افراز
جستجوی «افراز» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 138: (مرادف تقّسیم است (رک. تقسیم دعوی) افراز) دعوی شریک ملک مشاع بر شریک دیگر بمنظور تقسیم مال مزبور در صورت عدم تراضی بر تقسیم. دعوی افراز بقرینه تقابل بین (خواسته ما لی) وغیر آن درماده ۶۸۴ آیین دادرسی مدنی و شق سوم مماده ۷۱ آیین نامه قانون وکالت دعوی مالی است در دعوی افراز علی ای حال مالکیت متقاضیان افراز احراز میشود
روابطِ واژه
افراز
افراز
- هممعنی نزدیک
- جداسازی سهم مشاع
- نوعی از
- پایان اشاعه
- طرفها
- شرکا
- موضوع
- ملک مشاع
- اثر
- تبدیل سهم مشاع هر شریک به قطعهٔ مفروز و مستقل، در صورت قابلیت تقسیم
- مرجع
- ادارهٔ ثبت برای املاک با جریان ثبتی خاتمهیافته و دادگاه در موارد دیگر یا موارد اختلاف مقرر
- مفاهیم نزدیک
- تفکیک، تقسیم، فروش ملک مشاع
- مقابل
- اشاعه یا غیرقابلافرازبودن
- همخانواده
- افراز، مفروز، افرازکننده. تصمیم واحد ثبتی دربارهٔ افراز، ظرف ده روز از ابلاغ قابل اعتراض در دادگاه محل وقوع ملک است
افراز
افراز
- هممعنی نزدیک
- تقسیم عینی مال مشاع
- نوعی از
- تقسیم مال مشترک
- معنا
- جداسازی فیزیکی مال به قسمتهایی متناسب با سهم شرکا بهگونهای که هر شریک مالک بخش مفروز خود شود
- شرط
- قابلتقسیمبودن مال بدون کاهش ارزش نامتعارف یا مخالفت با ضوابط قانونی
- اثر
- پایان اشاعه نسبت به مال افرازشده
- مفاهیم نزدیک
- تفکیک، تعدیل، سهم مفروز
- مقابل
- فروش مال غیرقابل افراز
افراز
- هممعنی نزدیک
- جداسازی فیزیکی سهم
- نوعی از
- روش تقسیم مال مشترک
- معنا
- تقسیم مالِ قابل تجزیه به قطعات مستقل، متناسب با سهم هر شریک
- مثال
- جداسازی زمین ۱۲۰۰ متریِ مشاع میان دو شریک به دو قطعهٔ ۶۰۰ متری، در صورت امکان و رعایت ارزش
- اثر
- پایان اشاعه و تبدیل مالکیت مشاع به مفروز
- مفاهیم نزدیک
- تقسیم، تعدیل، سهم مفروز
- مقابل
- فروش مال مشترک یا تعدیل
- همخانواده
- افراز، مفروز، فرز. مادهٔ ۵۹۸ افراز را شیوهٔ تقسیم مال مشترکِ مثلی میداند
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
شرکت (مفاهیم وابسته) · اشاعه (مفاهیم نزدیک) · تفکیک (مفاهیم نزدیک) · تفکیک (متمایز از) · تقسیم (مفاهیم نزدیک) · کلی در معین (مفاهیم نزدیک) · مال مشاع (مفاهیم نزدیک) · مال مفروز (مفاهیم نزدیک) · مال مفروز (همخانواده) · پلاک ثبتی (مفاهیم نزدیک) · تقسیم ترکه (مفاهیم نزدیک) · واحد ثبتی (مفاهیم نزدیک) · ملک غیرقابل افراز (مفاهیم نزدیک) · ملک غیرقابل افراز (همخانواده) · فروش ملک مشاع (مقابل) · تفکیک (مقابل) · تقسیمنامه (مفاهیم نزدیک) · سند مالکیت مشاعی (مفاهیم نزدیک) · سند مالکیت مفروزی (مفاهیم نزدیک) · سند مالکیت مفروزی (همخانواده) · حق شفعه (مفاهیم نزدیک) · مال غیرمنقول قابل تقسیم (مفاهیم نزدیک) · مال غیرمنقول قابل تقسیم (همخانواده) · شریک (مفاهیم نزدیک) · سهم مشاع (مفاهیم نزدیک) · تقسیم مال مشترک (مفاهیم نزدیک) · تعدیل (مفاهیم نزدیک) · رد در تقسیم (مفاهیم نزدیک) · ملک قابل افراز (مفاهیم نزدیک) · ملک قابل افراز (همخانواده) · درخواست افراز (مفاهیم نزدیک) · گواهی عدم افراز (همخانواده) · اعتراض به تصمیم افراز (مفاهیم نزدیک) · شرکت مدنی (مفاهیم نزدیک) · قرعه در تقسیم (مفاهیم نزدیک) · تقسیم تراضی (مفاهیم نزدیک) · تقسیم اجباری (مفاهیم نزدیک) · مال غیرقابل تقسیم (همخانواده)
همارزها و همخانوادهها
تفکیک ملک مشاع · جدا کردن سهم
اینها در جستجو با هم گرفته میشوند (بینشان «یا»).
