ارث
جستجوی «ارث» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 58: دارانی متوفی بعد ازکسر واجبات مالی و دیون و ثلث را ارث گویند و مالیات برارث بآن تعلق ) میگیرد یعنی مبلغ حاصل از جمع واجبات مالی و دیون و ثلث باید از دارانی مثبت میت خارج شود باقیمانده متعلق مالیات برارث است زیرا عنوان ارث فقط بر همان باقیمانده صدق میکند.
روابطِ واژه
ارث
- هممعنی نزدیک
- جانشینی قهری وراث در ترکه
- نوعی از
- سبب انتقال قهری مالکیت
- اشخاص مرتبط
- مورث، وارث، ورثه
- موضوع
- ترکه و حقوق قابل انتقال
- شرایط
- فوت مورث و حیات وارث در زمان فوت، با سایر شرایط قانونی
- موانع
- قتل، کفر و سایر موانع مقرر
- مفاهیم نزدیک
- ترکه، وصیت، انحصار وراثت، تقسیم ترکه
- مقابل نسبی
- انتقال قراردادی
- همخانواده
- وارث، ورثه، مورث، موروث
ارث
- هممعنی نزدیک
- میراث
- نوعی از
- انتقال قهری دارایی پس از مرگ
- موضوع
- حقوق و اموال قابل انتقال متوفی پس از پرداخت هزینههای ضروری، دیون، واجبات مالی و وصیت نافذ
- سببها
- نسب و زوجیت دائم
- اثر
- انتقال باقیماندهٔ ترکه به وراث بر پایهٔ طبقات، درجات و سهام قانونی
- مفاهیم نزدیک
- ترکه، وارث، مورث، وصیت
- مقابل
- انتقال قراردادی در زمان حیات
- همخانواده
- ارث، وارث، میراث
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
مالکیت مافیالذمه (مفاهیم نزدیک) · ترکه (مفاهیم نزدیک) · اسباب تملک (مفاهیم نزدیک) · اسباب انتقال مالکیت (اقسام) · وصیت (مفاهیم نزدیک) · وصیت تملیکی (مفاهیم نزدیک) · وراث (همخانواده) · مورث (همخانواده) · مالیات بر ارث (همخانواده) · عدم ارث در نکاح منقطع (مفاهیم نزدیک) · عدم ارث در نکاح منقطع (همخانواده) · مورّث (همخانواده) · وارث (همخانواده) · سبب ارث (همخانواده) · ارث به سبب نسب (همخانواده) · درجهٔ ارث (همخانواده) · طبقهٔ اول ارث (همخانواده) · طبقهٔ دوم ارث (همخانواده) · طبقهٔ سوم ارث (همخانواده) · سهمالارث (همخانواده) · موانع ارث (همخانواده) · محرومیت از ارث ناشی از زنا (مفاهیم نزدیک) · محرومیت از ارث ناشی از زنا (همخانواده) · شرکت قهری (مفاهیم نزدیک)
مفهوم
mw-parser-output"> ارث در لغت به معنای "بقا" است، و در اصطلاح حقوقی عبارت است از حصه هر یک از ورثه از ماترک متوفی، یا حق ورثه در ترکه متوفی، البته قانون مدنی در مورد تعریف ارث و ترکه، ساکت است.
اسبابِ پیدایش
- دیون و واجبات مالی متوفی
- زنده بودن وارث حین فوت مورث
- زنده بودن پسر در زمان مرگ پدر
- شرایط تحقق ارث
- موانع تحقق ارث
- وجود ترکه
- وجود رابطه خویشاوندی مشروع پسر با پدر
مستندها
- مادهٔ ۲۲۹ قانون امور حسبی
- مادهٔ ۲۴۲ قانون امور حسبی
- مادهٔ ۸۶۱ قانون مدنی
- مادهٔ ۸۶۲ قانون مدنی
- مادهٔ ۸۶۴ قانون مدنی
- مادهٔ ۸۶۷ قانون مدنی
- مادهٔ ۸۶۸ قانون مدنی
- مادهٔ ۸۶۹ قانون مدنی
- مادهٔ ۸۷۱ قانون مدنی
- مادهٔ ۸۷۲ قانون مدنی
- مادهٔ ۸۷۳ قانون مدنی
- مادهٔ ۸۷۴ قانون مدنی
- مادهٔ ۸۷۵ قانون مدنی
- مادهٔ ۹۵۹ قانون مدنی
همارزها و همخانوادهها
ترکه · میراث
اینها در جستجو با هم گرفته میشوند (بینشان «یا»).
متضادها و مفاهیمِ مقابل
اینها خودکار جستجو نمیشوند — پیشنهادند. متضاد اگر «یا» شود، سندی که فقط واژهٔ مقابل را دارد بالا میآید.
