Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انطباق دقیق این متن با متن رسمی هنوز به‌طور ۱۰۰٪ کنترل نشده.

نیازهای حقوقی › لوایح حقوقی › لوایح تجدید نظرخواهی

لایحه تجدیدنظرخواهی

نمونه لایحه تجدیدنظرخواهی ریاست و مستشاران عالی مقام شعبه مرجوع الیه دادگاه تجدیدنظر استان.... (از طریق شعبه .... دادگاه حقوقی.........) سلام علیکم- با احترام و تجویز حاصل از اختیارات مصرح در یک برگ وکالتنامه ملصق به تمبر مالیاتی مرحله تجدیدنظر و به وکالت از طرف موکل آقای/ خانم.... در اعتراض به رای مندرج در دادنامه شماره..... مورخ.... متضمن قرار عدم استماع دعوی، وارد و شایسته اجابت به دلایل و جهات آتی الذکر خواهد بود. مقدمتاً و خلاصتاً مطالبی از باب نیک اندیشی از نظر آن عالی جنابان گذرانده می‌شود و جیزه‌ای که بدواً باید از نمای دور و نزدیک مورد مداقه واقع شود استدلالات، استنادات و استنتاجات قاضی محترم محکمه بدوی می‌باشد که با دادن فراغت ذمه به خود از کنار تمام دلایل ابرازی موکل در مرحله نخستین عبور نموده است، لذا به منظور جلوگیری از انعکاسات مقلدانه هر چند تاثیری در ماهیت قضیه بر جای نخواهد گذاشت و می‌تواند نوعاً (اسقاط مالم یحب) باشد اما از برای ترضیه خاطر اشاره‌ای گذرا به آنها می‌نمایم تا در ادامه عظمت اشکال و ابهام و نکثی که در رای معترض علیه و از تعریف «شی به شی اخفی» می‌باشد بیشتر خودنمائی کند. 1- عالی جناب به منظور اثبات بی‌توجهی محکمه بدوی به دلایل ابرازی، متن دادخواست نخستین در اینجا عیناً تنسیق می‌گردد تا مخالفت رای با موازین قانونی و مناظم شرعی مدلل گردد: متن دادخواست نخستین بشرح ذیل است: سلام علیکم- با احترام خاطر عالی را مستحضر می‌دارد خواسته مطروحه بدلایل مشروحه آتی الذکر اعتبار قانونی را واجد بوده و مآلاً شایسته پذیرش می‌باشد: چه اولاً: به موجب بیع نامه شماره.... بتاریخ آذر ماه سال 1393 وقوع عقد بیع راجع به شش دانگ یک باب مغازه به مساحت 17 مترمربع واقع در... به مبلغ 110 میلیون تومان محرز و ثابت است. ثانیاً: پس از ابتیاع مغازه به همان حالت بسته رها شد، تا اینکه پس از چندین ماه جهت بازگشائی مغازه مراجعه و بعد از استقرار، آنچه از دیگران پیرامون قیمت و بهای معامله شنیدم حکایت از وقوع غبن فاحش و بلکه افحش در معامله بود. ثالثاً: به همین منظور مبادرت به تامین دلیل نموده و کارشناس تامین دلیل بهای رقبه را حداکثر 53 میلیون تومان در زمان وقوع عقد ذکر نمود که با قیمت معامله شده تفاوت بسیار فاحش داشت. رابعاً: پس از اخذ نظریه کارشناس تامین دلیل مبادرت به تنظیم دادخواست بخواسته ابطال مبایعه نامه بعلت معامله غرری نمودم که به شعبه.... حقوقی.... ارجاع گردید لکن متوجه گردیدم که عنوان دادخواست اشتباه بوده به همین علت دادخواست در تاریخ.... استرداد و پس از اطلاع و علم به فوریت، اظهارنامه اعلام فسخ معامله به شماره ثبت... مورخ... بلافاصله و با رعایت فوریت (پس از علم بدان) به خوانده ابلاغ گردید. خامساً: در بند 3-6 بیع نامه (خیار غبن) به استثنای خیار تدلیس سلب و ساقط شده است. عالی جناب: همانطور که حضرتعالی بهتر واقف هستید در صورتی که غبن فاحش نباشد بی‌تاثیر در سرنوشت عقد است در نتیجه اسقاط صرفاً (خیار غبن) تاثیری در اعلام فسخ بیع نامه نخواهد داشت چه خواسته موکل تایید فسخ معامله بعلت خیار غبن فاحش و افحش می‌باشد که در بیع نامه ساقط نشده و موکل پس از علم به غبن و پس از علم به فوریت اعمال خیار، نسبت به اراده، انشاء و ابلاغ آن اقدام نموده است. بعبارت بهتر: در ضمن عقد می‌توان شرط نمود که اگر یکی از طرفین مغبون باشد خیار او ساقط گردد و یا آنکه شرط شود که حق خیار ایجاد نشود، لذا سقوط غبن مولود قصد طرفین در حین اشتراط می‌باشد، هر چند که موکل مندرجات چاپی بیع نامه را نخوانده و متعلق قصد انشاء موکل قرار نگرفته است، لکن هرگاه شرط شود که خیار غبن ساقط می‌شود که در حین معامله احتمال آن داده شده باشد، بنابراین هرگاه غبن بیش از آن مقدار باشد فاحش و افحش آن خیارات ساقط نشده و مغبون حق فسخ معامله را خواهد داشت که در مانحن فیه در عقد بیع مزبور صرفاً (خیار غبن) ساقط شده و خیار (غبن فاحش) و (افحش) مورد قصد و اسقاط قرار نگرفته است. و استناداً به مواد 416 به بعد ق.