سفیه
جستجوی «سفیه» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
روابطِ واژه
سفیه
سفیه
سفیه
- هممعنی نزدیک
- غیررشید
- نوعی از
- محجور با حجر محدود
- معیار
- شخصی که تصرفات مالی او عقلایی نیست و توان ادارهٔ متعارف اموال را ندارد
- اثر
- حجر سفیه در امور مالی است؛ بنابراین اعمال غیرمالیِ او اصولاً معتبر است، اما تصرفات مالی او نیازمند اجازهٔ ولی یا قیم است
- مفاهیم نزدیک
- رشد، حجر، قیم
- مقابل
- رشید
- همخانواده
- سفه، سفیه، غیررشید
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
حجر (اشخاص مرتبط) · محجور (اقسام مهم) · محجور (مفاهیم نزدیک) · رشد (مفاهیم نزدیک) · اهلیت معامله (مفاهیم نزدیک)
ریشه و سیرِ واژه
- معنای اولیه
- سفیه در لغت یعنی ابله، کمعقل. انوری، حسین، فرهنگ بزرگ سخن، ج۵، ص۴۲۰۲. شخص سفیه را ضعیف العقل زبیدی، مرتضی، تاج العروس، ج۳۶، ص۴۰۰. ، ناقص العقل (عاقل ناقص) هم میگویند. امّا ضد عاقل، مجنون است. جعفری لنگرودی، محمدجعفر، مبسوط در ترمینولوژی حقوق، ج۳، ص۲۱۷۳. در مجمع البحرین مینویسد: «سفیه یا مبذّر، کسی است که اموال خود را در غیر اغراض صحیح، مصرف مینماید و در معاملاتش فریب میخورد و اگر بگوییم سفیه کسی است که بیاعتنا است به آنچه میگوید و آنچه در مورد او گفته میشود، گزاف نیست». طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، ج۲، ص۳۸۴. مقصود از سفیه نسبت به اموال در اصطلاح فقها و حقوق مدنی، معنای مقابل رشد است. مرحوم محقّق حلّی در اینباره مینویسد: «رشد به معنی اصلاح و قدرت تدبیر در امور مالی است، امّا سفی
مفاهیمِ مجاور و مرزشان
- صغیر ممیز — سفیه به کسی گفته میشود که پس از بلوغ ، رشد کافی برای استیفاء حقوق مالی خود را کسب نکرده است یا بعد از تحصیل رشد، آن را از دست داده است. سفیه، در سنی حالت سفه بر او عارض میشود که نوعا میبایست رشید شده و از نظر عرفی ، اقتضای رشد در او فراهم شده باشد، ولی مانعی موجب سفاهت او شده است. باریکلو، علیرضا، اشخاص و حمایتهای حقوقی آنان، ص۱۶۲، تهران، انتشارات مجد، ۱۳۸۷، چاپ اول. در حالی که صغیر ممیز فردی است که هنوز به سن بلوغ نرسیده، ولی تا حدی قدرت درک و تشخیص و تمییز سود و زیان در معاملات را به دست
- مجنون — تفاوت بین سفیه و مجنون در این است که مجنون اصولا فاقد قوه ادراک و تعقل میباشد، در حالی که سفیه تا حدودی قوه درک و تشخیص دارد و حتی ممکن است دارای مدارج علمی و ارزش اجتماعی باشد، لیکن به دلیل ضعف قوای دماغی یا ضعف اراده، نمیتواند اموال خود را به طور عاقلانه اداره کند. در واقع او تنها فاقد عقل معاش است، یعنی در معاملات فریب میخورد و اموال خود را در راههای غیرعقلایی مصرف مینماید. صفائی، سیدحسین، دوره مقدماتی حقوق مدنی، ج۱، ص۶۵، اشخاص و خانواده، تهران، موسسه عالی حسابداری، ۱۳۴۸، چاپ دوم.
مستندها
نامهای دیگر
مفهومِ کلیتر
مفاهیمِ مرتبط
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
