Ailexa — هوش مصنوعی + قانون home صفحه اصلی (کلاسیک)
حوزهٔ جستجوی شما حدوداً در چه زمینه‌ای است:
در جست‌جوی چه هستید؟ بعد از انتخابِ آنچه می‌خواهید، در کادرِ جستجوی بالا موضوع را بنویسید و «بگرد» را بزنید. کانال تلگرام پادکست‌ها و تدریس‌هاصفحهٔ من

انفساخ

#انفساخ #عقد #فسخ #عقد_بیع #قرارداد #شرط_فاسخ #تلف_مبیع #بطلان #اقاله #انحلال‌قهری #پایان

جستجوی «انفساخ» در متنِ قوانین، آرا و نظریات

معنی و توضیح

ترمینولوژی حقوق، ص 197: انحلال قهری عقد را انفساخ گویند مثلا تلف مبیع پیش ازقبض موجب انفساخ عقد بیع است یعنی ) (خودبخود عقد بیع نا بود میشود (ماده ۳۸۷ ق- م

روابطِ واژه

انفساخ

هم‌معنی نزدیک
انحلال قهری قرارداد
نوعی از
سبب انحلال عقد
مبنا
حکم قانون یا تحقق شرط فاسخ
ویژگی
بدون نیاز به اعمال ارادهٔ تازه
اثر
پایان خودکار رابطهٔ قراردادی
متمایز از
فسخ، اقاله، بطلان
مقابل نسبی
بقای عقد
هم‌خانواده
منفسخ، شرط فاسخ

انفساخ

هم‌معنی نزدیک
انحلال قهری قرارداد
نوعی از
پایان خودبه‌خودی عقد
سبب‌ها
وقوع شرط فاسخ، تلف مورد معامله در موارد قانونی، مرگ یکی از طرفین در برخی عقود جایز یا دیگر اسباب مقرر
اثر
عقد بدون نیاز به اعلام فسخ یا توافق طرفین منحل می‌شود
مفاهیم نزدیک
شرط فاسخ، بطلان، فسخ
مقابل
فسخ ارادی یا اقاله
هم‌خانواده
انفساخ، منفسخ، فسخ

نقشهٔ روابط

انفساخ هم‌معنی نزدیک: انحلال قهری قرارداد انحلال قهری قرارداد نوعی از: سبب انحلال عقد سبب انحلال عقد متمایز از: فسخ فسخ متمایز از: اقاله اقاله متمایز از: بطلان بطلان مقابل نسبی: بقای عقد بقای عقد هم‌خانواده: منفسخ منفسخ هم‌خانواده: شرط فاسخ شرط فاسخ نوعی از: پایان خودبه‌خودی عقد پایان خودبه‌خودی عقد مقابل: فسخ ارادی یا اقاله فسخ ارادی یا اقاله هم‌خانواده: انفساخ انفساخ
هم‌معنی نزدیکعام‌تر / نوعی ازمتمایزمقابل نسبیهم‌خانوادهمقابل

در روابطِ واژه‌های دیگر

فسخ (متمایز از) · بطلان (متمایز از) · شرط فاسخ (مفاهیم نزدیک) · اقاله (مفاهیم نزدیک) · فسخ (مفاهیم نزدیک) · ضمان معاوضی (مفاهیم نزدیک) · تلف مبیع قبل از قبض (مفاهیم نزدیک) · تلف کلی مبیع پیش از قبض (مفاهیم نزدیک)

ریشه و سیرِ واژه

معنای اولیه
انفساخ مصدر باب «انفعال» از ریشه‌ «فَسَخَ» و به معنای شکسته شدن، برانداختن، تباه شده و متلاشی شده انصاری، مسعود و طاهری، محمدعلی، دانشنامه حقوق خصوصی، تهران، انتشارات محراب فکر، ۱۳۸۴، چاپ اول، جلد اول، ص۴۸۳. و در فقه و حقوق ، از اثر افتادن یک عمل حقوقی بیرون از اراده ایجاد کنندگان آن می‌باشد.

مفهوم

mw-parser-output"> انحلال قهری عقد را انفساخ گویند

مفاهیمِ مجاور و مرزشان

  • بطلان — انفساخ قرارداد با بطلان آن تفاوت دارد. اگر قراردادی باطل باشد به ‌معنی بی‌اعتباری و عدم تاثیر آن است اما قرارداد در صورتی منفسخ می‌شود که ابتدا قراردادی به ‌طور صحیح منعقد شده باشد سپس سببی موجب انفساخ آن گردد. کاتوزیان، ناصر، اعمال حقوقی، تهران، شرکت سهامی انتشار، ۱۳۸۶، چاپ دوازدهم، ص۳۲۷، ش۳۱۹. علاوه بر انفساخ، اسباب دیگری که موجب انحلال قرارداد می‌گردند عبارتند از: فسخ و تفاسخ. در فسخ، قرارداد به‌ موجب اراده‌ یکی از طرفین و در تفاسخ ( اقاله )، قرارداد با توافق طرفین از بین می‌رود. جعفری لنگرود

