اقاله
جستجوی «اقاله» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
اقاله (فقه): تعریف اقاله: اقاله عبارت است از فسخ عقد از دو طرف؛
ترمینولوژی حقوق، ص 141: بهم زدن عقد لازم است بتراضی یکدیگر. وآنر اتفاسخ وتقابل نیز می نامند (ماده ۲۸۳ ق. م)
روابطِ واژه
اقاله
اقاله
- هممعنی نزدیک
- تفاسخ
- نوعی از
- انحلال توافقی عقد
- طرفها
- متعاملین یا قائممقام آنان در حدود اختیار
- موضوع
- عقد صحیح و موجود
- اثر
- برهمخوردن آثار عقد نسبت به آینده و بازگشت عوضین در حدود قانون و توافق
- مفاهیم نزدیک
- فسخ، بطلان، انفساخ
- متمایز از
- فسخ، زیرا با توافق دو طرف انجام میشود
- مقابل
- ابقای عقد
- همخانواده
- تقایل، متقایلین، تفاسخ. اقاله یکی از طرق سقوط تعهد است و به تراضی طرفین برای برهمزدن معاملهٔ صحیح گفته میشود
اقاله
- هممعنی نزدیک
- تفاسخ، برهمزدن توافقی عقد
- نوعی از
- انحلال قراردادی
- طرفها
- دو طرف همان قرارداد یا قائممقامهای آنان در حدود قانون
- شرط
- تراضی بر انحلال عقد
- اثر
- پایاندادن به عقد صحیح و بازگشت عوضین یا تنظیم آثار مالی آن
- محدودیت
- اقاله در نکاح و برخی اعمال وابسته به شخصیت ممکن نیست
- مفاهیم نزدیک
- فسخ، انفساخ، تراضی
- مقابل
- فسخ یکجانبه. مادهٔ ۲۸۳ اجازهٔ اقاله یا تفاسخِ معامله با تراضی طرفین را میدهد
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
صلح (مفاهیم نزدیک) · فسخ (متمایز از) · انفساخ (متمایز از) · بطلان (متمایز از) · اصل لزوم (مفاهیم نزدیک) · تراضی (مفاهیم نزدیک) · تهاتر قراردادی (مفاهیم نزدیک) · تبدیل موضوع تعهد (مفاهیم نزدیک) · ایفای غیرموضوع تعهد (مفاهیم نزدیک) · تقایل (هممعنی نزدیک) · تقایل (مفاهیم نزدیک) · تقایل (همخانواده) · بازگشت عوضین (مفاهیم نزدیک) · صلحنامه (مفاهیم نزدیک) · صلح بلاعوض (مفاهیم نزدیک) · لزوم عقد صلح (مفاهیم نزدیک) · اقالهٔ صلح (همخانواده) · ضمان عقد لازم (مفاهیم نزدیک) · اصل لزوم قراردادها (مفاهیم نزدیک) · عقد لازم (مفاهیم نزدیک) · فسخ (مفاهیم نزدیک) · تفاسخ (هممعنی نزدیک) · تفاسخ (مفاهیم نزدیک) · تفاسخ (همخانواده) · صلح لازم (مفاهیم نزدیک)
ریشه و سیرِ واژه
- منشأ
- منشأ لغوی: عربی، از ریشهٔ «ق-ی-ل»
- معنای اولیه
- معنای اولیهٔ لغوی: برگرداندن، رها کردن از بیع، فسخ کردن معامله
- تطورِ معنایی
- سیرِ تطورِ معنایی تا امروز: معنای فقهی آن با اندکی تفاوت در جزئیات، به قانون مدنی راه یافته و در حقوق امروز ایران تثبیت شده است.
- در فقه
- تعریف در فقهِ امامیه: بر هم زدن عقد لازم با تراضی و توافق طرفین عقد.
- در قانونِ موضوعه
- تعریف در قانونِ موضوعهٔ ایران: تفاسخ یا بر هم زدن معامله با تراضی طرفین.
