لازم طبیعت
معادلها و هستیشناسیِ واژه
- تعریف
- امری که به اقتضای ماهیت و ذات یک شیء یا عقد، به طور طبیعی و بدون نیاز به تصریح، همراه آن است.
- انگلیسی
- Natural essential, Inherent requirement
- فرانسوی
- Élément naturel
- آلمانی
- Naturgegebenes Erfordernis
- عربی
- مقتضی الطبیعة
- فقهی
- مقتضای ذات عقد (آنچه ماهیت عقد بدون آن محقق نمیشود)
- مترادف
- مقتضای ذات
- متضاد
- شرط خلاف مقتضای ذات
- اعم
- لوازم عقد
- ریشهشناسی
- «لازم» از ریشه عربی «لزم» به معنای چسبیدن و «طبیعت» از ریشه عربی «طبع» به معنای سرشت.
جستجوی «لازم طبیعت» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 692: هرگاه چیزی لازمه طبع چیز دیگری باشد آن لازم را لازم طبیعت آن چیز نامند مانند هشتاد درجه بودن سه زاویه مثلث که لازم طبیعت هر مثلث است. درعلم حقوق لازم بودن عقد ضمان ملازمه با طبیعت آن عقد دارد بهمین جهت شرط خیار بنفع ضامن در عقد ضمان درست نیست.
نامهای دیگر
مفهومِ کلیتر
مفاهیمِ مرتبط
طبیعت عقد · ماهیت عقد · عقد لازم · تراضی · قانون مدنی
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
