="artref" href="/ماده/ماده-961-a_0815110236610">ماده ۹۶۱ قانون مدنی</a> در موارد خاصی منتفی است مانند تملک املاک غیر منقول مزروعی به موجب قانون تملک اموال غیر منقول بیگانگان در سال ۱۳۱۰). یا محرومیت برخی از اشخاص به علت محکومیت های کیفری که آنها را از حقوق اجتماعی محروم می گرداند تبصره (۱) ماده ۱۹ مواد ۲۵ و ۲۶ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲/۲/۱). افزون بر موارد فوق اهلیت تمتع اشخاص حقوقی دولتی و عمومی و خصوصی به واسطه موضوع اساسنامه آنها یا به موجب قانون تشکیل دهنده آنها تعیین میشود. بنابراین خارج از موضوعات مقرر آنها اهلیت تمتع و تملک ندارند.
ماده ۵۸۸ قانون تجارت نیز میگوید: شخص حقوقی میتواند دارای کلیه حقوق و تکالیفی شود که قانون برای افراد قائل است مگر حقوق و وظایفی که بالطبیعه فقط انسان ممکن است دارای آن باشد مانند حقوق و وظایف ابوت و بنوت و امثال ذلک منظور از دارا شدن حقوق و تکالیف برای شخص حقوقی همان اهلیت دارا شدن حقوق یعنی اهلیت تمتع است. <a class="artref" href="/ماده/ماده-956-a_0815110236605">ماده ۹۵۶ قانون مدنی</a> نیز در مورد اهلیت تمتع اشخاص حقیقی می گوید که اهلیت برای دارا بودن حقوق با زنده متولد شدن انسان شروع و با مرگ او تمام میشود. نتیجه استدلال و پیامد تعبیر بالا آن است که باید قراری را در کنار سایر قرارهای قانونی قاطع دعوا شناسایی و معرفی کنیم که مقنن عنوان آن را قرار عدم اهلیت خواهان یا خوانده» نام نهاده است. برای مثال هرگاه خواهان دعوا یک فرانسوی باشد که مدعی خرید یک مال غیر منقول مزروعی از خوانده است، دادگاه به دلیل ممنوعیت چنین اشخاصی بیگانگان ) در تملک املاک غیر منقول مزروعی، دعوای خواهان را به علت فقدان اهلیت تمتع وی نمی پذیرد و قرار عدم اهلیت او را صادر خواهد نمود. شاید بتوان گفت که در چنین موردی شایسته است دادگاه حکم بر بی حقی ران حتی را از آغاز برای چنین خواهانی تصور نمود و در نظر گرفت، صدور حکم بر بی حقی یا بطلان دعوای خواهان مناسب ترین نوع تصمیم دادگاه است. اما این استدلال را نمیتوان به ترتیب فوق پذیرفت. چون حقوق اعم از حق تمتع و حق استیفاء، فقط به اشخاص اعم از حقیقی یا حقوقی تعلق می یابد و بدون تصور شخصی که بتواند دارای این حقوق بشود، بحث از حق تمتع و حق استیفاء بی فایده و ناکارآمد است. جلد دوم قانون مدنی نیز با عنوان در اشخاص تدوین و تصویب گردیده است. <a class="artref" href="/ماده/ماده-956-a_0815110236605">ماده ۹۵۶ قانون مدنی</a> نیز دارا بودن حقوق برای انسان را موضوع اهلیت انسان قرار داده و برخورداری از حقوق و امکان تمتع از هر نوع حقی را به اعتبار اهلیت انسان شخص حقیقی برقرار ساخته است.
مواد ۹۵۷ و بعد قانون مدنی نیز بر همین پایه تمتع از حقوق مدنی را برای انسان شناسایی کرده و سلب تمام یا قسمتی از آن را به طور کلی ممنوع و غیر مجاز می شمارد. همچنین <a class="artref" href="/ماده/ماده-959-a_0815110236608">ماده ۹۵۹ قانون مدنی</a> نیز اگر چه از حق تمتع یا حق اجرای حقوق مدنی یاد میکند ولی باز هم موضوع آن را انسان یا شخص حقوقی با تخاطب و انتساب به شخص در نظر گرفته و فقط شخص انسان یا شخص حقوقی است که میتواند دارای چنین حقوقی شده و یا از آنان سلب گردد. به بیانی دیگر حقوق مدنی بدون وجود شخص حقیقی یا حقوقی که می تواند دارای آن گردد قابل تصور نیست.
