دکترین
جلوگیری از احقاق حق شخصی — در این جا لازم است به چند
شیوه ها، طرق و راهکارهایی است که طرفین یک اختلاف آن را به جای توسل به دادگاههای دادگستری بر میگزینند تا دعوای خ. ر. ب. ترتیبی که خود مناسب می دانند فیصله و خاتمه دهند. این شیوه ها با همه تنوع و اقسامی که دارند در یک امر مشترک بوده و آن ماهیت غیر قضایی و غیر دولتی آنهاست. اتخاذ و انتخاب یکی از شیوه های جایگزین حل و فصل اختلاف به جای مسیر قانونی و قضایی مراجعه به دادگاهها و مراجع دولتی به معنی احقاق حق شخصی نیست. زیرا نیز اصولاً طرق دوستانه و مسالمت آمیزی است که طرفین دعوا با توافق یکدیگر و طیب خاطر به آن توسل جسته و اختلاف خود را در قالب سازش و یا با نظارت شخص ثالثی که از عناوینی نظیر کارشناس یا داور برخوردار است پایان میدهد. این شیوه ها دارای پشتوانه و حمایت قانونی نیز هستند و نشانه های آن را در قانون نیز می توان یافت. برای مثال میتوان به توافق و تراضی طرفین بر سازش حتی در خارج از دادگاه مواد ۱۸۰، ۱۸۱، ۱۸۲ و ۱۸۳ ق.آد.م احکام مستند به رأی یک یا چند نفر کارشناس که طرفین کتباً رأی آنان را قاطع دعوا قرار داده اند تبصره ماده ۳۳۱ ق.آ.د.
م) و همچنین مثال بارز و شایع آن یعنی داوری مواد ۴۵۴ و ۴۵۵ و بعد ق.آ.د.
م)، اشاره کرد. افزون بر دکتر … مقاله نگاهی به شیوه های جایگزین حل اختلاف (ADR) در مقررات جدید اتاق ماده ۶ ق.ت.د.ع و ا مصوب ۱۳۷۳/۴/۱۵ : طرفین دعوا در صورت توافق می توانند برای احقاق حق و فصل استخراج کرد؛ مانند اصل چهلم قانون اساسی که مقرر داشته: «هیچکس نمی تواند نمونه دیگر ممنوعیت قانونی اشخاص از احقاق حق شخصی را می توان در مبحث تصرف عدوانی یافت.
قانونگذار برای حفظ نظم و انتظام عمومی، تصرف متصرف در هر مالی را ولو آنکه مالک آن مال نباشد، محترم شمرده و اشخاص دیگری حتی مالک آن مال که این حرمت را نادیده گرفته و مال را از تصرف متصرف آن خارج می سازند و یا نسبت به متصرفات او ایجاد مزاحمت میکنند، مستوجب محکومیت به رفع تصرف عدوانی و رفع ماده ۱۶۲ ق.آ.د.م از زاویه ای دیگر حکایت از این حقیقت میکند که مالک رسمی مال غیر منقول نمیتواند به صرف مالکیت رسمی بر ملک و دارا بودن سند مالکیت خویش بدون توسل به مراجع قضایی، متصرف مال غیر منقولی را شخصاً از ملک بیرون رانده و خود متصرف آن بشود. در این میان آن که در دعوای تصرف عدوانی پیروز و سربلند بیرون می آید، همان متصرف است ولو آن که غاصب ملک باشد. زیرا با اقامه دعوای تصرف عدوانی از سوی متصرف دادگاه ناگزیر از صدور حکم به رفع تصرف عدوانی علیه مالک آن می گردد. مالک چنین ملکی چاره ای ندارد جز این که به اقامه دعوای ماهیتی روی آورد و دعوای خلع ید را علیه متصرف غاصبانه پی بگیرد. . ماده ۱۶۲ ق. آردم : در دعاوی تصرف عدوانی و مزاحمت و ممانعت از حق، ابراز سند مالکیت دلیل بر سبق تصرف و استفاده از حق م. ب. مگر آن که طرف دیگر سبق تصرف و استفاده از حق خ. ر. ب. طریق دیگر ثابت نماید..
جلوگیری از خودکامگی دادرس دادرسی مدنی است. دادرس نمی تواند مقررات و قوانین آئین دادرسی مدنی را به کناری نهاده و بی پروا تشریفات دلخواه و ضوابط مورد نظر خ. ر. ب. طور سلیقه ای به مرحله اجرا در آورد؛ اتخاذ چنین ترتیب نادرستی، بیگمان به بی عدالتی و تضییع حقوق هر زمانی میتوان از خودکامگی دادرس و بی بند و باری او در دادرسی و منصب قضا طرفین دعوا از ادعاها و دفاعیات طرف دیگر و جریان دادرسی و ضرورت ابلاغ مراتب به او ماده ۶۷ و بعد ق.آ.د.م تشکیل حداقل یک جلسه دادرسی به منظور استماع ادعاها و دفاعیات طرفین ماده ۹۳ و بعد ق.آ.د.م و همچنین تقابل ادله اثباتی طرفین بند ۶ ماده ۵۱ و مواد ۶۰۵۹ ۹۷ و ۱۹۷ ق.آ.د.م رعایت اصل ترافع در تمامی زمینه ها رعایت اصل بی طرفی دادرس مواد ۹۱ ۹۲ ۱۹۹ ۲۳۹ و ۲۹۶ ق.آ.د.
م)، از جمله این موارد است. این اصول و قواعد حقوقی مسیری را ترسیم و معین می کنند که هرگاه دادرس آنها را به درستی و در زمان خود به کار گیرد، معمولاً به کشف حقیقت و مالاً فصل خصومت منجر خواهد شد. در این میان تمیز حق مهمترین و خطیرترین وظیفه ای است که دادرس بر عهده دارد تا پس از رعایت تمامی این اصول تشخیص دهد که حق با کدام یک از اصحاب دعوا است و آن حق از چه کسی باید استیفاء شود؛ آنگاه است که دادرس تشخیص و استنباط خود را حسب آنچه به او گفته و ارائه شده و با استناد به قاعده حقوقی بر رأی خویش مینشاند.
۱. اصل ۳۵ قانون اساسی در همه دادگاهها طرفین دعوی حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند و اگر توانایی انتخاب وکیل را نداشته باشند باید برای آنها امکانات تعیین وکیل فراهم گردد.».
در این جا لازم است به چند نکته اساسی که دادرس را از خودکامگی و انحراف از طریق صحیح دادرسی و قضاوت باز میدارد، اشاره نمائیم: اولین اصل استماع و تجمیع ادعاها دفاعیات و ادله استنادی طرفین دعوا است که رعایت حقوق اصحاب دعوا که مصادیق آن در جای جای مقررات و قانون آئین دادرسی مدنی پیش بینی شده و عنوان آن نیز در بند ۳ ماده ۳۷۱ ق.آ.د.م آمده، از دیگر مواردی است که باید آن را در کنار اصل بالا دید.
رعایت این اصل که بیشتر در یک نظام دادرسی مدنی اتهامی خودنمایی می کند، موضوع و هدایت دعوا را به اختیار اصحاب دعوا می نهد تا آنها به سلیقه خود و البته در پرتو ره یافتهای قانونی دعوا را به جلو ببرند. این موضوع همان چیزی است که به اصل تسلط طرفین دعوا بر موضوعات و جهات دعوا شهرت یافته است.
دومین اصل اقدامات و ترتیبات تحقیقی دادگاه است که دادرسی را به شکل منطقی خود درآورده و ادعاها و ادله و دفاعیات طرفهای دعوا را تعدیل کرده و نظم می بخشد. این اقدامات و ترتیبات که رأساً از سوی دادرس اتخاذ و انجام شده یا حسب درخواست اصحاب دعوا اجرا می گردد وسیله ای است که دادرس را در کشف حقیقت یاری کرده و اعتباری مضاعف به رأی صادره و مالاً فصل خصومت میدهد. به همین منظور نیز قانونگذار در رویکردی نو و آئینی که از نظام تفتیشی در دادرسی کیفری به عاریت گرفته به قاضی اختیار داده تا افزون بر رسیدگی به دلایل ابرازی و استنادی طرفین دعوا در صورت لزوم هرگونه تحقیق یا اقدامی که در کشف حقیقت موثر است به عمل آورد. علاوه بر ماده ۱۹۹ ق.آ.د.م که این قاعده را به صورت کلی بیان میکند، مصداق آن را نیز می توان در برخی مواد قانونی نظیر ماده ۲۴۸ ق.آ.د.م یافت. ماده ۲۴۸ ق.آ.د.م می گوید: دادگاه می تواند رأساً یا به درخواست هر یک از اصحاب دعوا قرار معاینه محل را صادر نماید .....
دکتر حسن محسنی و محمد پور طهماسبی فرد مقاله اصل تسلط طرفین دعوا بر جهات و موضوعات دعوا»، مجله کانون وکلای دادگستری مرکز، شماره ۲۱ دوره جدید، پائیز ۱۳۸۴، صص ۵۳ تا ۷۷، و دکتر حسن محسنی، مقاله نظامهای دادرسی مدنی فصل نامه حقوق مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی (علمی- ماده ۱۹۹ ق.آ.د.
م : در کلیه امور حقوقی، دادگاه علاوه بر رسیدگی به دلایل مورد استناد طرفین دعوا، هرگونه تحقیق یا اقدامی که برای کشف حقیقت لازم باشد، انجام خواهد داد.».
دکتر … و محمد پور طهماسبی فرد مقاله اصل تسلط طرفین دعوا بر جهات و موضوعات دعوا»، مجله کانون وکلای دادگستری مرکز، شماره ۲۱ دوره جدید، پائیز ۱۳۸۴، صص ۵۳ تا ۷۷، و دکتر … نظامهای دادرسی مدنی فصل نامه حقوق مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی (علمی- ماده ۱۹۹ ق.آ.د.
م : در کلیه امور حقوقی، دادگاه علاوه بر رسیدگی به دلایل مورد استناد طرفین دعوا، هرگونه تحقیق یا اقدامی که برای کشف حقیقت لازم باشد، انجام خواهد داد.».
جرأت به عنوان ارکان رأی از آن یاد کرد. رأی دادگاه بدون برخورداری از جهات و مبانی استدلالی و مستندات قانونی هیچ ارزشی ندارد. اصولی که از این ارکان حمایت می کند و بر رعایت این دو رکن پای می فشارد هم در قانون اساسی پیش بینی شده و هم در قوانین عادی تأکید شده است. اصل ۱۶۶ قانون اساسی قضات دادگاه ها را مکلف نموده تا رای خ. ر. ب. طور مستدل و بر پایه مستندات قانونی و اصول حقوقی صادر نمایند. افزون بر آن اصل ۱۶۷ قانون اساسی نیز قاضی را موظف ساخته تا حکم هر دعوا را در قوانین مدونه بیابد و در صورت فقدان چنین مستندی در قانون نوشته منابع معتبر اسلامی یا فتاوای معتبر را مستند حکم قضیه سازد. مستدل بودن رأی دادگاه و مستند بودن آن به قانون نه تنها در اصول پیش گفته قانون اساسی و همچنین بند ۴ ماده ۲۹۶ و ۳۷۳ ق.آ.د.م پیش بینی شده بلکه قانونگذار تخلف از آن را تخلف انتظامی تلقی و از موجبات محکومیت انتظامی قاضی اعلام داشته است بند ۱ <a class="artref" href="/ماده/ماده-15-a_0815110253620">ماده ۱۵ قانون نظارت</a> بر رفتار قضات مصوب ۱۳۹۰/۷/۱۷) ماده ۹ قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب سال ۱۳۷۳ نیز در این باره می گوید: قرارها و احکام دادگاه ها باید مستدل بوده و مستند به قانون یا شرع و اصولی باشد که بر مبنای آن حکم صادر شده است. تخلف از این امر و انشاء رأی بدون استناد موجب محکومیت انتظامی خواهد بود.».
این دغدغه که قاضی به سلیقه خود و بدون توجه به قانون عمل نکند و در رسیدگی و دادرسی قوانین را رعایت نماید در مقررات پیشین ایران نیز به چشم می خورد. از جمله ماده ۳ قانون اصول محاکمات حقوقی مصوب ۱۳۲۹ قمری اعلام می داشت محاکم عدلیه مکلفند که به دعاوی موافق قوانین رسیدگی کرده و به موجب آن حکم ۱. اصل ۱۶۶ قانون اساسی احکام دادگاهها باید مستدل و مستند به مواد قانون و اصولی باشد که بر اساس آن استناد به منابع معتبر اسلامی یا فتاوی معتبر حکم قضیه را صادر نماید و نمی تواند به بهانه ی سکوت یا نقص یا مستدل بودن رأی دادگاه که توجیه رأی محسوب و به حکم صادره وجهه و چهره ی منطقی و اصولی می بخشد، اثر دیگری را نیز به بار می آورد و آن این که به طور غیر مستقیم بی طرفی دادگاه را نیز به اثبات می رساند؛ استدلال دادگاه و نیز آوردن جهات و مبانی استدلالی در رأی صادره طرفین پرونده و حتی بازماندگان آن را نیز مجاب و قانع می سازد که محکومیت و یا رد دعوای وی، بی پایه و جانبدارانه نبوده بلکه از پشتوانه استدلالی و قانونی برخوردار است. هر چه رأی دادگاه مستدل تر و مستندتر صادر شود اعتبار بیشتری یافته و حکم دادگاه را موجه تر خواهد ساخت.
موادِ قانونیِ مستند در این صفحه 1
موارد مرتبط 39
آرای مرتبط 10
-
رأی
هماستناد
رابطه کراهت و عسر و حرج
ماده 371 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
عدم قابلیت رسیدگی دعوی ابطال اجراییه دادگاه
ماده 371 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
(1)- رابطه بذل مهریه و عسر و حرج زوجه (1)- رابطه اذن دادگاه در ازدواج مجدد و عسر و حرج زوجه
ماده 371 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
اعتبار سند رسمی با منشاء بیع فضولی
ماده 371 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
رابطه تهدید به اسید پاشی و عسر و حرج
ماده 371 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
تاثیر سو رفتار زوج در تحقق مفهوم عسر و حرج
مواد 370 و 371 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
عدم قابلیت رسیدگی دعوی ابطال اجرائیه دادگاه
ماده 371 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
اعتبار سند رسمی با منشاء بیع فضولی
ماده 371 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
جایگاه شهادت شهود دراثبات وقفیت زمین
ماده 371 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
-
رأی
هماستناد
رأی شعبه دیوان عالی کشور
ماده 371 قانون ایین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور
مواد مرتبط 1
-
استناد
از این صفحه
ماده 371 — قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی
بند 3 ماده 371 ق.آ.د.م
دکترین 28
-
مقاله
هماستناد
جلوگیری از احقاق حق شخصی — اصل ۳۵ قانون اساسی در همه دادگاهها
بند 3 ماده 371 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
جلوگیری از احقاق حق شخصی — در این جا لازم است به چند
بند 3 ماده 371 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
فصل خصومت عادلانه — به نقل از محمد سنگلجی قضا در
بند 5 ماده 371 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
فصل خصومت عادلانه — دلایل مورد استناد آنان رسیدگی نماید ولی
بند 5 ماده 371 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
فصل خصومت عادلانه — دلایل مورد استناد آنان رسیدگی نماید ولی
بند 5 ماده 371 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
فصل خصومت عادلانه — دادگاه حقوقی دو که برای احراز حقانیت
ماده 371 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
فصل خصومت عادلانه — ماده ۳۷۱ ق
ماده 371 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
فصل خصومت عادلانه — ماده ۳۷۱ ق
ماده 371 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
وظیفه را بیان می کند
بند 1 ماده 371 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
نیز به همین ترتیب به حکم قانون تشکیل و برای آنها تعیین
بند 1 ماده 371 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
نیز به همین ترتیب به حکم قانون تشکیل و برای آنها تعیین
بند 1 ماده 371 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مهم تر از موارد پیش گفته نصی وجود دارد که تا حدودی
بند 3 ماده 371 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مهم تر از موارد پیش گفته نصی وجود دارد که تا حدودی
بند 3 ماده 371 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مستند یاد شده در بالا رسیدگی به دعوا بر خلاف تمامی اصول
بند 3 ماده 371 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مرز میان تشریفات دادرسی و اصول حاکم بر دادرسی در قانون آیین
بند 3 ماده 371 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
مرز میان تشریفات دادرسی و اصول حاکم بر دادرسی در قانون آیین
بند 3 ماده 371 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
تبصره ۲ - چنانچه خوانده با دعوت شورا در جلسه رسیدگی حاضر
بند 1 ماده 371 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
فریدون نهرینی ایستایی اجرای حکم دادگاه انتشارات گنج دانش چاپ اول
بند 1 ماده 371 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
فریدون نهرینی ایستایی اجرای حکم دادگاه انتشارات گنج دانش چاپ اول
بند 1 ماده 371 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
قانونگذار آئین دادرسی مدنی در سال ۱۳۷۹
بند 3 ماده 371 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
قانونگذار آئین دادرسی مدنی در سال ۱۳۷۹
بند 3 ماده 371 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
فریدون نهرینی
بند 3 ماده 371 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
فریدون نهرینی
بند 3 ماده 371 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
چند نکته در این زمینه قابل امعان نظر است ۱ بهتر است
بند 3 ماده 371 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
چند نکته در این زمینه قابل امعان نظر است ۱ بهتر است
بند 3 ماده 371 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بی تردید مراد از قواعد آمره قواعد آمره موضوع آئین دادرسی مدنی
بند 2 ماده 371 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
بی تردید مراد از قواعد آمره قواعد آمره موضوع آئین دادرسی مدنی
بند 2 ماده 371 ق.آ.د.م
-
مقاله
هماستناد
در این زمینه مقررات دیگری نیز وجود دارد که اثر قانون جدید
بند 3 ماده 371 ق.آ.د.م
فقط پیوندهایی که متنشان در بانک است، با شاهد از خودِ متن — نه شباهتِ آماری. عنوانِ بدونِ متن ساخته نمیشود.
