حکام
جستجوی «حکام» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 306: اصطلاحی ۱ ست قدیمی که درمعانی ذیل بکار رفته است: الف - جمع حاکم و بمعنی ) مامور اداره عمومی شهر (رک. مملکت) است. مامور اداره عمومی مملکت را والی نامیدهاند. ب- نماینده وزارت کشور در حوزه شهرستان (ولایت) است همین نماینده را در حوزه استان (ایالت) والی می (گفتند و در بخش او را نایب الحکومه (نواب حکام) مینامیدند. (بند هفتم ماده ۵ ۶دادرسی مدنی چ - جمع حاکم بمعنی قاضی است (ماده ۳۳۳- ۴۶۶ آیین دادرسی کیفری و ماده ۴۶ قانون دفاتر اسناد (رسمی حکم ۰ 4 ۰ * 0 فقه) الف - دستور مقنن اسلام راجع بافعال مکلفان (یعنی کسانیکه عاقل و بالغ و رشید هستند) خواه ) دستورالزامی باشد چون امرونهی و خواه نباشد چون استحباب وکراهت و اباحه.
نامهای دیگر
قاضی · والی · اولیالامر
زیرمجموعهها و اقسام
مفهومِ کلیتر
مفاهیمِ مرتبط
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