استدلال بالا و تعبیر قرار عدم اهلیت ی. ا. ط. دعوا به فقدان اهلیت تمتع خواهان یا خوانده این نتیجه را به دست میدهد که در هر موردی که یکی از اصحاب دعوا اهلیت تمتع نداشته باشد به این اعتبار که حق تمتع مورد نظر به او تعلق نخواهد گرفت، نمی تواند به عنوان یکی از اصحاب دعوا در دادرسی شرکت و دخالت نماید و طرف دعوا واقع شود. چنانچه خوانده فاقد اهلیت تمتع باشد حق مورد ادعای خواهان از و قابل استیفاء نیست. مگر این که حق مورد ادعای خواهان با سند رسمی در اختیار شخص فاقد اهلیت استیفا و اجرا باشد که در این صورت برای خارج کردن حق مزبور از اختیار و تملک چنین شخصی، چاره و گزیری از اقامه ی دعوا به طرفیت او نیست.
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 4
موارد مرتبط 38
آرای مرتبط 7
-
رأی
هماستناد
رای شماره 140331390001308062 مورخ 1403/06/06 هیات تخصصی مالیاتی، بانکی دیوان عدالت اداری
ماده 956 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
دعوی الزام به تهیه مقدمات انتقال سند رسمی - شرط پذیرش دعوی تحویل مبیع
ماده 956 از قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
اقامه دعوا به طرفیت متوفی
ماده 956 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
دعوی الزام به تهیه مقدمات انتقال سند رسمی - شرط پذیرش دعوی تحویل مبیع
ماده 956 از قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
دادنامه 140331390001308062 هیات تخصصی مالیاتی، بانکی دیوان عدالت اداری — 1403/06/06 — ابطال دستورالعمل اجرایی تعیین حدود ارایه خدمات بانکی به اشخاص محجور به لحاظ خارج از اختیار بودن و ابطال مواد…
ماده 956 قانون مدنی
-
رأی
هماستناد
تکلیف دادگاه در فرض فوت خوانده پیش از تقدیم دادخواست
ماده 956 قانون مدنی ختم اهلیت اشخاص حقیقی را با فوت آنان اعلام داشته و طرح
-
رأی
هماستناد
حق تغییر نام
مواد 956 و 995 و 1315 و 1317 قانون مدنی حکم بر تغییر نام خواهان از الف
نظریات مشورتی 7
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/1907 مورخ 1395/08/11
مواد 956، 958، 1212، 1214 و 1217 قانون مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
امکان وصول محکومیتِ ولی قهری از حساب فرزند صغیر وی
مواد 956، 958، 1212، 1214 و 1217 قانون مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/1403/1137 — 1404/06/09
ماده 956 قانون مدنی که مقرر میدارد: »اهلیت برای دارا بودن حقوق با زنده متو
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/95/1907 مورخ 1395/08/11 اداره کل حقوقی قوه قضائیه درخصوص حق تمتع و حق استیفای صغار با اصلاحات و الحاقات بعدی
مواد 956، 958، 1212، 1214 و 1217 قانون مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظر مشورتی 7/99/1001 مورخ 1399/07/23 اداره کل حقوقی قوه قضائیه در خصوص اینکه اگر ولی قهری با انگیزه ای مانند عدم دسترسی محکوم له، وجوه متعلق به خود را به حساب مولی علیه واریز کرده
مواد 956، 958، 1212، 1214 و 1217 قانون مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه 7/99/1001 — 1399/07/23
مواد 956، 958، 1212، 1214 و 1217 قانون مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1403/1137 مورخ 1404/06/09