- تفاوتِ این دو
- تفاوتِ این دو، اگر هست: در فقه در خصوص ماهیت اقاله (اینکه عقد است یا فسخ) اختلاف نظر وجود دارد. قانون مدنی ایران آن را در زمرهٔ اسباب سقوط تعهدات و در کنار فسخ و انفساخ آورده و ماهیت آن را به فسخ نزدیکتر دانسته است، هرچند دکترین حقوقی آن را یک قرارداد مستقل میداند.
- همخانواده
- همخانوادههای صرفی که در متونِ حقوقی میآیند: تقایل، استقاله
مفهوم
تعریفِ مفهومی (ماهیتِ انتزاعی، نه معنای واژه): عمل حقوقی دوجانبهای که موضوع آن انحلال یک عقدِ لازمِ موجود با توافق همان طرفینی است که آن را منعقد کردهاند.
زیرمجموعهٔ: انحلال قرارداد
آیا معنا یا دامنهاش در طولِ زمان عوض شده: ماهیت اصلی آن ثابت مانده، اما بحث در خصوص آثار آن نسبت به منافع تلفشده یا حقوق اشخاص ثالث در رویهٔ قضایی و دکترین حقوقی دقیقتر شده است.
گونهها
- اقالهٔ جزئی — معیار: از حیثِ شمول
- اقالهٔ کلی — معیار: از حیثِ شمول
اسبابِ پیدایش
- ارادهٔ مشترک طرفین عقد بر انحلال آن — مبنای آن حاکمیت اراده و این اصل است که طرفین همانطور که میتوانند عقدی را ایجاد کنند، باید بتوانند با توافق آن را منحل کنند.
مفاهیمِ مجاور و مرزشان
- انفساخ — انفساخ انحلال قهری و خودبهخودی عقد به سببی خارج از ارادهٔ طرفین است (مانند تلف مبیع قبل از قبض)، در حالی که اقاله مبتنی بر ارادهٔ مشترک آنهاست.
- بطلان — بطلان ناظر به عقدی است که از ابتدا شرایط اساسی صحت را نداشته و فاقد اثر حقوقی است، اما اقاله عقدی را منحل میکند که صحیحاً منعقد شده و دارای آثار بوده است. بطلان اثر قهقرایی دارد، اما اثر اقاله اصولاً ناظر به آینده است.
- تفاسخ — تفاسخ مترادف اقاله است و تفاوتی ماهوی با آن ندارد.
- فسخ — فسخ یک عمل حقوقی یکجانبه (ایقاع) است که با ارادهٔ یکی از طرفینِ ذیحق واقع میشود، اما اقاله یک عمل حقوقی دوجانبه (قرارداد) و نیازمند توافق هر دو طرف است.
ارکان و ضمانتِ اجرا
- انحلال — بازگرداندن عوضین · اثر اصلی اقاله، بازگشت طرفین به وضعیت پیش از عقد و استرداد عوضین است. در صورت تلف، مثل یا قیمت آن باید داده شود.
- رکن — اهلیت طرفین · طرفین باید اهلیت تصرف در اموال و حقوق مالی خود را داشته باشند.
- رکن — تراضی طرفین · وجود ارادهٔ مشترک و موافق هر دو طرف عقد اصلی برای انحلال آن. این رکن اساسی اقاله است.
- رکن — موضوع اقاله · موضوع اقاله باید انحلال یک عقد لازمِ موجود باشد.
- شرط_صحت — عدم مغایرت با حقوق اشخاص ثالث · اقاله نباید به حقوق مکتسبهٔ اشخاص ثالث که به موجب عقد اصلی ایجاد شده، خللی وارد آورد.
- شرط_صحت — وجود عقد لازمِ قابل انحلال · اقاله در مورد عقود باطل یا منحلشده و همچنین عقود جایز (مانند وکالت) موضوعیت ندارد.
