دکترین
وکالت: تعریف وکالت
بسیاری وکالت را به استنابه در تصرف؛ یعنی نایب گرفتن کسی برای انجام دادن کاری تعریف کردهاند. بعضی قید «بالذات» را به تعریف یاد شده افزودهاند. مقصود از آن این است که هدف اصلی در وکالت، انجام دادن مورد وکالت توسط نایب است و با این قید، عقودی را که غرض اصلی در گرفتن نایب در آنها، انجام دادن کار نیست، از تعریف وکالت خارج کردهاند، مانند مضاربه (ببینید: مضاربه ) مزارعه (ببینید: مزارعه ) و مساقات (ببینید: مساقات ) که غرض اصلی در آنها دستیابی به سود، و کار کردن عامل مقدمه آن است.
برخی قید «حیات» را به تعریف افزودهاند تا بدین وسیله وصایت (ببینید: وصایت ) را -که انجام دادن کاری پس از مرگ منوب عنه [ موصی ] است - از تعریف وکالت خارج کنند. البته بنابر اینکه وصایت، اعطای ولایت از طرف موصی به وصیّ باشد، نیازی به قید حیات نیست؛ بلکه عنوان استنابه در تعریف وکالت، وصایت را از آن خارج میکند. برخی وکالت را به عقدی که مفاد آن نایب گرفتن دیگری در کاری که آن کار هم توسط منوب عنه انجامپذیر است و هم توسط دیگری، و برخی دیگر به عقدی که مفاد آن مسلّط کردن دیگری بر تصرّف در آنچه تصرّف در آن برای موکل در حیات خود جایز است، تعریف کردهاند. بنابر این تعریف، حقیقت وکالت، استنابه در تصرف نیست؛ بلکه اعطای سلطنت به وکیل از سوی موکّل است.
منبع: محقق حلی، المختصر النافع، ص۱۵۴ · ج۴، ص۳۶۷ · تکملة العروة الوثقی، ج۱، ص۱۱۹ · التنقیح الرائع، ج۲، ص۲۷۹ · تحریر المجلة، ج۴، ص۴۰
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