م و 198 و 515 و 519 ق.آ.د.م، رسیدگی و استماع خواسته و در مانحن فسه اعلام فسخ در جزء اول و صدور حکم در جزء دوم و در جزء سوم پذیرش اعسار و معافیت از پرداخت هزینه دادرسی تحت استدعاست. (عین متن دادخواست نخستین) 2- با این وصف متن حکم مندرج در دادنامه تجدیدنظرخواسته که بدون اندک توجهی به متن دادخواست بدوی و مفاد قرارداد به منصه صدور رسیده عیناً تنسیق می‌گردد در خصوص دادخواست آقای.... بطرفیت آقای... و اعلام فسخ بیع نامه عادی به شماره... با جواز حاصل از خیار غبن فاحش و افحش و الزام خوانده بعنوان بایع به استرداد ثمن معامله به میزان 110 میلیون تومان با احتساب کلیه خسارات تاخیر تادیه از تاریخ.... لغایت اجرای حکم به انضمام خسارت دادرسی با امعان نظر در محتویات پرونده، اظهارات خواهان، متن دادخواست تقدیمی، مدارک و مستندات ابرازی بویژه توجهاً به بند 3-6 قرارداد و اینکه خواهان با علم و اطلاع این بند را پذیرفته و برابر آن خیار (غبن) و اعمال آن را از خود ساقط نموده است دیگر استناد به خیار غبن و اعمال آن قابلیت استماع ندارد، لذا برابر مواد 10 و 19 تا 219 تا 226 قانون مدنی قرار عدم استماع دعوی خواهان را صادر و اعلام می‌دارد رای صادره ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در مرجع محترم تجدیدنظر استان می‌باشد. (عین متن رای) 3- عالی جنابان: همانطور که ملاحظه می‌فرمائید در دادخواست نخستین دقیقاً منطبق با متن قرارداد شماره... مورخ آذر ماه 1393 تصریح گردیده است که: در قرارداد صرفاً خیار «غبن» اسقاط شده و موضوع خواسته اعلام فسخ بعلت خیار غبن (فاحش) و (افحش) می‌باشد که محکمه بدوی «نفیاً» یا «اثباتاً» در خصوص خواسته مطروحه اظهارنظر ننموده و صرفاً با دادن فراغت ذمه به خود، در خصوص قید اسقاط خیار «غبن» در قرارداد اظهارنظر نموده که اصولاً موضوع خواسته موکل نبوده و بنظر می‌رسد، قاعده منع تحصیل دلیل به نفع طرف مقابل نیز در عملکرد محکمه بدوی قابل دفاع نباشد. 4- تعمداً تاکید می‌گردد: دلیل فسخ قرارداد پیش گفته، وجود خیار غبن (فاحش) و (افحش) بوده که در قرارداد مبحوث عنه (اسقاط نشده) و باقی مانده و قاضی محکمه بدوی برخلاف مفاد قرارداد (بند 3-6) آن را تفسیر نموده است. (م 374 ق.آ.د.م) 5- به موجب مستفاد از قانون مدنی: در ضمن عقد می‌توان شرط نمود که اگر یکی از طرفین مغبون باشد خیار او ساقط گردد و یا آنکه شرط شود که حق خیار ایجاد نشود، لذا سفوط غبن مولود قصد طرفین حین اشتراط می‌باشد، در نتیجه هرگاه شرط شود که خیار غبن گرچه فاحش باشد ساقط شود، در صورتی که خیار مزبور ساقط می‌گردد که حین معامله احتمال آن داده شده است، بنابراین هرگاه غبن بیش از آن مقدار باشد «افحش» آن خیار ساقط نشده و مغبون می‌تواند معامله را فسخ نماید، بماند که در قرارداد یاد شده خیار غبن بدون قید (فاحش و افحش) ساقط شده و هرگز فاحش و افحش بودن معامله مورد قصد و توافق و اسقاط واقع نشده و باقی می‌باشد. در نتیجه: با تفسیر قضائی محکمه بدوی در خصوص اسقاط صرفاً (خیار غبن) ارتباطی به (خیار غبن فاحش) و (خیار غبن افحش) نداشته و بنابر نظر کارشناس رسمی تفاوت معامله حتی از (حد افحش) گذشته و به (حد اعلی درجه) رسیده که چنین قصدی (اسقاط خیارات فاحش و افحش) به صورت کتبی وجود نداشته و نه در عالم معاملات و نه در عرف، خریدار متوسط العقل با علم بر وجود تفاوت افحش در معامله، اصولاً اقدام به معامله نمی‌کند، چه رسد به اینکه آگاهانه خیار خود را ساقط می‌نماید. بنابراین: 1- آنچه در قرارداد بصورت چاپی و حتی بدون تفهیم و قصد و تراضی اسقاط شده صرفاً «خیار غبن» بوده که تاثیری در سرنوشت معامله هم ندارد. 2- آنچه مورد خواسته در تایید فسخ اعلامی بوده «خیار غبن فاحش» و «خیار غبن افحش» بوده که در قرارداد هرگز مورد قصد و اسقاط کتبی یا شفاهی واقع نشده است. 3- آنچه مورد لحوق حکم بدوی قرار گرفته، در خصوص (خیار غبن) بوده که اصولاً موضوع خواسته قرار نداشته است. بنائاً به مراتب و معنونه در فوق: رسیدگی، نقض قرار تجدیدنظرخواسته و الزام محکمه بدوی به ورود در ماهیت دعوی مورد استدعاست.

آرای مرتبط (12)

نظریات مشورتی (12)

مواد مرتبط (3)

دکترین (12)

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین