ایقاع
جستجوی «ایقاع» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 210: بدون اینکه تاثیر یک طرفی قصد و رضای مذکور ضرری بغیرداشته باشد (مگر در موارد مصرح در قانون مانند طلاق) ابراء و اعراض و فسخ از مصادیق ایقاعات است. اينکه گفته اند ایقاع عمل قضایی یکطرفی غیرقابل فسخ ورد است باطل است زیرا وصیت تملیکی حقاً ایقاع است وحال اينکه قابل رد از طرف موصی له می باشد. ایقاع ممکن است لازم یا جایز باشد ولی غالبا جایز است.
روابطِ واژه
ایقاع
- هممعنی نزدیک
- عمل حقوقی یکجانبه
- نوعی از
- عمل حقوقی
- ایجادکننده
- یک شخص دارای اهلیت و اختیار
- نمونهها
- ابراء، طلاق، فسخ، اخذ به شفعه
- اثر
- ایجاد، تغییر یا سقوط حق با ارادهٔ یکجانبه
- مقابل
- عقد
- همخانواده
- ایقاعی، موقعِع
ایقاع
- هممعنی نزدیک
- عمل حقوقی یکجانبه
- نوعی از
- عمل حقوقی
- معنا
- عملی که با ارادهٔ یک شخص و بدون نیاز به قبول طرف دیگر اثر حقوقی ایجاد میکند
- نمونهها
- طلاق، ابراء، فسخ، رجوع از وصیت و اخذ به شفعه
- اثر
- ایجاد یا سقوط حق یا رابطهٔ حقوقی با اعلام ارادهٔ صاحب حق
- مفاهیم نزدیک
- عقد، فسخ، ابراء
- مقابل
- عقد که نیازمند توافق است
- همخانواده
- ایقاع، موقع، ایقاعی
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
عقد (مقابل) · قرارداد (مقابل نسبی) · رد معاملهٔ فضولی (نوعی از) · تنفیذ (نوعی از) · شرط نتیجه (مفاهیم نزدیک) · رجوع از وصیت (نوعی از) · اسقاط حق (نوعی از) · اخذ به شفعه (نوعی از) · اجازهٔ مالک (نوعی از) · رد مالک (نوعی از) · قرارداد (مقابل)
مفهوم
انشاء بی نیاز از انشاء قبول را ایقاع میگویند
نامهای دیگر
زیرمجموعهها و اقسام
طلاق · ابراء · فسخ · اخذ به شفعه
مفهومِ کلیتر
مفاهیمِ مرتبط
تعریف
ایقاع نوعی عمل حقوقی است که فقط با اراده یک نفر انجام میشود و برخلاف عقد یا قرارداد به توافق دو یا چند اراده نیاز ندارد. هرچند ممکن است با اراده دیگری از میان برود. مهمترین انواع ایقاع طلاق، رجوع شوهر، لعان،ایلاء،حیازت مباح (آبادسازی اموال بیصاحب)، فسخِ قرارداد (خیارات)، اعراض، ابراء (بخشش طلب)، تملک به شفعه، نذر و فرزند خواندگی هستند. در مورد عقد یا ایقاع بودن برخی از اعمال حقوقی همچون اقرار، وصیت تملیکی و ابراء اختلاف است. این اختلاف گاه ناشی از تعریف ایقاع و گاه ناشی از تأثیر رد ذینفع در تحقق ایقاع است. ایقاع، که با یک انشاء واقع میشود و اثر دلخواه را ایجاد میکند، بدون اینکه نیاز به توافق باشد: چنانکه ابراء به اراده طلبکار واقع میشود و طلاق به اراده شوهر. در ایقاع نیز قصد انشاء ضرورت دارد، منتها، این انشاء منوط به انشای دیگر نیست و خود به استقلال کارگزار و نافذ است.
منبع: ویکیپدیا — ایقاع (CC BY-SA 4.0)
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
ایقاع. ( ع مص ) ( از «وق ع » ) بجنگ درانداختن کسی را.( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( غیاث ). || انداختن کسی را در آنچه بد آید. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || فروگرفتن مرغزار آب را. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). || افکندن. ( ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ، ص 24 ). انداختن در بدی. ( از ناظم الاطباء ). || مبالغه کردن در کارزار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء ). || پست کردن سرودگوی آواز را و راست کردن آن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). واقع کردن الحان مرد بنوعی که میان آنها فاصله بر یک منهج باشد. ( آنندراج ). در موسیقی یکی از دو فن علم موسیقی. النغمات المرکبة من النقرات الایقاعات و اصلها و کلها حرکات و سکون. ( رسائل اخوان الصفا، یادداشت مؤلف ). …
فرهنگ معین
[ ع . ] (مص م . ) ۱ - افکندن ، درانداختن . ۲ - یورش بردن ، تاختن . ۳ - گرفتار کردن کسی . ۴ - هم آهنگ ساختن آوازها. ج . ایقاعات .
