Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

تعریف آئین دادرسی مدنی در حقوق کشورهای آنگلوساکسون نیز تقریباً نظیر تعاریف بالا است. برای مثال در حقوق انگلستان نیز از واژه (procedure) به مفهوم آئین دادرسی استفاده شده و در تعریف آن گفته اند که ترتیب و روشی رسمی است که به موجب آن دادرسی های حقوقی و قانونی مورد عمل و اجراء قرار می گیرد. در عین حال این شاخه از حقوق را تحت شمول و زیر مجموعه تقسیم گسترده تری قرار دادند که به حقوق و قانون شکلی شهرت دارد. حقوق شکلی بخشی از قانون است که به رویه ها و آئین دادرسی در دادگاهها می پردازد و همواره آن را در مقابل و با حقوق ماهوی مقایسه می کنند. در منابعی دیگر در قلمرو دادرسی مدنی گفته شده که آئین دادرسی مدنی عموماً حاوی و شامل فرایند و آئین انتخاب در پرونده ها و دعاوی مدنی دادگاه شایسته (صالح) است که به موجب آن دعوا می تواند تحت رسیدگی واقع شود. این آیین شناسایی و ماهیت شکایات ادعاها و دفاعیات تقدیمی به آن دادگاه)، تعیین طرفهای مناسب و قانونی طرفین دعوا آمادگی برای محاکمه و دادرسی، اتخاذ تصمیم و صدور رأی در مورد دعوا با یا بدون محاکمه و در صورت محاکمه با یا بدون حضور هیأت منصفه اعتراض به تصمیم و رأی دادگاه در مرحله تجدیدنظر و نهایتاً اجرای تصمیم و رأی و اعطاء اثر مناسب و اثر بخش به یک حکم در دعوای بعدی را شامل میشود. آغاز گردد و چه نوع احضار و ابلاغی مورد لزوم است. انواع دعاوی و دفاعیات و ادعاهای موضوع پرونده ها، درخواستهای قانونی قرارهای ممکن الصدور و مجاز زمان بندی یا مواعد و ترتیب اظهارات مقید به سوگند، عمل و اجرای محاکمات و دادرسی ها، فرایند صدور رأی، جبران های قانونی متنوع و گوناگون و این که دادگاه و کارمندان دادگاه چگونه باید عمل نمایند جزیی از نظام دادرسی مدنی محسوب می شود. چگونه باید عمل نمایند جزیی از نظام دادرسی مدنی محسوب می شود. در حقوق آمریکا نیز فرایند و جریان معین و مشخص یک دعوا را آئین دادرسی گویند. به واقع قاعده یا ترتیب قضایی برای اجراء و انجام یک دعوی مدنی یا تعقیب کیفری را آئین دادرسی نامند. در باب آئین دادرسی مدنی نیز عنوان شده که این مقررات بخش مهمی از حقوق را تشکیل می دهد و قواعدی است که از سوی کنگره قانونگذاری و یا دادگاهها وضع میشود و حاکم بر روشها و رویه های مورد عمل در دعاوی حقوقی است. آئین دادرسی (procedure) یک اصطلاح مورد استفاده در دو مفهوم است در یک مفهوم وسیع تر و گسترده تر این اصطلاح با حقوق ماهوی مقایسه میشود که اصطلاح اخیر در مقابل حقوق شکلی قرار می گیرد. حقوق شکلی مزبور تمامی سازمان قانونی و حقوقی را که به موجب و از طریق آن حقوق و وظایف اعطاء و تحمیل شده برای اشخاص از طریق قواعد حقوق ماهوی اعلام و اجرا میشود، در بر میگیرد. تمایز این دو خصوصی است، اهمیت بسیار دارد که طبق آن، قاعده عمومی متضمن این نکته است که حقوق طرفین بوسیله سیستم و نظام حقوقی که به موجب آن رابطه میان آنها خریدار، فروشنده، خطا کار و قربانی زیاندیده ایجاد و برقرار شده، تعیین شود. اما همه موضوعات و مطالب آئین دادرسی بوسیله قانون دادگاهی که دعوا نزد آن دادگاه، قامه شده، اجراء و سامان می یابد؛ در این مفهوم آئین دادرسی شامل قواعد صلاحیت دادگاه) میشود و در مفهوم محدودتر لوایح دفاعی دلیل و اجراء را نیز در بر میگیرد. همچنین آئین دادرسی در مفهومی مضیق و بسیار دقیق تر تنها بخشی از حقوق شکلی را تشکیل می دهد و اصول و قواعد حاکم بر اقداماتی که در آغاز نمودن و شروع کردن یک ادعای قانونی یا جریانی دیگر از صدور دستور یا قرار دادگاه دادخواست یا دیگر وسایل اقامه دعوا تا صدور حکم نهایی را شامل می شود؛ این ترتیب و فرایند که به طور قضایی صورت می پذیرد به عنوان اسلوب و شیوه دادرسی که از طریق آن حقی قانونی به مرحله اجرا در می آید چنان که از قانونی که حق را بطور ماهوی اعطاء و تعریف میکند، متمایز گردیده تعریف شده است. ⚠ احتیاط: ممکن است آغاز یا پایانِ مطلب در بندِ مجاور باشد. آئین دادرسی (procedure) یک اصطلاح مورد استفاده در دو مفهوم است در یک مفهوم وسیع تر و گسترده تر این اصطلاح با حقوق ماهوی مقایسه میشود که اصطلاح اخیر در مقابل حقوق شکلی قرار می گیرد. حقوق شکلی مزبور تمامی سازمان قانونی و حقوقی را که به موجب و از طریق آن حقوق و وظایف