لازم
جستجوی «لازم» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 692: صفت عفد یا ایقاعی است که اقدام کننده بآن نتواند بقصد یکطرفی خود آنرا فسخ کند. عکس آنرا ) جایز گویند (ماده ۱۸۵- ۲۱۹ ق- م). (فقه) هرگاه دو چیز را در نظر بگیریم یکی (الف) و دیگری (ب) و وضع آن دو طوری باشد که هر وقت (الف) وجود پیدا کند (ب) هم وجود پیدا کند در اینصورت (الف) را ملزوم و (ب) را لازم نامند و رابطه بین آن دو را ((لزوم)) خوانند.
در روابطِ واژههای دیگر
عقد (اقسام) · قرارداد (انواع) · اصل لزوم (همخانواده) · عقد لازم (همخانواده) · لازمالاجرا بودن رأی (همخانواده) · لزوم عقد صلح (همخانواده) · ضمان عقد لازم (همخانواده) · اصل لزوم قراردادها (همخانواده) · ضمان لازم (همخانواده) · صلح لازم (همخانواده)
نامهای دیگر
مفهومِ کلیتر
مفاهیمِ مرتبط
عقد لازم · خیار · فسخ · اقاله · قانون مدنی
ترکیبهای ثبتشده
صلح لازم · ضمان لازم · عقد لازم · لازمالاجرا · سند لازمالاجرا · ضمان عقد لازم · لازمالاجرا بودن رأی
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
