اصل عدم
جستجوی «اصل عدم» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 106: فقه- آیین دادرسی مدنی) در محیط زندگی ما هرموجودی مسبوق به عدم است بنا بر این اگر دراصل وجود (یا ) درتاریخ وجودموجودی) چیزی تردید داشته باشیم بنا را برعدم آن میگذاریم تا خلاف آن ثابت شود و این را استصحاب عدم هم می نا مند مثلاشخصی که با دیگری قراردادی دارد علیه او دعوی طرح میکند که از قرارداد تخلف ورزیده و در نتیجه بمن خسارت واردکرده است اثّبات عدم اجراء قرارداد بعهده مدعی نیست زیرا اجراء قرارداد» مسبوق بعدم است و اصل عدم اجراء قرارداد جاری است وادعاء مدعی مستظهر باین اصل است. برعهده مدععلیه است که ثابت کند قرارداد را اجراء نموده است ۰ بعضی آنرا قاعده عدم نامیده اند. (رک. (استصحاب تاخر حادث اصل عدم تاثیرقا نون در خارج کشور رک ۰ قلمرو قانون درمکان اص عدم تبرع
تعریف
اصل عدم این است که همه چیز از عدم به وجود و از نیستی به هستی آمدهاست. برای اثبات عدم، نیازی به دلیل نیست (البته بعضی استناد کردهاند که برای عدم یک شیء نیز میتوان دلیل اقامه کرد؛ بدین بیان که هرگاه شخصی که متهم به سرقت مسلحانه در زمان و مکان معینی میباشد. میتواند برای دفع اتهام خود ثابت نماید که در زمان وقوع جرم در مکان دیگری حضور داشته؛ مثلاً در زمان وقوع جرم در خارج از کشور بودهاست) و اثبات وجود است که محتاج دلیل میباشد. این مطلبی روشن و حکمی عقلی است و آن را بدین نحو خلاصه کردهاند که: اصل، عدم چیزی است تا وجودش ثابت شود.
منبع: ویکیپدیا — اصل عدم (CC BY-SA 4.0)
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
