فریب
جستجوی «فریب» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
مدنی: استفاده از وسایل متقلبانه برای گول زدن طرف قرارداد تا او را به انجام معاملهای راضی کنند که در غیر این صورت راضی نمیشد. موجب خیار فسخ است. مثال: فریب در معامله خودرو با دستکاری کیلومترشمار.
در روابطِ واژههای دیگر
تبلیغ گمراهکننده (همخانواده) · کلاهبرداری رایانهای (همخانواده) · تظاهر به توبه (مفاهیم نزدیک) · کلاهبرداری (همخانواده) · وسایل متقلبانه (مفاهیم نزدیک) · وسایل متقلبانه (همخانواده) · فریبخورده (همخانواده) · استفاده از دادهٔ مجعول (مفاهیم نزدیک) · فیشینگ (همخانواده) · مهندسی اجتماعی (همخانواده) · تدلیس در نکاح (همخانواده) · خیار تدلیس (مفاهیم نزدیک)
همارزها و همخانوادهها
تدلیس · نیرنگ در معامله
اینها در جستجو با هم گرفته میشوند (بینشان «یا»).
نامهای دیگر
مفاهیمِ مرتبط
تدلیس · خیار فسخ · معامله · قرارداد · کلاهبرداری · خسارت
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
