واگذاری
جستجوی «واگذاری» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
مدنی: انتقال دادن حق، مال یا امتیاز به دیگری به یکی از طرق قانونی مانند بیع، صلح، هبه یا صلح حقوق. واگذاری میتواند دائم یا موقت، و با عوض یا بدون عوض باشد. مثال: واگذاری حق سرقفلی مغازه با تنظیم سند رسمی انجام شد.
در روابطِ واژههای دیگر
انتقالدهنده (همخانواده) · انتقال به غیر (مفاهیم نزدیک) · انتقال حقوق مادی (همخانواده) · واگذاری حق مالکیت صنعتی (همخانواده) · انتقالدهندهٔ طلب (مفاهیم نزدیک)
همارزها و همخانوادهها
انتقال حق · واگذار کردن
اینها در جستجو با هم گرفته میشوند (بینشان «یا»).
متضادها و مفاهیمِ مقابل
بیع · نقل و انتقال · تملیک · سرقفلی
اینها خودکار جستجو نمیشوند — پیشنهادند. متضاد اگر «یا» شود، سندی که فقط واژهٔ مقابل را دارد بالا میآید.
نامهای دیگر
مفاهیمِ مرتبط
انتقال مالکیت · صلح · بیع · هبه · نمایندگی
ترکیبهای ثبتشده
شرطعدمواگذاری · واگذاری حق مالکیت صنعتی · واگذاری مال عاریه به ثالث
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
معنای لغوی و دانشنامهای
لغتنامهٔ دهخدا
واگذاری. [گ ُ ] ( حامص مرکب ) تفویض. تسلیم. ( ناظم الاطباء ). || ترک. طرح. ( یادداشت مؤلف ). || ( ص نسبی ) واگذارشده. تسلیم شده. منتقل شده. داده شده. - املاک واگذاری ؛ که مالک آن را به دیگری تسلیم کرده و تحویل داده است.
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