اعطاء و تحمیل شده برای اشخاص از طریق قواعد حقوق ماهوی اعلام و اجرا میشود، در بر میگیرد. تمایز این دو خصوصی است، اهمیت بسیار دارد که طبق آن، قاعده عمومی متضمن این نکته است که حقوق طرفین بوسیله سیستم و نظام حقوقی که به موجب آن رابطه میان آنها خریدار، فروشنده، خطا کار و قربانی زیاندیده ایجاد و برقرار شده، تعیین شود. اما همه موضوعات و مطالب آئین دادرسی بوسیله قانون دادگاهی که دعوا نزد آن دادگاه، قامه شده، اجراء و سامان می یابد؛ در این مفهوم آئین دادرسی شامل قواعد صلاحیت دادگاه) میشود و در مفهوم محدودتر لوایح دفاعی دلیل و اجراء را نیز در بر میگیرد. همچنین آئین دادرسی در مفهومی مضیق و بسیار دقیق تر تنها بخشی از حقوق شکلی را تشکیل می دهد و اصول و قواعد حاکم بر اقداماتی که در آغاز نمودن و شروع کردن یک ادعای قانونی یا جریانی دیگر از صدور دستور یا قرار دادگاه دادخواست یا دیگر وسایل اقامه دعوا تا صدور حکم نهایی را شامل می شود؛ این ترتیب و فرایند که به طور قضایی صورت می پذیرد به عنوان اسلوب و شیوه دادرسی که از طریق آن حقی قانونی به مرحله اجرا در می آید چنان که از قانونی که حق را بطور ماهوی اعطاء و تعریف میکند، متمایز گردیده تعریف شده است. همواره حقوق ماهوی از حیث مفهومی در تقابل با حقوق شکلی مانند آئین دادرسی قرار می گیرد و یکی از آثار این رویارویی را می توان در حقوق بین الملل خصوصی یافت. در تمایز میان امور ماهوی و آئین دادرسی گفته شده که آئین دادرسی تحت حکومت و تابع قانون مقر دادگاه قرار می گیرد. یکی از حقایق جاودان هر نظام حقوق بین الملل ۱۲. توضیح نگارنده در حقوق ایران نیز قواعد حل تعارض مقرر در قانون مدنی حکایت صریح از آن دارد که قواعد ناظر به تعیین صلاحیت دادگاهها و قوانین راجع به آیین دادرسی مدنی تابع قانون ملی دادگاهی است برخی از حقوقدانان انگلیسی در کتابی که با نام رویکرد عملی بر آئین دادرسی مدنی نگاشته اند به نوعی در مقام بیان و تعریف موضوع تألیف خویش با مضمون دادرسی مدنی برآمده و اعلام داشته اند که کتاب مزبور تحلیل یک ساز کار کارشناسی و فوت و فن این امر را که چگونه حقوق قانونی کامن لا) و انصافی از طریق دادگاهها مطرح اقامه تعیین و اجراء میشود را در دست بررسی دارد. دادگاههای مدنی، عمل و وظیفه مهم حل و فصل نمودن اختلافاتی را که با توافق طرفین قابل رفع نیستند، به به نظر می رسد تعریف و برداشت بالا بسیار نزدیک به ماهیت همان قواعدی است که در آیین دادرسی مدنی بکار گرفته میشود تا حقوق ماهوی مورد ادعا را اثباتاً یا نفیاً اعلام دارد. این تعریف بیشتر به هدف دادرسی مدنی نزدیک است تا به تعریف آن ⚠ احتیاط: ممکن است آغاز یا پایانِ مطلب در بندِ مجاور باشد. همواره حقوق ماهوی از حیث مفهومی در تقابل با حقوق شکلی مانند آئین دادرسی قرار می گیرد و یکی از آثار این رویارویی را می توان در حقوق بین الملل خصوصی یافت. در تمایز میان امور ماهوی و آئین دادرسی گفته شده که آئین دادرسی تحت حکومت و تابع قانون مقر دادگاه قرار می گیرد. یکی از حقایق جاودان هر نظام حقوق بین الملل ۱۲. توضیح نگارنده در حقوق ایران نیز قواعد حل تعارض مقرر در قانون مدنی حکایت صریح از آن دارد که قواعد ناظر به تعیین صلاحیت دادگاهها و قوانین راجع به آیین دادرسی مدنی تابع قانون ملی دادگاهی است برخی از حقوقدانان انگلیسی در کتابی که با نام رویکرد عملی بر آئین دادرسی مدنی نگاشته اند به نوعی در مقام بیان و تعریف موضوع تألیف خویش با مضمون دادرسی مدنی برآمده و اعلام داشته اند که کتاب مزبور تحلیل یک ساز کار کارشناسی و فوت و فن این امر را که چگونه حقوق قانونی کامن لا) و انصافی از طریق دادگاهها مطرح اقامه تعیین و اجراء میشود را در دست بررسی دارد. دادگاههای مدنی، عمل و وظیفه مهم حل و فصل نمودن اختلافاتی را که با توافق طرفین قابل رفع نیستند، به به نظر می رسد تعریف و برداشت بالا بسیار نزدیک به ماهیت همان قواعدی است که در آیین دادرسی مدنی بکار گرفته میشود تا حقوق ماهوی مورد ادعا را اثباتاً یا نفیاً اعلام دارد. این تعریف بیشتر به هدف دادرسی مدنی نزدیک است تا به تعریف آن

موارد مرتبط

برای این صفحه موردِ مرتبطی ثبت نشده.

نظرها و یادداشت‌ها

نظرها پس از بررسی نمایش داده می‌شوند.

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین