نیازهای حقوقی › درخواست ها › درخواست های کیفری
سیر مراحل صدور رأی وحدت رویۀ هیأت عمومی دیوان عالی کشور در امر کیفری
نمونۀ سیر مراحل صدور رأی وحدت رویۀ هیأت عمومی دیوان عالی کشور (در امر کیفری)
نقل از شماره 15774-5/2/1378 روزنامه رسمی
شماره 2019-هـ تاریخ: 22/1/1378
پرونده وحدت رویه ردیف: 77/35 هیأت عمومی
حضرت آیت ا... محمدی گیلانی ریاست محترم دیوان عالی کشور دامت توفیقاته
با عرض سلام؛
احتراماً به استحضار می رساند؛ آقای رئیس شعبه چهارم دادگاه عمومی هشتگرد طی شرحی به عنوان حضرت آیت ا... مقتدائی دادستان کل کشور به پیوست تصویر آراء صادره از شعب دوم و شانزدهم دیوان عالی کشور اعلام داشته از سوی شعب مذکور در موارد مشابه رویه های مختلفی اتخاذ گردیده است و تقاضای طرح موضوع را در هیأت عمومی به منظور ایجاد رویه واحد نموده است. اینک جریان پرونده های مربوطه که مطالبه و ضمیمه گردیده به استحضار می رساند و سپس اقدام به اظهار نظر می نماید:
1- در تاریخ 18/11/75 آقای س-ع-ح در موقع مراجعه به منزل متوجه می شود، مردی به نام الف-ص در حالی که همسرش به نام ع-ب به صورت تقریباً برهنه بوده در منزل وی می باشد که بلافاصله آنان را دستگیر و به پاسگاه انتظامی معرفی و از ایشان اعلام شکایت می نماید در ضمن تحقیقات معلوم می شود افراد دیگری هم با متهمه ارتباط داشته اند که در نتیجه 1- بانو ع-ب 2- آقایان: ح-ف 3- الف-ج 4- ب-ن به اتهام زنای محصنه و محصن 5- و-چ به اتهام زنای غیر محصن تحت تعقیب قرار گرفته اند در تحقیقاتی که از متهمین به عمل آمده متهمین ردیف های 1 و 2و 3 در پاسگاه انتظامی و دادگاه به ارتکاب زنا اقرار نموده ولی در جلسه آخر دادگاه اتهام را انکار و اظهار داشته اند مرتکب زنا نشده اند و هر چه گفته اند از روی ترس بوده است شعبه چهارم دادگاه عمومیت هشتگرد پس از رسیدگی به موجب دادنامه 77-1/2/76 اولاً متهمین ردیف های 1و 2و 3 را با توجه به تحقیقات انجام شده و انکار ایشان در جلسه اخیردادرسی و مدافعات وکلای ایشان به لحاظ فقد ادله شرعیه از اتهام انتسابی (عمل زنای محصنه و محصن) تبرئه لیکن نظر به اقرار اولیه آنان عمل ایشان را مشمول ماده 68 قانون مجازات اسلامی تشخیص و با رعایت ماده 16 همان قانون خانم ع-ب را به تحمل شش سال حبس تعزیری و آقایان ح-ف و الف-ج را هر یک به تحمل چهار سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم نموده و متهم ردیف 4-ب-ن را از اتهام زنای محصن تبرئه ولی اتهام وی را در حد رابطه نامشروع محرز تشخیص و به استناد ماده 637 قانون مجازات اسلامی نامبرده را به تحمل نود و نه ضربه شلاق محکوم و متهم ردیف 5-و –چ را نیز با احراز اتهام به تحمل یکصد ضربه تازیانه به عنوان حد محکوم نموده است. سپس همسر بانو ع-ب از شکایت خود اعلام رضایت نموده ضمناً دادگاه به موجب دادنامه دیگر به شماره 78-2/2/76 آقای ت-ح را از اتهام زنای غیر محصنه با خانم ع-ب تبرئه نموده و عمل ارتکابی وی را در حد داشتن رابطه نامشروع محرز تشخیص و مستندً به ماده 637 قانون مجازات اسلامی وی را به تحمل 99 ضربه شلاق تعزیری محکوم کرده است. با تجدید نظر خواهی محکوم علیهم و وکلای ایشان پرونده جهت رسیدگی به تقاضای تجدید نظر به دیوان عالی کشور ارسال و به شعبه دوم ارجاع و به کلاسه 25/5810 ثبت گردیده است و این شعبه به موجب دادنامه شماره 130/2-31/3/76 چنین رأی داده است.
