قبض
جستجوی «قبض» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
روابطِ واژه
قبض
قبض
- هممعنی نزدیک
- تحویلگرفتن، تصرفیافتن
- نوعی از
- وضعیت یا عمل حقوقی
- معنا
- قرارگرفتن مال تحت سلطه و امکان تصرفِ عرفیِ گیرنده
- مثال
- دریافت کلید خودرو و امکان استفاده از آن، یا تحویل کالا در انبار خریدار
- اثر
- در بسیاری از روابط، آغاز مسئولیت نگهداری، انتقال ضمان یا امکان اعمال حقوق به قبض وابسته است
- مفاهیم نزدیک
- تسلیم، اقباض، ید
- مقابل
- عدم قبض
- همخانواده
- قبض، مقبوض، قابض
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
بیع (ارکان و مفاهیم وابسته) · تسلیم (مفاهیم نزدیک) · عین (مفاهیم نزدیک) · عقد عینی (مفاهیم نزدیک) · عقد عینی (همخانواده) · مبیع (مفاهیم نزدیک) · تلف مبیع (مفاهیم نزدیک) · ضمان معاوضی (مفاهیم نزدیک) · منتفع (مفاهیم نزدیک) · تأدیه (مفاهیم نزدیک) · تأدیهکننده (مفاهیم نزدیک) · دریافتکنندهٔ تأدیه (مفاهیم نزدیک) · دریافتکنندهٔ تأدیه (همخانواده) · رسید پرداخت (هممعنی نزدیک) · رد عین (مفاهیم نزدیک) · رد وصیت (مفاهیم نزدیک) · قبض موصیبه (همخانواده) · تسلیم مبیع (مفاهیم نزدیک) · مرتهن (مفاهیم نزدیک) · عین مرهونه (مفاهیم نزدیک) · قبض در رهن (همخانواده) · استرداد مال ودیعه (مفاهیم نزدیک) · متهب (مفاهیم نزدیک) · عین موهوبه (مفاهیم نزدیک) · قبض در هبه (همخانواده) · اقباض (مفاهیم نزدیک) · اقباض (همخانواده) · تلف مبیع قبل از قبض (مفاهیم نزدیک) · هبه (مفاهیم نزدیک) · رجوع از هبه (مفاهیم نزدیک)
ریشه و سیرِ واژه
- معنای اولیه
- قبض در لغت اخذ مطلق یا گرفتن به دست یا گرفتن به تمام کف می باشد. ابن فارس، احمد، معجم مقاییس اللغة، ج ۵، ص ۵۰. جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح تاج اللغة وصحاح العربیة، ج ۳، ص ۱۱۰۰. انصاری، مرتضی، کتاب المکاسب، ج ۶، ص ۲۴۱. بحرانی، شیخ یوسف، الحدائق الناضرة، ج ۱۹، ص ۱۵۶.
همارزها و همخانوادهها
اقباض · تحویل · تسلیم · در اختیار گذاشتن
اینها در جستجو با هم گرفته میشوند (بینشان «یا»).
متضادها و مفاهیمِ مقابل
بیع · مبیع · ضمان · خیار تاخیر ثمن
اینها خودکار جستجو نمیشوند — پیشنهادند. متضاد اگر «یا» شود، سندی که فقط واژهٔ مقابل را دارد بالا میآید.
ترکیبهای ثبتشده
اقراربهقبض · قبضثمن · قبضمبیع · قبض در رهن · قبض در هبه · قبض موصیبه · تلف مبیع قبل از قبض · تلف جزئی مبیع پیش از قبض · تلف کلی مبیع پیش از قبض
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
