وظیفه
جستجوی «وظیفه» در متنِ قوانین، آرا و نظریات
معنی و توضیح
ترمینولوژی حقوق، ص 813: الف- بمعنی حقوق کارمند دولت و موْسات عمومی در ازمنه سابق بکار می رفت و اکنون ) (متروک است. در همین معنی لغت مستمری بکار می رود. وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبیذ (حافظ (ب- مرسومی است که ببازماندگان ارباب حقوق دیوانی از هر قبیل داده میشود (مقدمه قانون وظانف. ج- تکلیف قانونی و مخصوصاً تکلیف قانونی مامور دولت. گاهی (وظیفه قانونی) گفته میشود. در ما بل وظیفه اخلاقی و اجتماعی و وطنی و غیره.
نامهای دیگر
زیرمجموعهها و اقسام
حقوق وظیفه بازماندگان · حقوق وظیفه ازکارافتادگی
مفهومِ کلیتر
مفاهیمِ مرتبط
مستمری · بازماندگان · قانون استخدام کشوری · نیروهای مسلح · فوت
آلِکسا — حقوق، با نگاهِ هوش مصنوعی و الگوریتم