مستندها
- مادهٔ ۲۱۹ قانون مدنی — اصل لزوم قراردادها و استثنای اقاله.
- مادهٔ ۲۸۳ قانون مدنی — تعریف اقاله به عنوان تراضی طرفین برای بر هم زدن معامله.
- مادهٔ ۲۸۴ قانون مدنی — بیان اینکه اقاله با هر لفظ یا فعلی که دلالت بر آن کند واقع میشود.
- مادهٔ ۲۸۵ قانون مدنی — موضوع اقاله میتواند تمام یا بخشی از معامله باشد.
- مادهٔ ۲۸۶ قانون مدنی — حکم تلف یکی از عوضین یا هر دو که مانع اقاله نیست.
- مادهٔ ۲۸۷ قانون مدنی — حکم منافع منفصله و متصله پس از اقاله.
تطبیقِ اصطلاحشناختی
- رومی-ژرمنی — Rescission by mutual consent · در بسیاری از نظامهای حقوقی رومی-ژرمنی، این مفهوم به عنوان یکی از طرق خاتمهٔ قرارداد پذیرفته شده است و مبتنی بر اصل حاکمیت اراده است.
- کامنلا — Mutual rescission / Discharge by agreement · در کامنلا نیز طرفین میتوانند با یک قرارداد جدید (که دارای consideration است) قرارداد قبلی را خاتمه دهند. اگر تعهدات هیچیک از طرفین اجرا نشده باشد، صرف توافق کافی است.
همارزها و همخانوادهها
تفاسخ · انحلال توافقی
اینها در جستجو با هم گرفته میشوند (بینشان «یا»).
مفاهیمِ مرتبط و متناظر
انعقاد عقد · عقد لازم
دو سوی یک رابطهٔ حقوقیاند (مثلِ بایع و مشتری، مبیع و ثمن) — نه متضاد، نه هممعنا.
مفاهیمِ متمایز
متضادها و مفاهیمِ مقابل
اینها خودکار جستجو نمیشوند — پیشنهادند. متضاد اگر «یا» شود، سندی که فقط واژهٔ مقابل را دارد بالا میآید.
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
تعریف
اقاله یا تفاسخ اصطلاحی حقوقی است بر توافق دو طرف یک قرارداد، به منظور برهمزدن و از میان بردن آثار آن قرارداد در آینده و معنای لغوی آن رهایی می باشد. در واقع اقاله خود نیز نوعی عقد است و یکی از سه سبب اصلی انحلال قرارداد در کنار خیارات و انفساخ (انحلال قهری قرارداد) است. اقاله، فسخ و انفساخ هر سه به معنای پایان قرارداد هستند، اما تفاوتهایی دارند. اقاله به توافق طرفین برای لغو یک قرارداد اشاره دارد و نیاز به موافقت دوطرف دارد. فسخ به لغو یکطرفه قرارداد به دلیل نقایص یا شرایط خاص مانند عدم انجام تعهدات تعلق دارد. انفساخ نیز به معنای بطلان خودبهخودی قرارداد است، که معمولاً به دلیل عدم وجود شرایط لازم برای اعتبار قرارداد (مثل غیرقانونی بودن یا عدم اهلیت طرفین) اتفاق میافتد. در قانون مدنی بهطور صریح از اقاله تعریفی به عمل نیامده است ولی طبق ماده ۲۸۳ق. م بعد از معامله طرفین میتوانند به تراضی آن را اقاله و تفاسخ کنند. نام دیگر اقاله همان تفاسخ میباشد. طبق ماده ۲۶۴ ق.