دکترین
چند مثال برای درک طلق بودن مال
چند مثال برای درک طلق بودن مال
دیدیم طِلق عبارت است از مالی که مالکش میتواند در آن هر نوع تصرفی بکند؛ اعم از فروختن، اجاره و عاریه دادن، بخشیدن و مانند آن.
یکی از شرایط برای معامله، طِلق بودن مال (آزاد بودن مال) برای معامله است. بر اساس این شرط، فروش اشیائی برای مالکین جایز نمیباشد. مثلاً عین موقوفه با اینکه موقوف علیهم میباشد، برای موقوف علیهم فروش آن جایز نمیباشد، چون گرچه عین موقوفه ملک است و لکن ملک طِلق نمیباشد. همچنین فروش عین منذوره جایز نمیباشد. در موردای با اینکه شخص مالک است، فروش آن عین برای مالک باطل است، چون شرط طِلقیّت مفقود است. به عنوان مثال به چند نمونه ذیل دقت فرمایید:
▪مبیع عین موقوفه باشد؛ مثلاً حیاطی برای مدرسه وقف شده است. موقوف علیهم که دانش آموزان مدرسه میباشند، عین موقوفه را مالکند، ولی حق فروش ندارند، چون عین موقوفه ملک طلق نمیباشد. این عین متعلّق حق دیگران قرار گرفته است.
▪فروش عین مرهونه
▪عین منذوره؛ الف نذر کرده است که اگر باران بیاید این گوسفند خودش را به فقرا بدهد. الف بعد از نذر این گوسفند را مالک است، اما بیع این گوسفند برای الف باطل است، چون ملک طلق او نمیباشد، چون متعلّق حق فقرا قرار گرفته است.
▪مبیع یا ثمن متعلّق حلف قرار گرفته باشد. مثلاً الف قسم خورده است که زمین خودش را نفروشد. بعد از این قسم، این زمین همچنان ملک الف است، ولی الف حق فروش این زمین را ندارد، چون ملک طلق نمیباشد، متعلّق حلف قرار گرفته است.
▪مبیع به بیع خیاری فروخته شده است. مثلاً الف خانه خودش را به ب فروخته است، الف برای خودش یک سال خیار فسخ قرار داده است. با اینکه ب مالک است، حق فروش ندارد، چون ملک طلق نمیباشد، چون حق فروشنده به این حیاط تعلّق گرفته است.
▪گاو یا گوسفندی است که تعیّن برای قربانی شده است. بعد از اشعار و تقلید گوسفند را مالک است، ولی حق فروش آن را ندارد، چون ملک طلق نمیباشد، حق دیگران به این گوسفند تعلّق گرفته است.
▪الف قطعه زمینی دارد و وصیّت کرده است که این قطعه زمین بعد از فوتش به ب داده شود. این قطعه زمین بعد از فوت، ملک ورثه میشود، ولی حق فروش آن را ندارند، چون ملک طلق نمیباشد.
▪الف آپارتمانی را با ب شریک بوده است. الف این آپارتمان را فروخته است، فروش الف به نسبت سهم ب باطل است، برای اینکه این آپارتمان ملک طلق الف نمیباشد و این آپارتمان متعلق حق شریک الف هم هست. مال مشترک (مشاع) که پیش از تقسیم، هیچیک از شرکا بدون اجازه، حقّ تصرّف در آن (مانند فروختن و اجاره دادن) را ندارد.
▪هرگونه تصرف در ترکه میّت که مورد تعلق زکات و خمس و حقالناس مثل مظالم است، قبل از پرداخت آنها جایز نیست. و همچنین است اگر میّت به مقدار تمام ترکه بدهکار باشد، بلکه اگر به مقدار تمام ترکه هم نباشد چنین است، مگر آنکه طلبکاران راضی باشند یا ورثه بدون مسامحه تصمیم به پرداخت دیون میّت داشته باشند.
منبع:با اندکی تلخیص و تغییر به نقل از «کتاب المکاسب»
پی نوشت
مطلب مرتبط با عنوان «ملک طلق» را اینجا یا با لمس instant view ببینید.
Add a comment
بختیار سید نظامی
3
موارد مرتبط
برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.