ماده 956 قانون مدنی که مقرر می دارد: «اهلیت برای دارا بودن حقوق با زنده مت
نشستهای قضایی 3
-
نشست قضایی
هماستناد
مطالبه نفقه و هزینه های جنین از سوی زن ناشزه
ماده 956 قانون مدنی
-
نشست قضایی
هماستناد
احراز محجوریت خوانده
ماده 956 قانون مدنی
-
نشست قضایی
هماستناد
تقدیم دادخواست به طرفیت شخص متوفی
ماده 956 قانون مدنی
مواد مرتبط 1
-
استناد
از این صفحه
ماده 956 — قانون مدنی
ماده 956 قانون مدنی نیز در مورد اهلیت تمتع اشخاص حقیقی می گوید که اهلیت بر
دکترین 20
-
مقاله
هماستناد
ورود منظور از ورود عبارت است از اینکه بعضی از موضوع حکم
ماده 956 ق.م
-
مقاله
هماستناد
در فقه و حقوق هنگامی که یکی از دو قانون وارد بر
ماده 956 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اهلیت و حجر و سن رشد در قانون مدنی ایران پس از اصلاحات سال 1361
ماده 956 ق م
-
مقاله
هماستناد
حیات خواهان به هنگام تقدیم دادخواست — تقدیم دادخواست به منزله آن است که
ماده 956 قانون مدنی نیز برای امکان برخورداری شخص حقیقی از اهلیت و حق تمتع
-
مقاله
هماستناد
حیات خواهان به هنگام تقدیم دادخواست — تقدیم دادخواست به منزله آن است که
ماده 956 قانون مدنی نیز برای امکان برخورداری شخص حقیقی از اهلیت و حق تمتع
-
مقاله
هماستناد
و - قرار عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا — آیین دادرسی مدنی — جلد ۳ (نهرینی)
ماده 956 قانون مدنی نیز در مورد اهلیت تمتع اشخاص حقیقی می گوید که اهلیت بر
-
مقاله
هماستناد
و - قرار عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا — آیین دادرسی مدنی — جلد ۳ (نهرینی)
ماده 956 قانون مدنی نیز در مورد اهلیت تمتع اشخاص حقیقی می گوید که اهلیت بر
-
مقاله
هماستناد
شرایط ماهوی سند — هلیت متعاملین طبق ماده ۱۹۰ ق
ماده 956 ق.م
-
مقاله
هماستناد
شرایط ماهوی سند — اهلیت برای دارا بودن حقوق با زنده
ماده 956 ق.م
-
مقاله
هماستناد
شرایط اقامه ی دعوا — سمت
ماده 956 قانون مدنی اهلیت برای دارا بودن حقوق با زنده متولد شدن انسان شروع
-
مقاله
هماستناد
شرایط اقامه ی دعوا — اهلیت قانونی شرط دیگری از شرایط اقامه
ماده 956 قانون مدنی اهلیت برای دارا بودن حقوق با زنده متولد شدن انسان شروع
-
مقاله
هماستناد
شرایط اقامه ی دعوا — اهلیت قانونی شرط دیگری از شرایط اقامه
ماده 956 قانون مدنی اهلیت برای دارا بودن حقوق با زنده متولد شدن انسان شروع
-
مقاله
هماستناد
شرایط مقرله — با وجود این اگر اقرار را تکذیب
ماده 956 ق.م
-
مقاله
هماستناد
بعض از مؤلفان در توجیه این حکم کوشیده اند تا مرده را
ماده 956 ق.م
-
مقاله
هماستناد
بعض از مؤلفان در توجیه این حکم کوشیده اند تا مرده را
ماده 956 ق.م
-
مقاله
هماستناد
اهلیت (علم حقوق): انواع اهلیت
ماده 956 قانون مدنی برابر ماده 956 قانون مدنی
-
مقاله
هماستناد
شخصیت حقیقی (حقوق)
ماده 956 قانون مدنی آمده است که اهلیت برای دارا بودن حقوق با زنده متولد شد
-
مقاله
هماستناد
نکتهٔ فقهی: شروع و پایان اهلیت تمتع (اهلیت (علم حقوق))
قانون مدنی، ماده956
-
مقاله
هماستناد
نکتهٔ فقهی: آغاز اهلیت تمتع (اهلیت (علم حقوق))
قانون مدنی، ماده956
-
مقاله
هماستناد
نکتهٔ فقهی: شروع و پایان اهلیت (شخصیت حقیقی (حقوق))
ماده 956 قانون مدنی
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