م اقاله یکی از اسباب سقوط تعهد است. قانون دربارهٔ به ارث رسیدن اقاله مسکوت ماندهاست ولی طبق نظر اکثر حقوق دانان اقاله به ارث نمیرسد. اگر بخواهیم اقاله را به صورت خلاصه تعریف کنیم: اقاله همان تراضی طرفینی است که عقد را انشاء کردهاند این بار برای انحلال همان عقد. اقاله فقط در عقود لازم وجود دارد. عقد نکاح، ضمان و وقف را نمیتوان اقاله کرد. نکاح را به دلیل نظم عمومی جامعه، ضمان را به علت منافع شخص ثالث و وقف را به دلیل نفع اشخاص ثالث و همینطور نظم عمومی جامعه. اقاله را نمیتوان اقاله کرد. در اقاله طرفین حق ندارند مقدار معاوضه را کم یا زیاد کنند بجز در مواردی که مال قیمی است و همینطور وقتی بر اثر عمل شخص قیمت موضوع معامله افزایش پیدا میکند. ر.ک. ماده ۲۸۸ ق.م به نظر اکثر حقوق دانان گذاشتن شرط برای اقاله اشکالی ندارد. طبق ماده ۲۸۶ ق.م اگر مورد معامله تلف شود (یا به شخص ثالث منتقل شود که در حکم تلف است) مانع اقاله نیست و میتوان به جای چیزی که تلف شده مثل یا قیمت آن را قرار داد. اقاله اثر قهقرایی ندارد، یعنی نسبت به قبل از اقاله، آثار معامله باقی خواهد ماند
منبع: ویکیپدیا — اقاله (CC BY-SA 4.0)
معنای لغوی و دانشنامهای
فرهنگ معین
(اِ لِ ) [ ع . اقالة ] ۱ - (مص م . ) بر هم زدن ، فسخ کردن معامله با رضایت . ۲ - بخشیدن . ۳ - (اِمص . ) گذشت .
فرهنگ عمید
۱. (حقوق ) فسخ کردن بیع، پس خواندن و برهم زدن معامله. ۲. [قدیمی] درگذشتن از گناه.
دانشنامهٔ اسلامی (ویکیفقه)
إقاله. اِقاله، اصطلاحی فقهی و حقوقی به مفهوم نقض قرارداد با تراضی طرفین می باشد. واژه اقاله در لغت به معنای فسخ بوده، و کاربردهای خاص آن در موضوعاتی مانند « بیعت » و « عهد »، نشانگر استحکام متعلق آن است.اِقاله، اصطلاحی فقهی و حقوقی به مفهوم نقض قرارداد با تراضی طرفین می باشد. واژه اقاله در لغت به معنای فسخ بوده، و کاربردهای خاص آن در موضوعاتی مانند « بیعت » و « عهد »، نشانگر استحکام متعلق آن است. اقاله در اصطلاح در مفهوم اصطلاحی، اقاله تنها در عقود لازم به کار می رود سید مرتضی علی، الناصریات، ج۱، ص۳۶۷، تهران، ۱۴۱۷ق /۱۹۹۷م. کاربرد اقاله در عقود مالی از قبیل بیع و اجاره است، اما در عقود لازمی چون نکاح که امکان فسخ آنها با خیار نیست، و همچنین در ایقاعات جریان نمی یابد. شهید ثانی زین الدین، مسالک الافهام، ج۳، ص۴۳۶، قم، ۱۴۱۴ق. ...
دانشنامهٔ آزاد فارسی
اِقاله به هم زدن معامله ای که به طور صحیح واقع شده، با تراضی و توافق طرفین. اقاله، توافق مجدد طرفین معامله است به این که توافق قبلی خود در انجام معامله را به هم زنند و به وضع قبل از معامله برگردند. مثلاً با اقاله در معاملۀ خرید و فروش، فروشنده بهای کالا (ثمن) را به خریدار مسترد می کند، و خریدار هم کالای موضوع معامله (مبیع) را به فروشنده پس می دهد. اقاله را تفاسخ (فسخ دوطرفه) نیز گویند (مادۀ ۲۸۳ قانون مدنی). ممکن است طرفین توافق کنند بخشی از معامله را اقاله نمایند (مادۀ ۲۸۵ قانون مدنی).
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
