دکترین
ذکر جهات اعاده دادرسی در دادخواست — حکم صادره با حکم دیگری در خصوص
۲- حکم به میزان بیشتر از خواسته صادر شده باشد. دومین جهت از جهاتی که موجب طرح دادخواست اعاده دادرسی می شود این است که باشد که در این خصوص به نمونه پرونده ای به شرح ذیل اشاره می شود علی دادخواستی به خواسته مطالبه وجه به مبلغ صد میلیون تومان به طرفیت امید مطرح می نماید و قاضی دادگاه هنگام صدور رای حکم به محکومیت خوانده به مبلغ دویست میلیون تومان صادر و اعلام می نماید در چنین صورتی اگر حکم صادره قطعی شده باشد، شخص خوانده میتواند به استناد بند ۲ به علت اینکه است دادخواست اعاده دادرسی را مطرح نماید.
⚠ احتیاط: ممکن است آغاز یا پایانِ مطلب در بندِ مجاور باشد.
۲- حکم به میزان بیشتر از خواسته صادر شده باشد. دومین جهت از جهاتی که موجب طرح دادخواست اعاده دادرسی می شود این است که باشد که در این خصوص به نمونه پرونده ای به شرح ذیل اشاره می شود علی دادخواستی به خواسته مطالبه وجه به مبلغ صد میلیون تومان به طرفیت امید مطرح می نماید و قاضی دادگاه هنگام صدور رای حکم به محکومیت خوانده به مبلغ دویست میلیون تومان صادر و اعلام می نماید در چنین صورتی اگر حکم صادره قطعی شده باشد، شخص خوانده میتواند به استناد بند ۲ به علت اینکه است دادخواست اعاده دادرسی را مطرح نماید.
وجود تضاد در مفاد یک حکم که ناشی از استناد به اصول یا مواد متضاد باشد. یکی دیگر از موارد اعاده دادرسی وجود تضاد در مفاد یک حکم م. ب. به عنوان مثال علی دادخواستی به خواسته مطالبه خسارت به طرفیت بهنام مطرح می نماید و قاضی دادگاه بعد از
⚠ احتیاط: ممکن است آغاز یا پایانِ مطلب در بندِ مجاور باشد.
وجود تضاد در مفاد یک حکم که ناشی از استناد به اصول یا مواد متضاد باشد. یکی دیگر از موارد اعاده دادرسی وجود تضاد در مفاد یک حکم م. ب. به عنوان مثال علی دادخواستی به خواسته مطالبه خسارت به طرفیت بهنام مطرح می نماید و قاضی دادگاه بعد از
بررسی ارکان دعوای مطالبه خسارت، حکم بر بی حقی خواهان که در مثال ما علی باشد صادر و
⚠ احتیاط: ممکن است آغاز یا پایانِ مطلب در بندِ مجاور باشد.
بررسی ارکان دعوای مطالبه خسارت، حکم بر بی حقی خواهان که در مثال ما علی باشد صادر و
اعلام می نماید اما با وجود حکم بر بی حقی خواهان، خوانده را به پرداخت هزینه دادرسی و هزینه کارشناسی محکوم مینماید در چنین صورتی خوانده دعوا می تواند به استناد بند ۳ دادخواست اعاده دادرسی خود را مطرح نماید.
حکم صادره با حکم دیگری در خصوص همان اصحاب دعوا در تضاد باشد. یکی دیگر از جهات اعاده دادرسی زمانی است که دعوا و اصحاب آن که قبلا توسط همان دادگاه صادر شده است، متضاد باشد بدون آن که سبب قانونی موجب این مغایرت باشد که جهت تبیین این موضوع به نمونه پرونده ای به شرح ذیل اشاره می شود: شعبه ۲۵ دادگاه عمومی حقوقی شهرستان سنندج در خصوص دعوای علی به طرفیت امید به خواسته الزام به تنظیم سند به علت اینکه در جلسه اول دادرسی رکن اول دعوای الزام به تنظیم سند که وجود قرارداد معتبر باشد احراز نمی گردد، حکم بر بی حقی خواهان صادر میشود و در حکم دیگری که علی به طرفیت امید دعوایی به خواسته تحویل مبیع مطرح می نماید، دادگاه حکم به تحویل مبیع به به استناد همان قراردادی که در دعوای الزام به تنظیم سند حکم بر بی حقی علی صادر نمود در این پرونده حکم به نفع علی صادر و امید را به تحویل مبیع محکوم می نماید که حکمی که در مورد تحویل مبیع صادر شده است با حکمی که در مورد دعوای الزام به تنظیم سند صادر شده است متضاد م. ب. که این مورد از مصادیق بند ۴ ماده ۴۲۶ قانون ایین دادرسی مدنی خواهد بود.
