بیع مؤجل
جستجوی «بیع مؤجل» در متنِ قوانین، آرا و نظریات · در 2 سند دیده شده
معنی و توضیح
مدنی: بیعی است که در آن پرداخت تمام یا بخشی از ثمن (بها) برای مدت معینی به تأخیر انداخته شود (مدتدار). در این نوع بیع، تعیین دقیق سررسید مدت الزامی است. مثال: خرید خودرو با این توافق که خریدار ثمن آن را شش ماه دیگر پرداخت کند.
روابطِ واژه
- هممعنی نزدیک
- بیع مدتدار
- نوعی از
- بیع
- معنا
- بیعی که برای تسلیم تمام یا بخشی از مبیع یا پرداخت تمام یا بخشی از ثمن، مهلت تعیین شده است
- نمونهها
- فروش اقساطی با سررسیدهای معین یا پیشفروش با تاریخ تحویل مشخص
- اثر
- تعهدِ مؤجل پیش از فرارسیدن سررسید قابل مطالبه نیست، مگر شرط یا قانون خلاف آن باشد
- مفاهیم نزدیک
- اجل، اقساط، ثمن مؤجل
- مقابل
- بیع حال. مادهٔ ۳۴۱ اجازهٔ تعیین اجل برای تسلیم مبیع یا پرداخت ثمن را میدهد
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
بیع حال (مفاهیم نزدیک) · بیع حال (مقابل)
همارزها و همخانوادهها
بیع نسیه
اینها در جستجو با هم گرفته میشوند (بینشان «یا»).
نامهای دیگر
مفاهیمِ مرتبط
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
اسنادی که این واژه در آنهاست
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
