نظام نیمهآزادی
جستجوی «نظام نیمهآزادی» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
کیفری: نظام نیمهآزادی به وضعیتی گفته میشود که متهم پس از آزادی موقت، تحت نظارت یا محدودیتهای خاصی قرار میگیرد تا از فرار یا تکرار جرم جلوگیری شود. مثال: پس از بازداشت موقت، متهم تحت نظارت الکترونیکی و محدودیتهای سفر قرار گرفت.
روابطِ واژه
نظام نیمهآزادی
- هممعنی نزدیک
- اجرای کنترلشدهٔ مجازات خارج از زندان
- نوعی از
- شیوهٔ اجرای مجازات
- ذینفع
- محکوم واجد شرایط
- هدف
- اشتغال، آموزش، درمان، حرفهآموزی یا مشارکت اجتماعی همراه با نظارت
- اثر
- امکان حضور خارج از زندان در ساعات یا شرایط معین
- مفاهیم نزدیک
- آزادی مشروط، نظارت الکترونیکی، اقدامات تأمینی
- مقابل
- حبس تماموقت
- همخانواده
- نیمه، آزادی، نظام
نظام نیمهآزادی
- هممعنی نزدیک
- اجرای حبس با خروج کنترلشده
- نوعی از
- شیوهٔ اجرای مجازات حبس
- صاحب صلاحیت
- محکوم به حبس تعزیری واجد شرایط، با رضایت او و تصمیم دادگاه
- هدف
- ادامهٔ آموزش، اشتغال، درمان، حرفهآموزی یا مشارکت در زندگی خانوادگی همراه با نظارت
- اثر
- امکان خروج محدود از زندان برای فعالیتهای تعیینشده و بازگشت در زمان مقرر
- مفاهیم نزدیک
- آزادی مشروط، پابند الکترونیکی، مراقبت
- مقابل
- حبس تماموقت در زندان
- همخانواده
- نیمه، آزادی، نظام. محکومان در نظام نیمهآزادی میتوانند، طبق ضوابط، از مرخصی، تعلیق، آزادی مشروط و عفو نیز استفاده کنند
نظام نیمهآزادی
- هممعنی نزدیک
- حبس با خروج برنامهریزیشده
- نوعی از
- شیوهٔ اجرای حبس
- مخاطب
- محکوم به حبس تعزیری واجد شرایط و راضی
- کارکرد
- اجازهٔ خروج کنترلشده از زندان برای اشتغال، آموزش، درمان، حرفهآموزی، فعالیت فرهنگی یا مشارکت در زندگی خانوادگی
- شرط
- تصمیم دادگاه و رعایت برنامه و دستورهای تعیینشده
- اثر
- حفظ پیوند اجتماعی محکوم در کنار ادامهٔ اجرای حبس
- مفاهیم نزدیک
- پابند الکترونیکی، آزادی مشروط، مرخصی
- مقابل
- حبس تماموقت
نقشهٔ روابط
در روابطِ واژههای دیگر
نظارت الکترونیکی (مفاهیم نزدیک) · حبس تعزیری (مفاهیم نزدیک) · آزادی مشروط (مفاهیم نزدیک) · مرخصی زندانی (مفاهیم نزدیک)
نامهای دیگر
مفاهیمِ مرتبط
نظارت الکترونیکی · تعلیق · آزادی · قانون · کیفری
ترکیبهای ثبتشده
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
