دادستان
جستجوی «دادستان» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
کیفری: دادستان یا مدعیالعموم مقام قضایی است که ریاست دادسرا را بر عهده دارد و از حقوق عمومی جامعه دفاع میکند، تعقیب متهمان را انجام میدهد و تقاضای کیفر میکند. مثال: دادستان به عنوان مدعیالعموم وارد پرونده تخریب اموال عمومی شد.
روابطِ واژه
دادستان
دادستان
- هممعنی نزدیک
- رئیس دادسرا
- نوعی از
- مقام قضایی تعقیب
- وظایف
- نظارت بر ضابطان، تعقیب جرایم، حفظ حقوق عمومی، صدور یا درخواست تصمیمهای لازم و نظارت بر تحقیقات
- اثر
- هدایت قانونی فرایند تعقیب تا مرحلهٔ ارسال پرونده به دادگاه یا صدور تصمیم نهایی
- مفاهیم نزدیک
- بازپرس، دادیار، کیفرخواست
- مقابل
- وکیل مدافع
- همخانواده
- دادستانی، دادسرا، دادستان
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
شاکی (مفاهیم نزدیک) · دادسرا (ارکان) · دادسرا (همخانواده) · بازپرس (مفاهیم نزدیک) · دادیار (مفاهیم نزدیک) · دادیار (همخانواده) · ضابط دادگستری (مفاهیم نزدیک) · کیفرخواست (صادرکننده) · جرم غیرقابل گذشت (مفاهیم نزدیک) · قرار ترک تعقیب (صادرکننده) · ضابط دادگستری (نظارتکننده) · ضابط عام (مفاهیم نزدیک) · دادسرا (ارکان اصلی) · جرم غیرمشهود (مفاهیم نزدیک) · گزارش ضابطان (مفاهیم نزدیک) · دستور قضایی (صادرکننده) · کیفرخواست (مفاهیم نزدیک) · اقدام تعقیبی (انجامدهنده) · دعوی عمومی (مفاهیم نزدیک) · دستورهای تعلیق تعقیب (صادرکننده) · اصل الزامیبودن تعقیب (مفاهیم نزدیک) · معاونت اجرای احکام کیفری (مفاهیم نزدیک) · قیمومت (مفاهیم نزدیک) · نصب قیم (مفاهیم نزدیک) · نظارت دادستان بر قیم (همخانواده) · صورت دارایی محجور (مفاهیم نزدیک)
نامهای دیگر
مفاهیمِ مرتبط
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
تعریف
دادسِتان (مُدَعی العُموم) مقامی قضایی است که افراد را رسماً به ارتکاب جرم متهم میکند و در دادسرا تحت تعقیب قرار میدهد. او این کار را از طریق سیستم ترافعی کشورهای دارای نظام حقوقی کامن لا یا سیستم تفتیشی کشورهای دارای نظام حقوقی مدنی انجام میدهد. معمولاً در پروندههای طرح شده علیه شخص متهم، دادستان دولت را نمایندگی میکند. در گذشته دادستان را مُدَعیالعُموم، وکیل جماعت یا صاحبمنصب پارکه نیز مینامیدهاند.
منبع: ویکیپدیا — دادستان (CC BY-SA 4.0)
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