مستندها

ریشه و سیرِ واژه

منشأ
منشأ لغوی: عربی، ریشه «فسخ»
معنای اولیه
از بین رفتن خودبه‌خودِ چیزی بدون دخالتِ فاعل
تطورِ معنایی
در ابتدا به معنای زوال یا نابودی به کار می‌رفت؛ سپس در متون حقوقی به معنای پایان یافتن قرارداد بدون ارادهٔ طرفین تثبیت شد.
در فقه
پایان یافتن عقد به صورت قهری و بدون نیاز به ارادهٔ طرفین، معمولاً به سبب وقوع حادثه یا شرطی خاص.
در قانونِ موضوعه
زوال یا پایان یافتن قرارداد به طور خودکار و بدون اعمال ارادهٔ طرفین، به دلیل تحقق یک عامل خارجی یا قانونی.
تفاوتِ این دو
در فقه و قانون هر دو به پایان قهری عقد اشاره دارند، اما در قانون مصادیق و شرایط آن صریح‌تر بیان شده است.
هم‌خانواده
فسخ، منفسخ، منفسخ‌عنه، منفسخ‌له، انفساخ‌یافته، انفساخ‌شده

مفهوم

وضعیتی که در آن یک قرارداد یا تعهد به طور قهری و بدون ارادهٔ طرفین منحل می‌شود.

زیرمجموعهٔ: انحلال قرارداد

دامنهٔ کاربرد آن در حقوق ایران با گسترش مصادیق قانونی و قراردادی توسعه یافته است.

گونه‌ها

  • انفساخ قانونی — معیار: بر اساس حکم قانون
  • انفساخ قراردادی — معیار: بر اساس شرط ضمن عقد
  • انفساخ قضایی — معیار: در موارد نادر با حکم دادگاه

اسبابِ پیدایش

  • تحقق شرط فاسخ
  • وقوع حادثه‌ای که ادامهٔ قرارداد را ناممکن یا بی‌اثر می‌کند — مانند تلف موضوع عقد

مفاهیمِ مجاور و مرزشان

  • بطلان — بطلان از ابتدا اثر ندارد؛ انفساخ پس از انعقاد و در اثر حادثه‌ای رخ می‌دهد.
  • تفاسخ — تفاسخ با توافق طرفین است؛ انفساخ بدون توافق و قهری است.
  • فسخ — فسخ نیازمند ارادهٔ یک طرف است؛ انفساخ قهری و بدون ارادهٔ طرفین.

مستندها

  • ماده‌ای از قانون مدنی درباره تلف مبیع پیش از قبض — در صورت تلف مورد معامله پیش از تسلیم، عقد خودبه‌خود منفسخ می‌شود.
  • ماده‌ای از قانون مدنی درباره شرط فاسخ — تحقق شرط فاسخ موجب انفساخ عقد می‌شود.

تطبیقِ اصطلاح‌شناختی

  • رومی-ژرمنی — automatic termination · در حقوق فرانسه و آلمان نیز مفهومی مشابه وجود دارد.
  • کامن‌لا — frustration / automatic discharge · در حقوق انگلیس، frustration به مواردی شبیه انفساخ اطلاق می‌شود.

هم‌ارزها و هم‌خانواده‌ها

انحلال قهری

این‌ها در جستجو با هم گرفته می‌شوند (بینشان «یا»).

مفاهیمِ مرتبط و متناظر

لزوم

دو سوی یک رابطهٔ حقوقی‌اند (مثلِ بایع و مشتری، مبیع و ثمن) — نه متضاد، نه هم‌معنا.

مفاهیمِ متمایز

نفوذ

متضادها و مفاهیمِ مقابل

انعقاد

این‌ها خودکار جستجو نمی‌شوند — پیشنهادند. متضاد اگر «یا» شود، سندی که فقط واژهٔ مقابل را دارد بالا می‌آید.

تعریف

قرارداد ممکن است بدون دخالت اراده و به صورت قهری منحل و منفسخ شود. سبب انحلال گاه حکم قانون و گاه تراضی دو طرف قرارداد است. انفساخ عقد لازم به حکم قانون: تلف موضوع تملیک در عقود معاوضی. اسباب انفساخ عقد جایز: مرگ و حجر یکی از دو طرف انفساخ عقد به سبب تراضی دو طرف قرارداد (تعلیق در انحلال عقد):

منبع: ویکی‌پدیا — فسخ قرارداد (CC BY-SA 4.0)

معنای لغوی و دانشنامه‌ای

لغت‌نامهٔ دهخدا

انفساخ. [ اِ ف ِ ] ( ع مص ) برانداخته شدن آهنگ و بیع و نکاح و جز آن. ( منتهی الارب )( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). شکسته شدن بیع و عزم و زواج. ( از اقرب الموارد ): انفساخ بیع؛ باطل شدن آن. || تباه شدن عقد یا ازهم بشدن چیزی. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از مصادر زوزنی ). گسیختن. ازهم گسیختن : انفساخ جیفه ؛ متلاشی شدن مردار. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

(اِ فِ ) [ ع . ] ۱ - (مص ل . ) برانداخته شدن ، به هم خوردن ، برهم زده شدن (عقد بیع یا نکاح ). ۲ - کار باز افتادن . ۳ - (اِمص . ) بهم خوردگی ، باز افکندگی .

منبع: دیکشنری آبادیس

آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم

Designed & Developed by Hamed Rostami, Eng. & Attorney — © All Rights Reserved حامد رستمی، مهندس و وکیل دادگستری حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم اینستاگرام تلگرام لینکدین