طلاق
جستجوی «طلاق» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
روابطِ واژه
طلاق
- هممعنی نزدیک
- انحلال نکاح دائم
- نوعی از
- ایقاع خانوادگی
- طرفها
- زوج و زوجه
- موضوع
- نکاح دائم
- اقسام
- رجعی و بائن
- آثار
- پایان زوجیت، عده، مهریه، نفقهٔ ایام عده در موارد مقرر، حضانت و حقوق مالی مرتبط
- مفاهیم نزدیک
- فسخ نکاح، عده، رجوع
- متمایز از
- بذل مدت در نکاح منقطع
- همخانواده
- طلاقدهنده، مطلقه، طلاقنامه. نکاح دائم به طلاق یا فسخ و نکاح منقطع با انقضای مدت یا بذل مدت منحل میشود
طلاق
- هممعنی نزدیک
- انحلال نکاح دائم
- نوعی از
- سبب پایان رابطهٔ زوجیت
- قلمرو
- اصولاً فقط نکاح دائم
- شیوهها
- طلاق به درخواست زوج، طلاق قضایی به درخواست زوجه، طلاق توافقی و طلاق از راه وکالت
- شرطها
- رعایت تشریفات قانونی، ثبت رسمی و در موارد لازم صدور گواهی یا حکم دادگاه
- اثر
- پایان زوجیت با آثار مربوط به مهر، نفقه، عده، حضانت و حقوق مالی
- مفاهیم نزدیک
- فسخ نکاح، عده، رجوع
- مقابل
- استمرار نکاح یا انقضای مدت در نکاح منقطع
- همخانواده
- طلاق، مطلقه، تطلیق
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
ایقاع (نمونهها) · نکاح (مقابل) · نکاح دائم (مفاهیم نزدیک) · مهریه (مفاهیم نزدیک) · مهرالمتعه (مفاهیم نزدیک) · طلاق رجعی (نوعی از) · طلاق بائن (نوعی از) · عده (مفاهیم نزدیک) · فسخ نکاح (مفاهیم نزدیک) · فسخ نکاح (متمایز از) · اجرتالمثل ایام زوجیت (مفاهیم نزدیک) · نحله (مفاهیم نزدیک) · شرط تنصیف دارایی (مفاهیم نزدیک) · ثبت احوال (موضوع) · حقوق خانواده (مفاهیم نزدیک) · نصف مهر در طلاق پیش از نزدیکی (مفاهیم نزدیک) · نصف مهر در طلاق پیش از نزدیکی (همخانواده) · طلاق به درخواست زوج (همخانواده) · طلاق به درخواست زوجه (همخانواده) · طلاق توافقی (همخانواده) · گواهی عدم امکان سازش (همخانواده) · حکم الزام به طلاق (همخانواده) · وکالت بلاعزل در طلاق (همخانواده) · طلاق پیش از نزدیکی (همخانواده) · طلاق یائسه (همخانواده) · طلاق سوم (همخانواده)
ریشه و سیرِ واژه
- معنای اولیه
- در لغت برای واژه طلاق معانی متعددی ذکر شده است که از جمله رهایی، آزاد کردن، ترک کردن، واگذاشتن، مفارقت و جدایی است. آذرتاش آذرنوش، فرهنگ معاصر عربی-فارسی، نشر نی، ۱۳۸۵، چاپ هفتم، ص ۴۰۲. واژه طلاق در اصطلاح شرعی عبارتست از «ازاله قید نکاح بدون عوض باصیغه طالق و شبهه آن نجفی، شیخ محمد حسن، جواهر الکلام، تصحیح محمد قوچانی، چاپ بیروت، ۱۹۸۱ م، ج ۳۲، ص ۲. محمد جمال الدین محمد عاملی، لمعته الدمشقیه، چاپ قم، موسسه اسماعیلیان، ۱۳۷۵ش، ج ۲، ص ۳۷۸. .» توضیح مطلب به این صورت است که اولاً طلاق جزء ایقاعات است که در کتاب جواهر الکلام بدان تصریح شده است و جزء عقود نیست و تنها ایجاب در آن کفایت میکند اما اگر جزء عقود شرعی قرار میگرفت بایستی علاوه بر ایجاب ، قبول هم در آن وجود داشت که در این صورت دو طرفه می
گونهها
- طلاق رجعی — معیار: اقسام طلاق
همارزها و همخانوادهها
انحلال نکاح · جدایی
اینها در جستجو با هم گرفته میشوند (بینشان «یا»).
متضادها و مفاهیمِ مقابل
نکاح · مهریه · نفقه · حضانت · عده
اینها خودکار جستجو نمیشوند — پیشنهادند. متضاد اگر «یا» شود، سندی که فقط واژهٔ مقابل را دارد بالا میآید.
ترکیبهای ثبتشده
حقطلاق · طلاقبائن · طلاق بائن · طلاق توافقی · طلاق خلع · طلاقرجعی · طلاق سوم · طلاق مبارات · طلاق یائسه · عدهٔ طلاق · رجوع در طلاق · فدیه در طلاق · وکالت در طلاق · حکم الزام به طلاق · طلاق به درخواست زوج · طلاق به درخواست زوجه · طلاق پیش از نزدیکی · وکالت بلاعزل در طلاق · تفاوت فسخ نکاح و طلاق · طلاق بهعلت ترک انفاق · نصف مهر در طلاق پیش از نزدیکی
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
تعریف
طلاق به معنی پایان شرعی و قانونی ازدواج و جدا شدن همسران از یکدیگر است و در پی آن حقوق و تکالیف متقابلی که بین زوجین در هنگام ازدواج وجود داشته از میان میرود. طلاق معمولاً وقتی اتفاق میافتد که استحکام ازدواج از بین میرود و میان زوجین ناسازگاری و تنش وجود دارد. طلاق اجتماعی تغییرات در دوستیها و سایر روابط اجتماعی است که مرد یا زن طلاق گرفته با آنها سر و کار دارد. طلاق روانی موقعیتی است که از طریق آن فرد پیوندهای وابستگی عاطفی به همسرش را قطع کند و به تنها زیستن تن دردهد. طلاق با بطلان ازدواج متفاوت است؛ بطلان ازدواج به معنای این است که ازدواج صورت گرفته از ابتدا باطل و بیاعتبار بودهاست. شیوهٔ انجام طلاق در قوانین کشورهای مختلف بسیار متفاوت است، اما در اغلب کشورها نیاز به تأیید یک دادگاه یا مرجع رسمی حقوقی دارد. مذاهب مختلف نیز رویکردهای متفاوتی به طلاق دارند؛ طلاق در اسلام به اختیار شوهر انجام میشود اما زن نیز در شرایط خاصی ممکن است حق طلاق را به دست بیاورد. واژه طلاق از ریشه عربی و به معنی «گشودن گره» و «رها کردن» است و در فقه اسلامی «زائل کردن قید ازدواج با لفظ مخصوص» تعریف میشود. در فارسی از واژهٔ هِلِش، برای اشاره به طلاق استفاده میشده که از تغییریافتهٔ hiliŠn از پارسی میانه است. در زبان عربی به زنی که از همسرش جدا شده است مُطَلَّقِه میگویند.
منبع: ویکیپدیا — طلاق (CC BY-SA 4.0)
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