مفاهیمِ مرتبط
ترکیبهای ثبتشده
درجهٔ ارث · سبب ارث · طبقات ارث · موانع ارث · طبقهٔ اول ارث · طبقهٔ دوم ارث · طبقهٔ سوم ارث · مالیات بر ارث · ارث به سبب زوجیت · ارث به سبب نسب · ارث زوجه از اموال غیرمنقول · عدم ارث در نکاح منقطع · کفر بهعنوان مانع ارث · محرومیت از ارث ناشی از زنا
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
تعریف
ارث به کلیه اموال، عنوانها، بدهیها، حقوق و وظایف شخص پس از مرگش گفته میشود که به شخص دیگری منتقل میگردد. ارث به مدت طولانی نقش اساسی در جوامع بشری داشتهاست. مجموعه قوانین انتقال ارث در جوامع مختلف متفاوت و در طول زمان تغییرات بسیاری کردهاست. در دوران حکومت فراعنه مصر، ثروت حاصل از کار افراد، ملک پادشاه بود و پس از مرگ هر انسان، تمام ثروت او در اختیار پادشاه قرار میگرفت و در یونان قدیم نیز، اموال و ثروت انسانها ملک عموم جامعه بود و هر انسان نماینده جامعه در اداره آنها تلقی میشد و لذا ارث او هم پس از مرگ در اختیار جامعه قرار میگرفت و «پسر ارشد» نمایندگی جامعه را در اداره میراث متعهد میشد. مصریان هم بمانند یونانیان در دوره دوم ارتقای فرهنگی خویش به این نتیجه رسیده بودند که نمیتوان دلبستگی شدید هر انسان را به اموال و دست رنج خویش و فرزندان خود را نادیده گرفت. بیتوجهی حکومت به این واقعیت انگیزه کار و تلاش را نابود ساخته و بذر خصومت و عناد را در قلوب مردم میکارد؛ لذا قانون انتقال میراث را به بزرگترین پسرِ میت را، تصویب و اجرا کردند. در نتیجه پادشاه باکوربوس در قرن هشتم ق. م قانون انتقال ارث به بزرگترین فرزند پسر را تصویب کرد و در نتیجه در مصر قدیم نیز، ترکه متوفی به پسر بزرگتر منتقل میشد و برادران و خواهران دیگر، میبایست زندگی مشترکی را به ریاست برادر ارشد داشته باشند؛ ولی بههرحال در هردوی مصر و یونان، زنان از ارث بردن محروم بودند. در انگلستان نیز تا چندی قبل، تمامی ماترک پدر، تنها به پسر ارشد منتقل میشد و اگر متوفی فرزند ارشد پسر نداشت، ارث منحصر به فرزندان ذکور بود.در حال حاضر نیز متأسفانه در بعضی شهرستان ایران تیز مناطق روستایی هستند که هنوز قوانین برای خود وضع کردند که فرزند ذکور فقط ارث میبرند. در قانون کشور ما اگر فرزند، منحصر به یکی باشد پسر یا دختر تمام ترکه به او میرسد. اگر اولاد متعدد باشند همه پسر، یا همه دختر باشد، ترکه بین آنها بالسویه (مساوی) تقسیم میشود. اگر اولاد متعدد باشند و بعضی از آنها پسر و بعضی دختر، پسر دو برابر دختر میبرد.
منبع: ویکیپدیا — ارث (CC BY-SA 4.0)
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
( آرث ) آرث. [ رَ ] ( ع ص ) اَرَث. گوسپند خال خال.گوسفند منقط. گوسفند که خالهای سیاه و سپید دارد.ارث. [ اِ ] ( ع مص ) میراث یافتن. ( تاج المصادر بیهقی ). میراث بردن : انا نحن نرث الارض و من علیها و الینا یرجعون. ( قرآن 40/19 ). بعضی بطریق ارث دست در شاخی ضعیف زده. ( کلیله و دمنه ). || ( اِ ) آنچه از مال مرده به وارث رسد. مرده ریگ. مردریگ. مرده ری. مردری. تَرکَه. متروکات. بازمانده. میراث. ( مهذب الاسماء ). وامانده. تُراث. ماترک. - امثال : برادری را ثابت کن سپس ادعای ارث کن .کتاب المیراث و فیه فصول الفصل الاول …
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) سهم بردن از اموال شخص مرده . ۲ - (اِ. ) آنچه از مال مرده که به بازماندگانش رسد، مرده ریگ ، مُردَر، ارثیه . ،~ بابای کسی کنایه از: مال و ثروت شخصی کسی .
