اقباض
جستجوی «اقباض» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 144: رفع ید از موضوع معامله از طرف ناقل بنفع منتقل الیه بطوری که منتقل الیه بتواند هر نوع ) تسلیم فعل ناقل است وتسلم فعل منتقل الیه است (ماده ۷ م) رک. تسلیم 06 اقتصاد -نظم و ترتیب درهزینه ها در اداره یک خانه وخانواده که گاهی به اقتصاد خانواده (در ترجمه . تعبیر میشود([10۲۳۱۵51 ۴00۲۵۲۲۱۱۵. (50۵0(3۱6 ۴00۲۵۲۳۱۵ اقتصاد اجتماعی (معادل سازمان پایه تمام روشهای اجتماعی علمی است. اين علم نه فقط ازثروت و منافع آن بحث می کند بلکه مزایای روابط قراردادی و شبه قراردادی يا قانونی (که افراد آن روابط را برای زندگی آسان تری بوجود می آورند) را مورد مطالعه قرار میدهد و هدف آن کوشش برای تکمیل و بهبود نیستن در اجتماع است. این اصطلاح در (مقا بل (اقتصاد سیاسی) بکار می رود. (رگ.
روابطِ واژه
- هممعنی نزدیک
- تحویلدادن
- نوعی از
- عملِ تسلیمکننده
- معنا
- فراهمکردن امکان تصرفِ طرف مقابل بر مال
- رابطه
- اقباض از سوی تحویلدهنده و قبض از سوی تحویلگیرنده رخ میدهد
- اثر
- در بیع، اقباض مبیع اجرای تعهد فروشنده و قبض ثمن اجرای تعهد خریدار است
- مفاهیم نزدیک
- تسلیم، قبض، تحویل
- مقابل
- امتناع از اقباض
- همخانواده
- قبض، اقباض، مقبوض
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
قبض (مفاهیم نزدیک) · قبض (همخانواده) · عقد عینی (مفاهیم نزدیک) · تسلیم مبیع (مفاهیم نزدیک) · قبض در هبه (مفاهیم نزدیک) · قبض در رهن (مفاهیم نزدیک)
همارزها و همخانوادهها
تحویل · تسلیم · در اختیار گذاشتن · قبض
اینها در جستجو با هم گرفته میشوند (بینشان «یا»).
متضادها و مفاهیمِ مقابل
بیع · مبیع · ضمان · خیار تاخیر ثمن
اینها خودکار جستجو نمیشوند — پیشنهادند. متضاد اگر «یا» شود، سندی که فقط واژهٔ مقابل را دارد بالا میآید.
مفاهیمِ مرتبط
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
اقباض. [ اِ ] ( ع مص ) قبضه ساختن شمشیر و جز آن را. ( منتهی الارب )( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). شمشیر و کارد را دسته کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( مجمل اللغة ). || در تداول ، داد و ستد قبض در معاملات. ( ناظم الاطباء ). - قبض و اقباض کردن ؛ قبض دادن و قبض گرفتن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
( اِ ) [ ع . ] ۱ - (مص م . )به تصرف درآوردن . ۲ - (اِمص . ) داد و ستد قبض (در معاملات ).
فرهنگ عمید
۱. گرفتن و به تصرف درآوردن کالا. ۳. داد و ستد قبض در معاملات.
دانشنامهٔ اسلامی (ویکیفقه)
تحویل مال تعهّد شده به طرف مقابل را اِقباض (تسلیم؛ تحویل ) می گویند. در عقود مالی همچون بیع، اجاره و هبه و نیز غیر مالی که در آن تعهّد مالی شده همچون مهر در عقد نکاح، تحویل مال تعهّد شده، از سوی متعهّد به طرف مقابل را اقباض گویند؛ هرچند چگونگی آن نسبت به اشیای مختلف متفاوت است؛ لیکن حقیقت آن هر اقدامی است که از نظر عرف، تحقّق بخش قبض (استیلا و تسلط طرف مقابل بر مال) در خارج گردد. بنابراین، اقباض در اموال غیر منقول، مانند خانه و زمین به تخلیه و تحویل کلید آن و متمکن ساختن طرف مقابل در تصرف است و در اشیای منقول، بر حسب عرف رایج نسبت به کالاهای مختلف، تفاوت دارد. حکم اقباض حکم اقباض به لحاظ نوع عقد متفاوت است. اقباض در عقود لازم مانند بیع واجاره، واجب و در عقود جایز همچون هبه جایز است؛ بدین معنا که هبه کننده می تواند پیش از اقباض، از هبه خویش منصرف شود و مال هبه شده را تحویل ندهد. اقباض در مواردی نیز شرط صحّت یا لزوم عقد است. در ادامه به مهم ترین مباحث مرتبط با اقباض در عقود اشاره می شود. اقباض در بیع از شرایط کالا و بهای آن در معاملات، داشتن قدرت شرعی یا عقلی فروشنده یا خریدار بر تحویل آن به دیگری است. بر هر یک از فروشنده و خریدار واجب است در صورت عدم شرط تأخیر در عقد، کالا یا بهای آن را فوری به دیگری تحویل دهد و در صورت خودداری از تحویل، حاکم شرع او را بدین کار مجبور می کند. ← شرط تأخیر در بیع ...
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
