اختلاس
جستجوی «اختلاس» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 36: برداشتن مال غیر از راه خدعه). :قا نون مجازات عمومی) عناصر اختلاس عبارت است از) الف- مرتکب کارمند دولت یاشهرداری یا بانکها باشد فرق نمی کند که مامور رسمی باشدیا نه ۰ بدا ختقول با وجه نظ (بشرح ماد ۲ قانون جزا) را که بمناسبت انجام وظیفه اش باو سپرده اند
روابطِ واژه
- هممعنی نزدیک
- تصاحب اموال دولتی یا عمومی توسط مأمور
- نوعی از
- جرم مالیِ اداری
- مرتکب
- کارمند یا مأمور دولت و نهادهای عمومیِ مشمول قانون
- موضوع
- وجه، مال، اسناد یا اوراق بهاداری که بر حسب وظیفه به او سپرده شده است
- رفتار
- برداشت، تصاحب یا تلف عمدیِ مالِ سپردهشده به سود خود یا دیگری
- اثر
- حبس، جزای نقدی، رد مال و انفصال از خدمات دولتی در حدود قانون
- مفاهیم نزدیک
- خیانت در امانت، ارتشا، اموال عمومی
- مقابل
- تصرف قانونی اداری. اختلاس گونهٔ خاصی از خیانت در امانت است که مرتکب آن مأمور دولت است و مال به اقتضای شغل یا مأموریت در اختیار او قرار دارد
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
جرایم اقتصادی (نمونهها) · فساد اداری (نمونهها) · فساد اداری (مفاهیم نزدیک) · جرم منشأ (نمونهها)
مفاهیمِ مجاور و مرزشان
- خیانت و تصرف غیرقانونی — تفاوت اختلاس با خیانت در امانت و تصرف غیرقانونی: نکته بسیار مهم اینکه باید توجه شود که تصرف غیرقانونی و خیانت در امانت از جرایمی است که شباهت بسیاری با جرم اختلاس دارند، برخلاف اختلاس، هرگاه مامور دولت، قصد تملک وجوه یا اموال دولتی را نداشته باشد، این عمل تصرف غیرقانونی است و مشمول ماده ۵۹۸ قانون مجازات اسلامی است و مرتکب جرم در اختلاس لزوما باید مامور دولت باشد برخلاف خیانت در امانت. بنابراین وجه تمایز اختلاس با تصرف غیرقانونی عنصر معنوی آنها است که در اختلاس برداشت به قصد تملک وجود دارد اما
مستندها
- مادهٔ ۱۷ قانون مجازات اسلامی
- مادهٔ ۵۹۸ قانون مجازات اسلامی
- مادهٔ ۶۰۱ قانون مجازات اسلامی
- مادهٔ ۶۰۲ قانون مجازات اسلامی
نامهای دیگر
زیرمجموعهها و اقسام
اختلاس ساده · اختلاس توأم با سرقت یا جعل
مفهومِ کلیتر
جرایم کارکنان دولت · جرایم مالی
مفاهیمِ مرتبط
ارشا · رشوه · کلاهبرداری · کارمند دولت · انفصال
تعریف
اختلاس نوعی از خیانت در امانت است که از سوی کارمندان و کارکنان دستگاههای دولتی و عمومی مصرحه در قانون محقق میگردد.
منبع: ویکیپدیا — اختلاس (CC BY-SA 4.0)
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
اختلاس. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) ربودن. ( تاج المصادر بیهقی ). مخالسه. تخلس. ( زوزنی ). || زود ربودن. سلب کردن. || مؤلف آنندراج آرد: فی الاصطلاح ، ادا کردن است معانی مدح ( را ) در غزل و یا برعکس. مثال اول ، میرزا صائب گوید: خاکدان دهر مفلس بود از نقد مراد دستهابر هم زدی دریا و کان آمد پدید. مثال دوم ، طالب آملی در تعریف اسپ گوید: در شکیلش پا بسان ساق خلخال آشنا در جدارش دست همچون ساعد دستینه دار. شکیل رسن اسب را گویند. ( از مطلعالسعدین و منتهی الارب ). وصاحب کشاف اصطلاحات الفنون آرد: اختلاس بمعنی ربودن است. و آن چنان باشد که معنی غزل بمدح آورند. و یا معنی مدح بغزل آورند. مثال اول ، مصرع : رُمح تو راست چون قدِ زیبای دلبران. مثال دوم ، مصرع : همی از راستی قدّت برُمح شاه دین ماند. کذا فی جامعالصنایع. و اختلاس نزد قاریان ، ترک تکمیل حرکت را گویند. کما فی شرح الشاطبی. || ( اصطلاح تجوید ) یکی از اقسام وقف است که در موقع وقف دو ثلث حرکة حرف موقوف علیه تلفظ شود. …
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع . ] (مص م . ) ۱ - ربودن . ۲ - دزدیدن . ۳ - سوءاستفادة مالی توسط شخصِ مسئول .
