وثیقه
جستجوی «وثیقه» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 798: در لغت بمعنی استوار و آنچه که بآن اعتماد شود ومحکم کاری کردن راگویند. اصطلاحاً در معانی ذُیل کار رفته است: الف- دراصطلاح مالی است (منقول یا غیرمنقول) که وام گیرنده تحت یکی ازصور قانونی (ازقبیل رهن و یا معامله باحق استرداد) آنرا نزد وام دهنده میگذارد ووام میستاند که اگر درموعد مقرر آنرا پس ندهد وام گیرنده بتواند ازمحل فروش وئیقه وقیمت آن طلب خود راکلایا بعضاً وصول کند. بودن وئیقه در تصرف وام دهنده شرط اساسی صدق وئیقه نیست یعنی ممکن است وئیقه تحقق پیدا کند ومال مورد وئیقه. دراختیار مالک ان باشد. ب- مالی که برای تضمین حسن اجراء تعهد داده می شود در این صورت دین بالفعل ومحققی وجود ندارد (بعکس رهن وبیع شرط که باید درآنها دین بالفعل درحین عقد باشد).
در روابطِ واژههای دیگر
ضمان (مفاهیم نزدیک) · کفالت (مفاهیم نزدیک) · قرار تأمین کیفری (نمونهها) · التزام به حضور (مفاهیم نزدیک) · کفالت کیفری (مفاهیم نزدیک) · وثیقهٔ کیفری (همخانواده) · ظهرنویسی وثیقهای (مفاهیم نزدیک) · ظهرنویسی وثیقهای (همخانواده) · بازداشت محکومعلیه مالی (مفاهیم نزدیک) · وثیقه در محکومیت مالی (همخانواده) · کفیل در محکومیت مالی (مفاهیم نزدیک) · قرار تأمین کیفری (مفاهیم نزدیک) · قبولی وثیقه (همخانواده) · وثیقهگذار (همخانواده) · ضبط وثیقه (همخانواده) · اخطار به کفیل یا وثیقهگذار (مفاهیم نزدیک) · اخطار به کفیل یا وثیقهگذار (همخانواده) · تأمین مناسب در نظارت الکترونیکی (مفاهیم نزدیک) · مرتهن (همخانواده) · حق عینی تبعی مرتهن (مفاهیم نزدیک) · حق تقدم مرتهن (مفاهیم نزدیک) · رهن (مفاهیم نزدیک) · مرتهن (مفاهیم نزدیک) · عین مرهونه (هممعنی نزدیک) · عین مرهونه (مفاهیم نزدیک) · حق عینیِ مرتهن (مفاهیم نزدیک) · حق عینیِ مرتهن (همخانواده) · فک رهن (همخانواده)
همارزها و همخانوادهها
اینها در جستجو با هم گرفته میشوند (بینشان «یا»).
متضادها و مفاهیمِ مقابل
اینها خودکار جستجو نمیشوند — پیشنهادند. متضاد اگر «یا» شود، سندی که فقط واژهٔ مقابل را دارد بالا میآید.
مفاهیمِ مرتبط
ترکیبهای ثبتشده
ضبط وثیقه · قبولی وثیقه · وثیقهنامه · وثیقهگذار · طلبوثیقهدار · ظهرنویسیوثیقهای · وثیقه در محکومیت مالی · اخطار به کفیل یا وثیقهگذار
واژهٔ تنها گاهی چند معنا دارد؛ ترکیب است که معنای حقوقی را قطعی میکند.
تعریف
وثیقه یا قرار وثیقه مبلغ مالی یا دارایی غیرمنقولی است که در ازای شرطی نزد طرف قرارداد یا دادگاه میگذارند. معنای لغوی وثیقه «استوار»، «آنچه بدان اعتماد شود» و «محکم کاری» است. به عبارت دیگر آزادی فرد بازداشتی با تأمین قرار وثیقه به این معناست که متهم تا زمان تشکیل دادگاه در خارج از زندان خواهد بود، اما در زمان تشکیل دادگاه باید پاسخگوی اتهامات باشد و در صورت مجرم شناخته شدن و محکومیت به زندان، دوباره به زندان برگردد. معمولاً برای آزادسازی مشروط فرد زندانی مبلغی متناسب به میزان اتهام و اهمیت پرونده وی صادر میگردد که این مبلغ و محدودیتهای آزادی فرد را بازپرس پرونده مشخص میکند.
منبع: ویکیپدیا — قرار وثیقه (CC BY-SA 4.0)
معنای لغوی و دانشنامهای
فرهنگ معین
(وَ قَ ) [ ع . وثیقة ] (ص . ) ۱ - مؤنث وثیق . ۲ - عهدنامه ، گِرویی . ج . وثائق .
فرهنگ عمید
۱. (حقوق ) مالی که متهم برای آزادی خود نزد دادگاه به رهن می گذارد. ۲. عهد، پیمان. ۳. مالی که در برابر دریافت وام نزد وام دهنده می گذارند.
دانشنامهٔ آزاد فارسی
وَثیقه (در لغت به معنای محکم کاری کردن و آنچه که به آن اعتماد شود) در عرف معمول، مالی منقول یا غیرمنقول که وام گیرنده به صورت رهن با حق استرداد نزد وام دهنده می گذارد، تا چنانچه در موعد مقرر وام را پس ندهد وام دهنده بتواند با فروش آن طلب خود را وصول کند. گاه وثیقه در مقابل گرفتن قرض و گاه جهت حُسن انجام تعهد است. در مقررات کیفری، گرفتن وثیقه یکی از اقسام قرارهای تأمین است که مراجع قضایی در مقابل آزادی متهم، به منظور دسترسی به وی و حضور به موقع او در موارد لزوم و جلوگیری از فرارش، صادر می کنند. وثیقه ای که در این موارد اخذ می شود وجه نقد، ضمانت نامۀ بانکی یا مال منقول و غیرمنقول است. وثیقه ممکن است از طرف متهم یا شخص ثالث سپرده شود. در صورتی که موضوع وثیقه وجه نقد باشد، اصطلاحاً به آن «وجه الضمان» گویند، و چنانچه غیرمنقول باشد، مراتب به ادارۀ ثبت اعلام می شود تا بازداشت مِلک در سند مالکیت و دفتر املاک قید و از نقل و انتقال بعدی آن تا رفع توقیف جلوگیری شود. هرگاه متهم در مواقع احضار از طرف مراجع قضایی، بدون عذر موجه حاضر نشود، وثیقه به نفع دولت ضبط می شود. نیز ← وجه الکفاله
منبع: دیکشنری آبادیس
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
