ضرورت
جستجوی «ضرورت» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 495: عذری است که بموجب آن ارتکاب پاره ای از امور ممنوعه مجاز است مانند کسیکه گرسنه و درشرف ) هلاکت است که میتواند از مال غیر بدون ادن او بقدر سد جوع بر دارد و بعد عوضش را بدهد همین مورد است که گفتهاند ((ما ابیح للضرورة یتقدر بقدرها)) یعنی بقدر رفع ضرورت میتوان مرتکب امر ممنوع گردید. (بین الملل عمومی) الف - حالتی است که برای مملکتی پیش می آید و آن مملکت در آن حالت برای حفط منافع حیاتی خود ناگزیر ازترک تعهدات بین المللی خود میشود زیرا عمل بآن تعهدات با حفظ منافع حیاتی آن کشور مانعه الجمع میباشند. ب- گاهی ازاصطلاح بالا مفهومی را اراده می کنند که مجوز تفسیر مقررات بین المللی بصورتی است که موجب است نه اینکه بکلی تعهد مزبور را ساقط کند ع۲013۷۵1:)101:1:6[1 010116211011 محدودیت تعهد قراردادی.
ترمینولوژی حقوق، ص 523: عذری است که بموجب آن ارتکاب پاره ای از امور ممنوعه مجاز است مانند کسیکه گرسنه و درشرف ) هلاکت است که میتواند از مال غیر بدون ادن او بقدر سد جوع بر دارد و بعد عوضش را بدهد همین مورد است که گفتهاند ((ما ابیح للضرورة یتقدر بقدرها)) یعنی بقدر رفع ضرورت میتوان مرتکب امر ممنوع گردید. (بین الملل عمومی) الف - حالتی است که برای مملکتی پیش می آید و آن مملکت در آن حالت برای حفط منافع حیاتی خود ناگزیر ازترک تعهدات بین المللی خود میشود زیرا عمل بآن تعهدات با حفظ منافع حیاتی آن کشور مانعه الجمع میباشند. ب- گاهی ازاصطلاح بالا مفهومی را اراده می کنند که مجوز تفسیر مقررات بین المللی بصورتی است که موجب است نه اینکه بکلی تعهد مزبور را ساقط کند ع۲013۷۵1:)101:1:6[1 010116211011 محدودیت تعهد قراردادی.
در روابطِ واژههای دیگر
ضرورت تغییر کاربری (همخانواده) · اضطرار (مفاهیم نزدیک)
ریشه و سیرِ واژه
- معنای اولیه
- ضرورت از نظر لغوی، به معنای لزوم و انفکاک ناپذیری است و در اصطلاحِ فلسفه در جایی به کار میرود که یک محمول مثلِ "الف" از یک موضوع مثلِ "ب"، جدایی ناپذیر و غیرقابلِ انفکاک باشد. مدنی شیرازی، علی خان بن احمد، الطراز الأول، ج ۸، ص ۲۹۰. راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص ۵۰۵. طریحی، فخر الدین نجفی، مجمع البحرین، ج ۳، ص ۱۵. در این صورت میگویند"الف" برای "ب" ضروری است. ضرورت، هنگامی که به وجود اضافه شود (یعنی ضرورتِ وجود برای یک چیز) وجوب ، و هنگامی که به عدم اضافه شود (یعنی ضرورت عدم برای یک چیز) امتناع نامیده میشود. شیرازی، صدرالدین محمد بن ابراهیم، الحاشیة علی الإلهیات، ص۳۰. به نفیِ ضرورتِ وجود و عدم از یک چیز نیز "امکان" یا "امکانِ ماهوی" یا "امکانِ خاص" گفته میشود.
نامهای دیگر
زیرمجموعهها و اقسام
دفاع مشروع · اضطرار در جرم · ضرورت در قراردادها
مفهومِ کلیتر
مفاهیمِ مرتبط
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
