اموال
جستجوی «اموال» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 171: جمع مال است ومال فعل ماضی از (میل) است بمعنی خواستن و در فارسی هم بآن (خو استه) گو یندوآن :چیزی ۱ ست که ارزش مبادله را دارا باشد. دراصطلاحات دذُیل بکار رفته است
در روابطِ واژههای دیگر
ترکه (اجزا) · مال (همخانواده) · مورث (موضوع مرتبط) · تحریر ترکه (موضوع) · تصفیهٔ ترکه (موضوع) · دارایی شرکت (اجزا) · دارایی شرکت (همخانواده) · دفتر دارایی (همخانواده) · پوشش بیمهای (موضوع) · بیمهٔ اموال (همخانواده) · وصی (موضوع) · صورت اموال (همخانواده) · کتمان اموال (موضوع)
نامهای دیگر
زیرمجموعهها و اقسام
اموال تاجر ورشکسته · اموال عمومی · اموال مباح · اموال منقول
مفهومِ کلیتر
مفاهیمِ مرتبط
مالکیت · قبض · تسلیم · توقیف اموال · بیع · حقوق مدنی
ترکیبهای ثبتشده
استعلام اموال · اموالغیرمنقول · اموالمنقول · بیمهاموال · بیمهٔ اموال · تصفیهاموال · توقیفاموال · صورت اموال · کتمان اموال · تقسیم اموال غایب · جرایم علیه اموال · شناسایی اموال محکومعلیه · ارث زوجه از اموال غیرمنقول
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
اموال. [اَم ْ ] ( ع اِ ) ج ِ مال. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).املاک و اسباب و امتعه و کالا و دولت و ثروت و هر چیزی که کسی مالک و دارا باشد. ( ناظم الاطباء ) . خواسته ها. مالها. ( فرهنگ فارسی معین ): کدخدای اعمال و اموال و تدبیر بر این جمله است.( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 394 ). اموال بسیار در عمارت آن صرف کرد. ( ترجمه تاریخ یمینی ). اموال و اسلحه ایشان که کابراً عن کابر بل کافراً من کافر میراث رسیده بود بغنیمت بیاوردند. ( ترجمه تاریخ یمینی ). او رابشکست و اموال و رحال و اثقال او برگرفت. ( ترجمه تاریخ یمینی ). بر ملک فارس مستولی شد و اموال و معاملات بستد. ( ترجمه تاریخ یمینی ). و رجوع به مال شود.
فرهنگ معین
( اَ ) [ ع . ] (اِ. ) جِ مال ، خواسته ها، مال ها.
فرهنگ عمید
= مال۲
دانشنامهٔ اسلامی (ویکیفقه)
اَمْوال ، اصطلاحی در فقه اسلامی که به مباحثی درباره جمع و خرج دارایی های عمومی می پردازد. در سده های نخست اسلامی ، آثاری مستقل در موضوع اموال به رشته تحریر درآمده است . اموال و عواید مالی دولت اسلامی اموال و عواید مالی دولت اسلامی از منابع گوناگونی فراهم می گردد: نخست ثروتهای طبیعی مانند زمین ، دریا ، جنگل و معادن ؛ دوم غنایم جنگی ؛ سوم مالیات هایی چون خراج و جزیه ؛ و سرانجام پرداختهای عبادی و تبرعی از جمله زکات ، احباس و اوقاف . سیره رسول اکرم - صلی الله علیه وآله وسلم- به عنوان ضابطه و قانونی عملی ، خود نخستین گام در تدوین مقررات مالی دولت اسلامی به شمار می آید. روش آن حضرت مبنی بر چگونگی تقسیم اموال به دست آمده از اهل بحرین ، قضیه اموال بنی نضیر بیانات عمومی آن حضرت درباره غنایم و ثروتهای طبیعی و بسیاری نمونه های دیگر، به عنوان سنتی لازم الاجرا در دوره های بعد مورد استناد قرار گرفته است . برای نمونه ، برپایه سنت پیامبر- صلی الله علیه وآله وسلم- در اخذ جزیه از اهل کتاب که برگرفته از سخنان و نامه های ایشان است ، چگونگی و میزان جزیه در حکومت اسلامی را می توان استنباط کرد و در دوره فتوح ، این سنت مبنای عمل سرداران مسلمان بود. ← دوره فتوح افزون بر ضوابط تعیین شده در سنت نبوی ، برخی شیوه های کاربردی خلفای نخستین ، خود دست مایه ای شد تا فقیهان و محدثان مخصوصاً در روزگار عباسیان ، با بهره گیری از آن ها به تدوین مباحث اموال و طبقه بندی آنها بپردازند و آثاری نظری و گاه کاربردی در این موضوع تألیف کنند. …
دانشنامهٔ آزاد فارسی
رجوع شود به:دارایی
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