شماره پرونده: ۹۹-۱/۳-۱۷۶۹ ح تاریخ نظریه: ۱۳۹۹۰۱۱.۱۹ در صورتی که محکوم به پرداخت وجه دو فقره سفته، رأی قطعی مبنی بر استرداد لاشه همان دو فقره سفته را به شعبه اجرای احکام ارائه کند و خواستار مختومه شدن پرونده شود، ب. ت. ب. ین که به نظر میرسد از موارد اعاده دادرسی نیست، آیا اجرای احکام باید در این صورت پرونده را مختومه کند؟
در فرض سؤال که حکم بر محکومیت خوانده به پرداخت وجه سفته ها صادر، قطعی و به صدور اجراییه منتهی شده است، صدور حکم بعدی مبنی بر استرداد سفته ها، متضاد با حکمی است که قبلاً صادر شده است؛ بنابراین حکم دوم مانع اجرای حکم اول نیست و ذی نفع می تواند در اجرای بند ۴ ماده ۴۲۶ و ماده ۴۳۹ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹ نسبت به حکم دوم درخواست اعاده دادرسی کند. شایسته ذکر است اگر قضات ذیربط حکم اول را خلاف شرع بین بدانند، برابر ماده ۳ دستورالعمل اجرایی ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۸/۹/۷ ریاست محترم قوه قضاییه، رفتار می شود و با تجویز اعاده دادرسی توسط رئیس قوه قضاییه، وفق تبصره ماده ۹ دستور العمل
شماره پرونده: ۹۹-۱۶۸-۱۱۰۳ ک - چنانچه طبق ماده ۴۳۹ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی، قرار باشد که رای اول رأی حقوقی به قوت خود باقی بماند برخلاف منظور و هدف از اعاده دادرسی خواهد بود؛ زیرا مقصود این بود که رأی کیفری خیانت در امانت آقای «الف) مقدم شده و آقای «ب» نتواند وجه سفته ناشی از خیانت ۱ - وفق ماده ۴۳۳ مرجع دادرسی است. بنابراین در فرض سوال دادگاه صادر کننده حکم قطعی دوم استرداد سفته ها) دیگر، سالبه به انتفاء موضوع است.
۳- در قسمت ثالثاً، سوالی مطرح نشده است که مستلزم برابر بند ۴ ماده ۴۲۶ ق.آ.د.م در صورتی که حکم صادره با حکم دیگری در خصوص همان دعوی و اصحاب آن که قبلاً توسط همان دادگاه صادر شده، متضاد باشد بدون آنکه سیب قانونی موجب این مغایرت باشد موضوع مشمول صدور قرار قبولی اعاده دادرسی است. سوال: اگر حکم ثانویه مربوط به یک دوره زمانی مشخص (از ۱۳۸۲ لغایت ۱۳۹۱) با حکم اولیه مربوط به یک دوره زمانی دیگر (۱۳۹۱ لغایت ۱۳۹۲) که هر دو حکم از یک دادگاه صادر شده و اصحاب دعوی نیز یکی میباشند با وحدت منشاء خواسته، موضوع مشمول لزوم صدور قرار قبولی اعاده دادرسی م. ب. یا خیر؟
صرف نظر از ابهامی که در استعلام وجود دارد و یا تذکر به این نکته که درخواست اعاده دادرسی موضوع بند ۴ ماده ۴۲۶ قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب ۱۳۷۹، صرفاً نسبت به رأی مؤخر الصدور پذیرفته است و مشمول رأی مقدم نمی گردد، در فرض استعلام چنانچه فیمابین حکم مقدم و حکم مؤخر تضادی وجود داشته باشد، صرف تفاوت دوره زمانی آنها مانع از پذیرش درخواست اعاده دادرسی نمی باشد.