نامهای دیگر
مفهومِ کلیتر
مفاهیمِ مرتبط
ترکیبهای ثبتشده
درخواست افراز · ملک غیرقابل افراز · ملک قابل افراز · گواهی عدم افراز · اعتراض به تصمیم افراز
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
افراز. [ اَ ] ( اِ ) بلندی. ( برهان ) ( شرفنامه منیری ). بمعنی بالا باشد. ( فرهنگ اسدی ). بلندی. ( آنندراج ) ( هفت قلزم ). بلندی و قله. ( ناظم الاطباء ). بمعنی بالا و فراز مقابل نشیب. ( از شعوری ) : از افراز چون کژ بگردد سپهر نه تندی بکار آید از این نه مهر.فردوسی.یکی تل بد از گوشه ره بلند بر افراز تل برشد آن هوشمند.فردوسی.کز اسبان تو باره دستکش کجا برخرامد بر افراز خوش.فردوسی.خروشان و جوشان و دل پرنهیب بر افراز سر برکشید از نشیب.فردوسی.عنان رخش را داد و بنهاد روی نه افراز دید از سیاهی نه جوی.فردوسی.زبس رفعتش شاهباز خرد نیارد بر افراز او برپرد.لبیبی.نماز دیگر برنشست [ سبکتگین ] و در آن صحرا میگشت و همه اعیان با وی و جای آن در صحرا و افرازها و کوهپایه ها بود. ( تاریخ بیهقی ص 198 ). چو اسب اندر افراز و شیب افکنم چو او من بزخم رکیب افکنم.( گرشاسب نامه ).کمند و کمان دادشان ساز جنگ زره زیر و ز افراز چرم پلنگ.( گرشاسب نامه ).تا بر افراز باشد و به نشیب آتش و آب وا ره رفتار.ابوالفرج رونی. …
فرهنگ معین
( اَ ) [ په . ] (اِ. )۱ - بلندی ، فراز. ۲ - کرسی ، منبر. ( اِ ) [ ع . ] (مص م . )جدا کردن ، بیرون دادن .
فرهنگ عمید
۱. = افراشتن ۲. افراخته (در ترکیب با کلمۀ دیگر ): سرافراز، گردن افراز. ۳. (اسم ) [مقابلِ نشیب] [قدیمی] فراز، بالا.
دانشنامهٔ اسلامی (ویکیفقه)
تقسیم مال مشترک را اِفراز می گویند و از آن در باب قضاء سخن گفتهاند. نزد فقیهان امامی تقسیم، خرید و فروش (بیع) نیست، بلکه جدا کردن (افراز) حقّ هر یک از شریکان از مال مشترک است. از این رو، احکام بیع بر آن بار نمیشود. تقسیم افراز افراز به معنای جدا کردن حق هر یک از شریکان از مال مشترک، تمامی انواع قسمت را شامل میشود؛ امّا برخی، قسمت را به سه نوع تقسیم کرده و یک نوع آن را تقسیم افراز قرار دادهاند و آن در جایی است که مال با حفظ ویژگیهای آن قابل تقسیم به اجزای مساوی باشد، مانند پارچه، گندم و دیگر حبوبات. افراز به این معنا خاص است. تقسیم مال به اجبار اگر یکی از دو شریک، تقسیم مال را درخواست کند و شریک دیگر امتناع ورزد و مال نیز پس از قسمت کردن همانند پیش از آن قابل انتفاع باشد، مال به اجبار تقسیم میشود.
دانشنامهٔ آزاد فارسی
افراز (حقوق). اِفْراز (حقوق) (در لغت به معنای جداکردن و تقسیم کردن) در اصطلاح حقوق، تفکیک و تعیین سهم هر یک از شرکا در مال مشترک و مشاع، به نحوی که حصۀ هر کدام از ایشان مشخص شود که آن را مفروز و مجزی شده گویند. افراز و تقسیم گاه با تراضی است، مانند این که دو نفر که مشترکاً مالک خانۀ دوطبقه ای هستند، با توافق و تراضی آن را بین خود تقسیم نمایند، و گاه به اجبار و با حکم دادگاه است، مانند این که یکی از شرکا حاضر نشود مال مشاع را تقسیم کنند که در این صورت، شریک دیگر می تواند به دادگاه رجوع نماید. دادگاه با نظر کارشناس آن را تقسیم می کند. اگر مال قابل تقسیم نباشد، مانند این که دو نفر در یک اتومبیل شریک باشند، آن را به فروش می رساند و بهای آن را بین شرکا تقسیم می کند که آن را تقسیم تعدیل گویند. افراز (ریاضیات). اِفْراز (ریاضیات)(partition) در ریاضیات، تجزیۀ مجموعه به زیرمجموعه هایی مجزا که اجتماعشان برابر آن مجموعه باشد. همچنین، به نوشتن یک عدد صحیح مثبت به صورت مجموع چند عدد صحیح مثبت نیز افراز می گویند.
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