فرهنگ عمید
۱. (حقوق ) مالی که از مرده به وارث می رسد. ۲. (اسم مصدر ) منتقل شدن ویژگی هایی از پدرومادر به فرزند، مانند رنگ چشم، بیماری، و مانند آن. ۳. [قدیمی] سهم بردن از دارایی و ثروت شخص مرده، میراث بردن.
دانشنامهٔ اسلامی (ویکیفقه)
«إرث» به باقی مانده اموال میت گفته می شود، که در اسلام قانون خاصی برای تقسیم آن در بین ورثهٔ میت بیان شده است.این باب در فقه اسلام « باب فرائض» یا «کتاب الفرائض» نامیده می شود، که نام گذاری آن به «کتاب الفرائض» از آن رو است که سهم بعضی از خویشاوندان میت در قرآن بیان شده است.عنوان ارث از باب های مهم فقهی است که مسائل و احکام ارث به تفصیل در آن آمده است. استحقاق مال یا حقّی با مرگ دیگری یا آنچه در حکم مرگ است با شرایط و ملاک های خاص را ارث گویند.تعریف یاد شده، تعریف «ارث» به مفهوم مصدری است. مفهوم اسمی آن عبارت است از دارایی و حقوقی که فرد با مرگ دیگری یا آنچه در حکم مرگ است مانند ارتداد، مستحق می شود. تعریف وارث و مورّث و میراث به ارث برنده «وارث»، به کسی که از خود ارث برجای می گذارد «مورّث» و به آنچه که از میّت باقی می ماند- خواه مال یا حق قابل انتقال مانند حق خیار و حق شفعه- «ترکه» و «میراث» گفته می شود. تعبیر فقها از ارث فقیهان به پیروی از قرآن کریم، از ارث به «فریضه» و «فرض» نیز تعبیر کرده اند.عنوان ارث از باب های مهم فقهی است که مسائل و احکام ارث به تفصیل در آن آمده است. در این جا به محورهای مهم و کلّی آن می پردازیم. ارکان ارث ...[ویکی شیعه] اِرث در فقه به معنای استحقاق مال یا حقی است که با مرگ یا حکم به موت دیگری حاصل می شود. وارثان پس از ادای حقوق و دیون متوفّی، طبق طبقات ارث سهم الارث خود را مالک می شوند. موجبات ارث دو عامل نسب (رابطه از طریق ولادت) و سبب (رابطه بر اساس ازدواج و ولاء) است. کفر، قتل، بردگی، لعان، حمل، غایب بودن و زنا طبق شرایطی از موانع ارث هستند. زوج و زوجه از یکدیگر ارث می برند، با دیگر وارثان شریکند و طبق موارد مختلف، سهم الارث متفاوتی دارند. …
دانشنامهٔ آزاد فارسی
اِرث (یا: میراث؛ تُراث؛ تَرَکه) اصطلاحی در فقه، استحقاق مال یا حق (تَرَکه) است برای کسی (وارث) با مرگ دیگری (مُورِث) به موجب ارتباط نسبی یا سببی، پس از کسر حق غیر، هزینه کفن و دفن، قرض، و انجام وصیّت. گاه از ارث، معنای اسمی (تَرَکه) اراده می شود. موجبات ارث دو چیز است: نَسَب (خویشاوندی خونی) و سبب (خویشاوندی از طریق زناشویی). خویشاوندان نَسَبی سه طبقه اند: ۱. پدر، مادر و فرزندان؛ ۲. اجداد، برادر، خواهر و فرزندان آنان؛ ۳. عموها، عمه ها، دایی ها، خاله ها و فرزندان آنان. هر طبقه نیز چند درجه است، طبقه و درجه پیش تر، بعدی را از توارث بازمی دارد. زوج و زوجه با همۀ طبقات ارث می برند. کفر، قتل عمدی ظلمی، تولد از راه زنا ازجمله موانع ارث اند. بنابراین، کافر از مسلمان ارث نمی برد هرچند متوفی پدر یا فرزند او باشد و نیز کسی که دیگری را عمداً و به ناحق کشته، از او ارث نمی برد. به سهم الارث معیّن در قرآن شریف، فرض یا فریضه گویند. این فرض ها (سهم الارث ها) به ترتیب عبارت اند از یک دوم برای: ۱. شوهر در نبود فرزند برای متوفی؛ ۲. دختری که یگانه فرزند باشد؛ ۳. یگانه خواهر تنی (پدر و مادری) یا پدری. یک چهارم برای: ۱. شوهر با وجود فرزندان برای متوفی؛ ۲. زن در نبود فرزند برای متوفی. یک هشتم برای زن با وجود فرزند برای متوفی. یک سوم برای: ۱. مادر در نبود حاجب (← حَجْب)؛ ۲. خویشان مادری متعدد. …
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