موارد مرتبط 31
آرای مرتبط 17
-
رأی
هماستناد
تفاوت مالکیت در اثر ارث و وصیتواخواهی از قرار رد دعوی الزام به تنظیم سند رسمی
ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی که ناظر به وجود تضاد در مفاد یک حکم که ناش
-
رأی
هماستناد
تفاوت موسسات عام المنفعه با موقوفات
ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی نیست
-
رأی
هماستناد
اعاده دادرسی به استناد اقرارنامه رسمی
ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی استناد شده است که در مورد بند 7 ماده مذکور
-
رأی
هماستناد
الزام به تنظیم سند رسمی ملک بازداشتیاعاده دادرسی نسبت به قرار رد دعویدعوی ابطال مبایعه نامه به دلیل صوری بودن
ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی اعاده دادرسی نسبت به احکام قطعیت یافته بود
-
رأی
هماستناد
اعاده دادرسی نسبت به رای قطعی دادگاه بدوی
ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
درخواست اعاده دادرسی به دلیل تضاد دو حکممطالبه خسارت تاخیر در انجام تعهدات طرفینی
ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد با توجه به این که دادنامه شماره --
-
رأی
هماستناد
تخلیه عین مستاجره به استناد تعدی و تفریط در زمان موجر سابق
ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی ابراز شده
-
رأی
هماستناد
(1)- مرجع رسیدگی به اعاده دادرسی از رأی تأیید شده در دیوان عالی کشور - (2)- ماهیت دیوان عالی کشور
ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی ارائه گردید
-
رأی
هماستناد
تلقی اعاده دادرسی از رأی غیرقطعی به عنوان فرجام خواهی
ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی احصاء شده است و خواهان خواسته خود را منطبق
-
رأی
هماستناد
نحوه ابطال سند مالکیت موخرآرای قابل اعاده دادرسی
ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی که اشعار می دارد نسبت به احکامی که قطعیت ی
-
رأی
هماستناد
وصف دلیل مکتوم موجب اعاده دادرسی
ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی اعلام داشته دادگاه نظر به اینکه آنچه به عن
-
رأی
هماستناد
ملاک زمانی احراز سلامت جسمانی در دعوای فسخ نکاح
ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی ندانسته است زیرا در متن بند 7 چنین آمده اس
-
رأی
هماستناد
وضعیت فرجام خواهی در فرض عدم ابلاغ نظریه پزشکی قانونی
ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی
-
رأی
هماستناد
تقاضای اعاده دادرسی به استناد وجود سند مکتوم
ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی و تقدیم نامه مورخ 29/8/90 و پی نوشت مورخ 1
-
رأی
هماستناد
اعتراض زوج به توقیف ملک توسط زوجه
ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی نماید ارائه نگردید و لذا دادگاه مستندا به
-
رأی
هماستناد
الزام به تمکین زوجه با وجود بیماری هپاتیت زوج
ماده 426 از قانون آیین دادرسی مدنی منطبق نبوده با این وصف دادگاه در استناد به
-
رأی
هماستناد
شرایط پذیرش اعاده دادرسی به استناد سند مکتوم
ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی است
نظریات مشورتی 13
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/99/961 مورخ 1399/08/07
ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی نسبت به رای صادره از شعبه دیوان عالی کشور
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/1088 مورخ 1398/11/08
ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی دعوی اعاده دادرسی پرونده خلع ید موقعیت قان
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/93/222 مورخ 1393/02/08
ماده 426 قانون آیین دادرسی در امور مدنی مصوب 1379 «دادرسی» است که طی آن من
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/99/1705 مورخ 1399/11/11
ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی برای اعاده دادرسی کیفری استفاده کند
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/1395 مورخ 1397/05/15
ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی قابل طرح است و تشخیص مکتوم بودن حکم استناد
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/99/1209 مورخ 1399/09/15
ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی زمان اعاده دادرسی نیز منقضی گردیده و اینکه
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/95/1719 مورخ 1395/07/24
ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی برای اعاده دادرسی در امور کیفری استفاده کن
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/93/0222 مورخ 1393/02/08
ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی قابلیت تسری به جریان دادرسی در دیوان محترم
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/1403/1016 مورخ 1404/02/02
ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی تلقی شده و باید در قالب اعاده دادرسی نسبت
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/98/1281 مورخ 1398/10/15
ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی می پردازد
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/96/1183 مورخ 1396/05/29
ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی درخواست اعاده دادرسی کند
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/679 مورخ 1397/03/30
ماده 426 قانون آیین دادرسی در امور مدنی
-
نظریهٔ مشورتی
هماستناد
نظریه مشورتی شماره 7/97/1203 مورخ 1398/02/31
ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی برای اعاده دادرسی مورد استفاده قرار گیرد
مواد مرتبط 1
-
استناد
از این صفحه
ماده 426 — آیین دادرسی مدنی مصوب 1379/01/21
ماده 426 قانون آیین دادرسی مدنی خواهد بود
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
