ثمن
جستجوی «ثمن» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
مدنی: ثمن به مبلغ یا مالی گفته میشود که در عقد بیع در برابر کالای مورد معامله (مبیع) پرداخت میشود. ثمن میتواند پول رایج، چک یا هر مال دیگری باشد. مثال: خریدار متعهد شد ثمن معامله را طی دو قسط به فروشنده پرداخت کند.
روابطِ واژه
ثمن
- هممعنی نزدیک
- بهای معامله
- نوعی از
- عوض در بیع
- پرداختکننده
- مشتری
- دریافتکننده
- بایع
- موضوع
- پول یا مالی که بهعنوان بهای مبیع تعیین میشود
- اثر
- تعهد پرداخت ثمن و امکان اعمال حق حبس، خیار تأخیر ثمن یا مطالبهٔ آن، حسب شرایط
- مفاهیم نزدیک
- مبیع، بیع، عوض، قیمت
- مقابل
- مبیع
- همخانواده
- ثمنی، ثمنالمسمی، تأخیر ثمن
ثمن
ثمن
- هممعنی نزدیک
- بهای معامله، قیمت قراردادی
- نوعی از
- عوض بیع
- معنا
- مالی که مشتری در برابر مبیع به فروشنده میدهد
- شکل
- معمولاً پول است، اما میتواند هر مالِ معلوم و دارای ارزش اقتصادی باشد
- تمایز با قیمت بازار
- ثمن مبلغ یا عوضی است که طرفین توافق کردهاند، نه لزوماً ارزش متعارف روزِ مال
- مفاهیم نزدیک
- مبیع، عوض، ثمنالمثل
- مقابل
- مبیع
- همخانواده
- ثمن، اثمان، مثمن
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
بیع (ارکان و مفاهیم وابسته) · حق حبس (مفاهیم نزدیک) · قیمت (مفاهیم نزدیک) · موضوع معامله (مفاهیم نزدیک) · عقد معوض (مفاهیم نزدیک) · خیار تأخیر ثمن (مفاهیم نزدیک) · خیار تأخیر ثمن (همخانواده) · مبیع (مفاهیم نزدیک) · مبیع (مقابل) · معوض (موضوع) · معوض (مفاهیم نزدیک) · عوضین (مفاهیم نزدیک) · پیشخریدار (مفاهیم نزدیک) · اخذ به شفعه (مفاهیم نزدیک) · مشتری در شفعه (مفاهیم نزدیک) · تبعض در شفعه (مفاهیم نزدیک) · بازگشت عوضین (موضوع) · مشتری عالم در معاملهٔ فضولی (مفاهیم نزدیک) · غرامات مشتری (اجزا) · بیع (مفاهیم نزدیک) · بایع (مفاهیم نزدیک) · مشتری (مفاهیم نزدیک) · ضمان درک ثمن (مفاهیم نزدیک) · ضمان درک ثمن (همخانواده) · تأدیهٔ ثمن (مفاهیم نزدیک) · تأدیهٔ ثمن (همخانواده) · مشتریِ عالم به فضولی (مفاهیم نزدیک) · تقسیط ثمن (مفاهیم نزدیک) · تقسیط ثمن (همخانواده) · عقد بیع (مفاهیم نزدیک) · مثمن (مفاهیم نزدیک) · مثمن (مقابل) · مثمن (همخانواده) · استرداد ثمن (همخانواده) · حق حبس بایع (مفاهیم نزدیک) · هزینهٔ تسلیم ثمن (مفاهیم نزدیک) · حق شفعه (مفاهیم نزدیک)
همارزها و همخانوادهها
بها · بهاء · قیمت · وجه معامله
اینها در جستجو با هم گرفته میشوند (بینشان «یا»).
متضادها و مفاهیمِ مقابل
بیع · مبیع · خیار تاخیر ثمن · غبن
اینها خودکار جستجو نمیشوند — پیشنهادند. متضاد اگر «یا» شود، سندی که فقط واژهٔ مقابل را دارد بالا میآید.
نامهای دیگر
مفاهیمِ مرتبط
بیع · عقد · مبیع · ثمن معامله · تسلیم
ترکیبهای ثبتشده
استرداد ثمن · تأدیهٔ ثمن · تقسیط ثمن · ثمنالمسمی · قبضثمن · خیارتاخیرثمن · ضمان درک ثمن · هزینهٔ تسلیم ثمن
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