باسمه تعالی: با توجه به مجموع اوراق پرونده و اعترافات اولیه متهمین و سایر قرائین و امارات دادنامه فوق الذکر طبق موازین صدور یافته و به موجب بند یک ماده 22 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب ضمن رد اعتراض معترضین دادنامه فوق الذکر مورد تأیید و ابرام قرار می گیرد.
2- طبق گزارش مرکز اجرائی امر به معروف و نهی از منکر شهرستان ساوجبلاغ به ریاست دادگستری شهرستان مذکور در تاریخ 6/1/75 مأمورین این مرکز با کسب اجازه مقام قضائی از منزل شخصی به نام آقای ح-پ بازرسی و شش نفر مرد و سه نفر زن را که به صورت نیمه عریان در حال انجام منافی عفت بوده اند دستگیر نموده و در بازجوئی مقدماتی که از ایشان به عمل می اید همگی به جرایم خود و انجام عمل زنا اقرار می نمایند خانم الف-ش ضمن تشریح جنایات خود اظهار داشته که در ساعت 11 شب به منزل ح-پ واقع در ینگی امام رفته و با پوشش غیر اسلامی به اتفاق دیگران مجلس حرام تشکیل داده و پس از رقص و لهو و لعب مرتکب عمل زنا و منافی عفت گردیده است نامبرده در تاریخ 17/1/76 در دادگاه نیز ضمن تشریح اعمال مجرمانه خود به رقصیدن و نحوه پرداخت وجه برای عمل زنا اقرار صریح به انجام عمل زنا با آقایان ح-پ و ع-ف نموده و اظهار داشته که شوهر دارد و تمکن از او نیز داشته است و دو سه روز قبل با وی همبستر شده است دادگاه از وی سؤال کرد شاید دخول نشده است ولی متهمه گفته است دخول هم شده است آقای ع-ف نیز اقرار به انجام عمل زنا با متهمه مذکور نموده و ح-پ نیز اقرار به انجام زنا با متهمه الف-ش نموده است در جلسه دیگر دادگاه متهمه الف-ش اظهار داشته اقاریر قبلی او از ترس بوده و قبول ندارد که زنا کرده باشد شعبه پنجم دادگاه عمومی هشتگرد پس از رسیدگی و استماع اظهارات و مدافعات متهمین و وکلای ایشان نهایتاً به شرح دادنامه 388-5/5/76 در خصوص متهمه ردیف 1-الف-ش با توجه به گزارش مرکز اجرائی امر به معروف و نهی از منکر شهرستان ساوجبلاغ و نحوه دستگیری متهمه و پوشش وی حین دستگیری و اقاریر متهمه مذکور در مرکز اجرائی و در جلسات دادرسی مورخه 7/1/76 و 18/1/76 که با داشتن تمام آزادی های ممکنه و صحت مزاج و از روی اراده ماوقع را شرح داده و به صراحت اقرار بر ارتکاب عمل شنیع زنا با متهمان ح-پ و ع-ف نموده بنا به مراتب مشروحه من حیث المجموع علم و یقین بر ارتکاب زنا از ناحیه متهمه حاصل نموده و با توجه به این که نامبرده دارای شوهر دائم بوده و امکان جماع و تمتع با همسرش را نیز داشته است و دارای شرائط احصان بوده و ضمن انطباق بزه ارتکابی وی با مواد 63 و 64 و بند ب ماده 83 و ماده 105 قانون مجازات اسلامی حکم بر رجم (سنگسار) متهمه الف-ش صادر کرده و در مورد هشت نفر متهمین دیگر نیز به شرح منعکس در رأی حکم لازم را صادر نموده است. با تجدید نظر خواهی الف-ش و وکیل وی از رأی صادره پرونده جهت رسیدگی به تقاضای تجدید نظر به دیوان عالی کشور ارسال و به شعبه 16 ارجاع و به کلاسه 18-16-5948 ثبت گردیده این شعبه نیز به موجب دادنامه 76/420/16 و با این استدلال که چون متهمه فوق بعداً طبق صورت جلسه مورخ 23/2/76 اقرار به رقصیدن کرده ولی زنای با متهمان ح-پ و ع-ف را انکار نموده می بایستی دادگاه برابر نص قانون حاکم (ماده 71 قانون مجازات اسلامی) حد زنای محصنه را که رجم باشد از نامبرده ساقط می نمود و محکوم کردن وی به حد رجم محمل قانونی ندارد فلذا حکم رجم محکوم علیها الف-ش را نقض و رسیدگی مجدد را به دادگاه هم عرض ارجاع کرده است. این بار شعبه چهارم دادگاه عمومی هشتگرد اقدام به رسیدگی نموده و به شرح دادنامه شماره 1287-14/11/76 در خصوص اتهام خانم الف-ش مبنی بر ارتکاب زناء محصنه با توجه به دفاعیات وکیل وی و انکار شدید متهمه و نظر به این که ادله شرعیه بر وقوع عمل مذکور از ناحیه متهمه احراز نگردیده و تنها مبنای حصول علم نیز صرفاً اقرار مشارالیها بوده که نامبرده کم تر از چهار بار اقرار و متعاقباً منکر ارتکاب عمل موصوف گردیده لذا به لحاظ فقد ادله شرعیه بر احراز وقوع بزه منظور حکم بر برائت متهمه به استناد اصل 37 قانون اساسی صادر لیکن با توجه به اقرار مشارالیه که کم تر از چهار بار بوده و عملش منطبق با ماده 68 قانون مجازات اسلامی تشخیص و به استناد ماده مرقوم و با رعایت ماده 16 قانون مذکور نامبرده را به تحمل شش سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی محکوم کرده است. با تجدید نظر خواهی وکیل محکوم علیها از رأی صادر پرونده مجدداً به شعبه 16 دیوان عالی کشور ارجاع و به کلاسه 21/6101-16 ثبت گردیده این بار شعبه مذکور به شرح دادنامه شماره 76/598/6/ش دادنامه تجدید نظر خواسته را که در مورد اتهام زنای محصنه به لحاظ فقد ادله شرعیه بر احراز وقوع بزه بر برائت متهمه صادر گردیده مطابق با موازین شرعی و قانونی تشخیص و آن را ابرام نموده ولی در خصوص تجدید نظر خواهی وکیل محکوم علیها نسبت به دادنامه مذکور که دادگاه اعمال ارتکابی از ناحیه متهمه را با ماده 71 قانون مجازات اسلامی منطبق دانسته و به استناد ماده مرقوم و با رعایت ماده 16 قانون مذکور متهمه را به تحمل شش سال حبس تعزیری محکوم کرده چون برابر ماده 21 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب مرجع تجدید نظر آراء دادگاه های عمومی و انقلاب هر شهرستان دادگاه تجدید نظر مرکز همان استان است مگر در موارد هفتگانه ذیل ماده مرقوم و مانحن فیه خارج از موارد مذکور می باشد فلذا رسیدگی به تجدید نظر خواهی را در این مورد با دادگاه تجدید نظر استان قزوین دانسته و پرونده را نزد مرجع مذکور اعاده کرده که بعداً نیز به موجب دادنامه 77/133/16/ش در پرونده کلاسه 25/16/6173 موضوع را در صلاحیت رسیدگی دادگاه تجدید نظر استان تهران اعلام و پرونده را به دادگاه مذکور جهت اقدام قانونی ارسال داشته است. این بار پرونده به شعبه 11 دادگاه تجدید نظر استان تهران ارجاع و به کلاسه 77/11 ت/767 ثبت گردیده این دادگاه نیز به موجب دادنامه 713-12/5/77 با این استدلال که (مجازات های تعزیری در مورد اعمال مجرمانه ای اعمال می شود که مستوجب حد شرعی نیست و تصریح به اعمال مجازات تعزیری در ماده 68 قانون مجازات اسلامی نیز متضمن آن است که عمل ارتکابی از شمول بزه زنا به لحاظ عدم تحقق شرائط ثبوت شرعی آن خارج است و نفس عمل ارتکابی که ملازمه با تخلف از مقررات شرعی (عمل حرام) داشته مستلزم تعیین مجازات تعزیری است و چون در نظام قضائی جمهوری اسلامی ایران قضات مأذون و مجتهد مکلّف به صدور حکم بر اساس قانون می باشند و نه این که مثلاً در جائی که مقنن مجازات تعزیری عملی را صرفاً جزای نقدی و یا شلاق تعیین نموده حاکم مجاز باشد مجازات حبس آن هم به میزانی که خود تشخیص می دهد را به عنوان تعزیر ابتدائی اعمال کند و چون در مانحن فیه با سقوط حد زنا عمل از نوع تعزیری و مشمول ماده 637 قانون تعزیرات است) فلذا، ضمن رد اعتراض از حیث اساس رأی و احراز بزهکاری و با تبدیل مجازات حبس به تحمل 99 ضربه شلاق تعزیری اساس رأی را تأیید و استوار و رأی صادره را نیز قطعی اعلام کرده است.
اینک با توجه به مراتب فوق به شرح زیر اظهار نظر می نماید:
نظریه: همان طور که ملاحظه می فرمائید در مورد متهمی که به ارتکاب عمل زنا کم تر از چهار بار در دادگاه اقرار و سپس آن را انکار نموده و دادگاه به لحاظ فقد ادله شرعیه در مورد زنا حکم برائت صادر ولی چون متهم دارای اقرار کم تر از چهار بار بوده مستنداً به ماده 68 قانون مجازات اسلامی وی را به تحمل حبس تعزیری که بیش از ده سال نبوده محکوم نموده و محکوم علیه از حکم محکومیت خود تجدید نظر خواسته در این مورد از سوی شعب دوم و شانزدهم دیوان عالی کشور دو رویه مختلف اتخاذ گردیده است بدین توضیح که شعبه دوم خود را صالح به رسیدگی و اظهار نظر تشخیص و رأی صادره را کلاً تأیید نموده ولی شعبه شانزدهم بر عکس با تأیید رأی برائت در مورد زنا رسیدگی به تقاضای تجدید نظر در مورد محکومیت متهم به حبس تعزیری را چون بیش از ده سال نبوده به استناد ماده 21 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب در صلاحیت دادگاه تجدید نظر استان دانسته و پرونده را جهت ارسال به مرجع مذکور اعاده داده است. بناء علی هذا مستنداً به ماده واحده قانون مربوط به وحدت رویه قضائی مصوب سال 1328 تقاضای طرح موضوع را در هیأت عمومی محترم دیوان عالی کشور به منظور ایجاد رویه واحد دارد.
معاون اوّل دادستان کل کشور – حسن فاخری
به تاریخ روز سه شنبه: 6/11/1377 جلسه وحدت رویه قضائی هیأت عمومی دیوان عالی کشور به ریاست حضرت آیت الله محمد گیلانی، رئیس دیوان عالی کشور و با حضور جناب آقای ادیب رضوی نماینده دادستان محترم کل کشور و جنابان آقایان، رؤسا و مستشاران شعب حقوقی و کیفری دیوان عالی کشور تشکیل گردید.
پس از طرح موضوع و قرائت گزارش و بررسی اوراق پرونده و استماع عقیده جناب آقای مهدی ادیب رضوی نماینده دادستان محترم کل کشور مبنی بر: «در پرونده های مطروحه جرمی که مورد شکایت قرار گرفته، زنای محصن و محصنه می باشد که دادگاه های بدوی پس از رسیدگی زنای محصن و محصنه را احراز نکرده و با اعلام برائت متهمان از این اتهامات آنان را به حبس و شلاق محکوم نموده اند که چون موضوع اتهام متهمان زنای محصن و محصنه بوده که قانوناً مجازات مرتکب آن رجم است مرجع تجدید نظر این گونه احکام اعم از این که مبنی بر محکومیت متهم یا برائت وی و یا تطبیق اتهام با مواد دیگری از قانون مجازات اسلامی باشد دیوان عالی کشور خواهد بود همان گونه که در مورد قتل عمدی و لواط نیز آراء وحدت رویه به همین نحو صادره گردیده است بنا به مراتب مذکوره، رأی شعبه دوم دیوان عالی کشور که بر این اساس صادر شده موجه بوده معتقد به تأیید آن می باشم.» مشاوره نموده و اکثریت بدین شرح رأی داده اند:
رأی شماره: 630-6/11/1377
رأی وحدت رویه هیأت عمومی دیوان عالی کشور
«جرائم انتسابی، زنای محصنه و محصن بوده که در صورت اثبات بر حسب مقررات موضوعه مجازات آن رجم می باشد و بر طبق ماده 21 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب و وحدت ملاک رأی وحدت رویه شماره 600-4/7/74 هیأت عمومی دیوان عالی کشور، مرجع تجدید نظر محکومیت و برائت در خصوص مورد، دیوان عالی کشور است. ولی چون محکوم علیها در مورد اتهام زنای محصنه به کم تر از حد نصاب شرعی و قانونی اقرار کرده، محکومیت مشارالیها به کم تر از ده سال حبس به استناد ماده 68 قانون مجازات اسلامی نمی تواند موجب تغییر مرجع تجدید نظر باشد، علی هذا رأی شعبه دوم دیوان عالی کشور که با این نظر مطابقت دارد صحیح و منطبق با موازین قانونی تشخیص می گردد. این رأی بر طبق ماده واحده قانون مربوط به وحدت رویه قضائی مصوب تیرماه 1328 برای شعب دیوان عالی کشور و دادگاه ها در موارد مشابه لازم الاتباع است.»
* توضیح این که:
رأی وحدت رویه عیناً از روزنامۀ رسمی اقتباس شده که در مجموعه قوانین سال 1377 نیز آمده است. جهت حفظ حرمت اشخاص، اسامی آنان با حروف اختصاری ذکر شده است.
آرای مرتبط (12)
- شرط صدور حکم به ضبط اموال ناشی از جرم
- میزان اعتبار آزمایش دی ان ای در اثبات نسب
- دعوای اثبات نسب
- رای شماره 1318-1317 مورخ 1400/05/12 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
- فوت فرجام خوانده قبل از ابلاغ دادخواست فرجامی
- قانون حاکم در تکرار جرایم مواد مخدر
- رای شماره 1627 تا 1629 مورخ 1397/07/17 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
- رای شماره 1748 مورخ 1399/11/18 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
- رای شماره 488 مورخ 1396/05/24 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
- زمان بندی انجام امور مربوط به تطبیق سوابق دوره های چهار ساله نظام قدیم/ترمی واحدی/سالی واحدی به نظام جدید (3-3-6) و دیپل
- رای شماره 140231390002047309 مورخ 1402/08/09 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
- رای شماره 2600 مورخ 1401/10/13 هیات عمومی دیوان عدالت اداری
نظریات مشورتی (12)
- نظریه 7/99/1414 — 1399/10/27
- نظریه 7/1400/38 — 1400/02/08
- نظریه مشورتی شماره 7/97/963 مورخ 1397/04/10
- نظریه مشورتی شماره 7/98/546 مورخ 1398/04/12
- نظریه مشورتی شماره 7/96/1673 مورخ 1396/07/23
- نظر مشورتی شماره ۱۳۶۹۱۶/۲۰۲۵۰ مورخ ۱۳۹۲/۰۸/۱۴ معاونت حقوقی ریاست جمهوری
- نظریه مشورتی شماره 7/1402/678 مورخ 1402/09/05
- نظریه مشورتی بدون شماره 36
- نظریه مشورتی شماره 7/97/124 مورخ 1397/01/29
- نظر مشورتی شماره ۲۰۶۳۷ مورخ ۱۳۸۲/۰۶/۰۱ معاونت حقوقی ریاست جمهوری
- نظریه مشورتی شماره 7/1400/38 مورخ 1400/02/08
- نظریه 7/1401/236 — 1401/04/08
نشستهای قضایی (9)
- تکلیف پرونده بازرسی در شرایط متواری بودن متهمان
- رفع سد معبر از واحدهای تجاری با ملکیت رواقها
- اخذ هزینه هنگام تبدیل گواهی حصر وراثت محدود به نامحدود
- مبنای پرداخت دیه
- بررسی ماده 10 قانون مجازات اسلامی
- اعتراض به گواهی عدم امکان سازش غیابی
- تکلیف ملک مشاع پس از دو بار مزایده و عدم فروش
- آزادی محکوم علیه بدون اخذ تأمین
- مسئولیت بیمه در پرداخت مابه التفاوت دیه پرداختی
مواد مرتبط (8)
- قانون حاکم در تکرار جرایم مواد مخدر
- قانون مربوط به قرارداد پستی جهانی و موافقت نامه منعقده میان سازمان ملل متحد و اتحاد پستی جهانی
- قانون اجازه الحاق دولت ایران به قرار داد و مقاوله نامه های پستی جهانی
- ماده واحده ـ موافقتنامه تجارت ترجیحی بین دولت جمهوری اسلامی ایران و دولت جمهوری اندونزی مشتمل بر یک مقدمه، سی و سه ماده و چهار پیوست به شرح پیوست تصوی
- قانون اساسی ج.ا.ا. — دستورالعمل بروزرسانی
- قانون اجازه الحاق دولت ایران بمقررات هواپیمایی کشوری بین المللی
- قانون بـرنـامـه پنجساله هـفتـم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران
- قانون برنامه پنجساله هفتم پیشرفت جمهوری اسلامی ایران (1407 - 1403)
مقرراتِ مرتبط (8)
- دستورالعمل نحوه احتساب و تطبیق آموزش های کارمندان دولت و نحوه بررسی، تایید و صدور گواهینامه های نوع دوم
- آییننامه صدور و ورود کالا و معامله ارز
- آیین نامه تضمین معاملات دولتی
- آییننامه اجرایی ماده 122 قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی موسسات خدمات انتظامی (حفاظتی و مراقبتی)
- آییننامه اجرایی موسسات خدمات حفاظتی و مراقبتی و دفاتر خدمات الکترونیک انتظامی
- آییننامه آموزشی دوره پیش دانشگاهی روزانه (سالیواحدی)
- آیین نامه زندانها و موسسات صنعتی و کشاورزی وابسته به زندانها
- آیین نامه امور زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور جمهوری اسلامی ایران