فرهنگ عمید
۱. (حقوق ) دزدیدن پول مؤسسه یا ادارۀ دولتی. ۲. [قدیمی] غنیمت شمردن. ۳. (ادبی ) بیان کردن معنی مدح در غزل یا معنی غزل در مدح.
دانشنامهٔ اسلامی (ویکیفقه)
اختلاس اختلاس ربودن سریع مال در حال غفلت صاحب آن و یا ربودن آشکار مال را گویند.تفاوت معنای نخست با معنای دوم که به آن استلاب، اختطاف و انتهاب نیز گویند، این است که در معنای دوم بر خلاف معنای اول، سرعت و غفلت شرط نیست، امّا حکم هر دو یکی است که در باب حدود آمده است. رباینده پس از گرفتن مال از او، تعزیر می شود و حدّ دزد و محارب بر او جاری نمی شود. اختلاس (ابهام زدایی). واژه اختلاس ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد: • اختلاس (حقوق)، تصرف در اموال دولتی (بیت المال)، در جای غیر معین شده به نفع خود یا دیگری• اختلاس (تجوید)، از اصطلاحات بکار رفته در علم تجوید به معنای ربودن و طلب شتاب در حرکت هنگام تلفظ حرف ...اختلاس (تجوید). اختلاص، از اصطلاحات بکار رفته در علم تجوید بوده و به معنای ربودن و طلب شتاب در حرکت هنگام تلفظ حرف است. «اختلاس» به معنای ربودن با شتاب و عجله است و آن ضد اشباع می باشد. و در اصطلاح علم تجوید، ربودن و طلب شتاب در حرکت هنگام تلفظ حرف است. به طوری که نه متحرک و نه ساکن گفته شود. بدین معنی که ربودن یک سوم حرکت ضمه و کسره و باقی گذاردن دو سوم دیگر را در حال وصل، اختلاس می گویند. و در این حالت آن کلمه با صوت و صدای خفی و پنهان ادا می شود که در اختلاف قرائات بکار می رود. ← مثال ابدال؛ ادغام؛ اخفاء. اختلاس (حقوق). اختلاس، یعنی تصرف در اموالی دولتی (بیت المال) که بر عهده فرد یا نهادی قرار گرفته بوده، در جای غیر معین شده به نفع خود یا دیگری سوء استفاده کرده است، گویند. اختلاس ربودن سریع مال در حال غفلت صاحب آن و یا ربودن آشکار مال را گویند. …
دانشنامهٔ آزاد فارسی
اِختلاس تصرف و تصاحب در اموال متعلق به دولت توسط کارمند دولت. به موجب مادۀ ۶ قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا و اختلاس و کلاهبرداری مصوبِ ۱۳۶۷ش مجمع تشخیص مصلحت نظام، جُرم اختلاس دارای شرایطی است؛ اولاً، مرتکب باید کارمند رسمی یا غیررسمی ادارات و سازمان ها و شوراها و یا شهرداری ها و مؤسسات و شرکت های دولتی و یا وابسته به دولت و یا نهادهای انقلابی و دیوان محاسبات و مؤسساتی که به کمک مستمر دولت اداره می شوند و یا دارندگان پایۀ قضایی و به طورکلی قوای سه گانه و نیروهای مسلح باشد و ثانیاً، وجوه یا مطالبات یا حواله ها یا سهام و اسناد و اوراق بهادار یا دیگر اموال متعلق به سازمان های فوق را که به وی سپرده شده است، به نفع خود یا دیگری برداشت و تصاحب کرده باشد. مجازات مرتکب اختلاس، برحسب مورد و با توجه به میزان آن، حبس و انفصال موقت یا دائم از خدمات دولتی و استرداد وجه مورد اختلاس و جزای نقدی معادلِ دو برابر آن است. به موجب مادۀ ۹۴ قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح در ۱۳۷۱، هر فرد نظامی که وجوه یا مطالبات یا حواله ها یا اسناد و لوازمی را که برحسب وظیفه به او سپرده شده است به نفع خود یا دیگری برداشت یا تصاحب کند، مختلس محسوب و متناسب با میزان اختلاس به حبس و تنزل درجه و یا اخراج از نیروهای مسلح محکوم می شود. …
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