فرهنگ عمید
۱. (حقوق ) عمل حقوقی بر اساس رضایت یکی از طرفین، مانند طلاق دادن زن از طرف مرد. ۲. (موسیقی ) چگونگی جا به جا شدن صداها در زمان های محدود و نسبت های معین، وزن موسیقی.
دانشنامهٔ اسلامی (ویکیفقه)
انشاء بی نیاز از انشاء قبول را ایقاع می گویند و از آن در بابهای ایقاعات، مانند طلاق، ایلاء، لعان، عتق، یمین و عهد سخن رفته است. ایقاع، مقابل عقد و عبارت است از انشاء مستقل در طرف ایجاب که صحّت و نفوذ آن بر انشاء قبول از طرف دیگری متوقّف نیست انواع ایقاع انواع ایقاع در شرع و عرف، بسیار است که بیشتر آنها در فقه ذکر شده است، مانند طلاق، عتق، ابراء، فسخ، نذر، عهد، یمین، ایلاء، ظهار، لعان و شفعه.در ایقاع یا عقد بودنِ جعاله ،وصیت و وقف اختلاف است. ارکان ایقاع ...[ویکی اهل البیت] این صفحه مدخلی از فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام است انشاء بی نیاز از انشاء قبول. ایقاع، مقابل عقد و عبارت است از انشاء مستقل در طرف ایجاب که صحت و نفوذ آن، بر انشاء قبول از طرف دیگری متوقف نیست. (رجوع شود به: انشاء) و در باب های ایقاعات مانند طلاق، ایلاء، لعان، عتق، یمین و عهد از آن سخن رفته است. انواع ایقاع در شرع و عرف، بسیار است که بیشتر آن ها در فقه ذکر شده است مانند طلاق، عتق، ابراء، فسخ، نذر، عهد، یمین (رجوع شود به: قسم)، ایلاء، ظهار، لعان و شفعه. در ایقاع یا عقد بودن جعاله، وصیت و وقف اختلاف است. در اعتبار عربی و ماضی بودن صیغه ایقاع اختلاف است. مشهور، ماضی بودن را شرط می دانند. در بعضی ایقاعات مانند طلاق، ظهار و لعان، عربی بودن شرط است. انشاء در ایقاعات همانند عقود، باید منجّز باشد و تعلیق آن بر امری موجب بطلان آن می شود، مگر جنبه صوری داشته باشد؛ بدین معنا که ایقاع در واقع، معلق بر آن باشد - مانند آن که بگوید: اگر این زن همسر من است، او را طلاق دادم - یا تحقق امری که ایقاع بر آن تعلیق شده، روشن باشد مانند آن که در روز بگوید: اگر روز است، زنم طالق است. …
دانشنامهٔ آزاد فارسی
ایقاع (فقه). قراری است از یک طرف که نیاز به قبول طرف دیگر ندارد، مانند طلاق. ایقاع سهوی، اکراهی و غافلانه باطل است. اهمّ ایقاعات عبارت اند از خُلع، مُبارات، ظَهار، ایلاء، لعان، عِتق، تدبیر و مکاتبه. به نظر برخی، ایقاع تعلیق بردار نیست؛ مثلاً این طلاق که «اگر همسرم به سفر برود مطلّقه است» باطل است؛ از این رو ایقاعات فضولی را باطل می دانند. در ایقاع یا عقد بودن جعاله، وصیت و وقف اختلاف است. ایقاع (موسیقی). در لغت به معنای واقع ساختن، انداختن و هم آهنگ کردن آوازها. ابن سینا ایقاع را موضوع دوم علم موسیقی و آن را برآورد زمان نَقَرات (مضراب ها، ضربه ها) تعریف کرده و تعلیم آن را موجب تالیف لحن ها دانسته است. گفته می شود ایقاع جماعتی از نَقَرات اند، با زمان هایی معین و محدود بین آن ها. علامت هایی برای اندازه گیری زمان به کار می رفت که «اتانین» نام داشت و در آن از دو حرف «ت» و «ن» استفاده می شد. ترکیب دو حرف اخیر مانند تَن ـ تَنَن ـ تَنَنَن و تَناتن و تناتن تن نیز برای مشخص کردن انواع وزن به کار می رفت. اصول ایقاع از نواختن مضراب استخراج شده بود. ایقاع را نباید با عروض و اوتاد و ارکان آن اشتباه کرد، زیرا ایقاع تقسیم لحن به بخش های متناسب با اجزای ایقاع در شعر است. در آوازهای موزون، ضرب موسیقی بنابر وزن های شعری تنظیم می شد نه بر اصول ایقاعی.
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
